✍️ عزیز ایثار
پاکستان بار دیگر وارد مرحلهای حساس از کشمکشهای سیاسی شده است؛ مرحلهای که در آن اعتراضات خیابانی، بازداشت رهبران مخالف و سرنوشت عمران خان، تنها به اختلاف میان یک حزب و دولت محدود نمیشود، بلکه آزمونی برای ثبات سیاسی، کارآمدی نهادهای حکومتی و آینده روند دموکراتیک در این کشور به شمار میرود. گزارشهای مربوط به بازداشت سهیل آفریدی، وزیر اعلی خیبرپختونخوا، جنید اکبر و شماری دیگر از رهبران تحریک انصاف پاکستان، در جریان اعتراضات هواداران این حزب، بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. اکنون پرسش اصلی این است که پاکستان در روزهای آینده به سوی تشدید تقابل سیاسی حرکت خواهد کرد، شاهد شکلگیری زمینههای گفتوگو خواهد بود یا در وضعیت فرسایشی میان اعتراض و سرکوب باقی خواهد ماند.
برای تحریک انصاف، مسئله عمران خان صرفاً موضوع آزادی یک رهبر سیاسی نیست؛ این مسئله به محور هویت سیاسی حزب و بخش مهمی از بسیج هواداران آن تبدیل شده است. از همین رو، بازداشت رهبران این حزب ممکن است در کوتاهمدت بر سازماندهی اعتراضات و ارتباط میان کادرهای سیاسی تأثیر بگذارد، اما لزوماً به معنای پایان نارضایتیها نخواهد بود. اگر هواداران تحریک انصاف احساس کنند که مسیرهای قانونی و سیاسی برای بیان اعتراضهایشان محدود شده است، احتمال ادامه یا گسترش اعتراضات وجود دارد. در مقابل، اگر بازداشتها توان سازماندهی حزب را کاهش دهد و هماهنگی میان رهبران و هواداران دشوارتر شود، ممکن است دامنه اعتراضات بهطور موقت محدود بماند. مسیر نهایی به عواملی چون انسجام تشکیلاتی حزب، میزان مشارکت هواداران، موضع حکومتهای محلی و واکنش نیروهای امنیتی بستگی خواهد داشت.
دولت پاکستان نیز در موقعیتی پیچیده قرار دارد. حفظ نظم عمومی و جلوگیری از خشونت از مسئولیتهای اساسی حکومت است، اما شیوه برخورد با اعتراضات میتواند بر مشروعیت سیاسی و اعتماد عمومی تأثیر بگذارد. اگر بازداشتها، محدودیت اجتماعات و اقدامات امنیتی گسترش یابد، ممکن است فعالیتهای اعتراضی برای مدتی کاهش پیدا کند، ولی در عین حال زمینه تشدید اختلافات سیاسی و افزایش فشار بر حکومت نیز فراهم شود. از سوی دیگر، اگر دولت امکان اعتراض مسالمتآمیز را در چارچوب قانون حفظ کند و برای گفتوگو با مخالفان راهی بگشاید، احتمال کاهش تنشها بیشتر خواهد شد. با این حال، موفقیت چنین رویکردی به آمادگی واقعی دو طرف برای مذاکره و پذیرش راهحلهایی بستگی دارد که از نظر سیاسی و حقوقی قابلیت اجرا داشته باشند.
یکی از سناریوهای پیش روی پاکستان، ادامه و تشدید رویارویی میان حکومت و تحریک انصاف است. در این حالت، احتمال دارد اعتراضات، بازداشتها، تشکیل پروندههای قضایی و اظهارات تند سیاسی بهصورت زنجیرهای ادامه پیدا کند. چنین وضعیتی میتواند فضای سیاسی کشور را بیش از پیش دوقطبی سازد و توجه دولت و احزاب را از مسائل اساسی مانند تورم، اشتغال، فقر و اصلاحات اقتصادی منحرف کند. اقتصاد پاکستان برای تقویت اعتماد سرمایهگذاران و حفظ ثبات سیاستگذاری به پیشبینیپذیری نیاز دارد؛ از این رو، تداوم بحران سیاسی میتواند بر فعالیتهای اقتصادی و تصمیمگیریهای دولتی نیز اثر منفی بگذارد. البته میزان این تأثیر به طول مدت بحران، گستردگی اعتراضات و میزان اختلال در فعالیتهای روزمره و تجاری بستگی خواهد داشت.
سناریوی دیگر، باز شدن مسیر مذاکره میان دو طرف است. تجربه سیاسی پاکستان نشان میدهد که تقابل شدید میان احزاب رقیب و تماسهای سیاسی گاه بهطور همزمان جریان داشتهاند. اگر دولت به این نتیجه برسد که اقدامات امنیتی بهتنهایی برای پایان دادن به بحران کافی نیست و تحریک انصاف نیز مذاکره را در کنار اعتراض، ابزاری برای پیگیری مطالبات خود بداند، امکان شکلگیری یک تفاهم محدود وجود خواهد داشت. چنین تفاهمی میتواند موضوعاتی مانند وضعیت حقوقی رهبران بازداشتشده، شرایط برگزاری اجتماعات سیاسی، تضمین فعالیت قانونی احزاب و نحوه پیگیری مطالبات مربوط به عمران خان را در بر گیرد. با این حال، مذاکره زمانی میتواند به کاهش پایدار تنشها کمک کند که فراتر از توافقی موقت برای آرام کردن خیابانها باشد و سازوکاری روشن برای حل اختلافات سیاسی ایجاد کند.
در کنار این دو احتمال، سناریوی دیگری نیز قابل تصور است: ادامه یک بنبست سیاسی طولانی که نه به درگیری فراگیر منجر شود و نه به توافقی جامع بینجامد. در چنین وضعیتی، حکومت سیاستهای خود را ادامه خواهد داد و تحریک انصاف نیز ممکن است در مقاطع مختلف به برگزاری تجمعات و اعتراضات روی آورد. این وضعیت شاید از وقوع یک بحران فوری جلوگیری کند، اما هزینههای فرسایشی آن میتواند بهتدریج افزایش یابد. تداوم بلاتکلیفی، دشوار شدن فعالیت پارلمان، کاهش اعتماد عمومی و محدود شدن ظرفیت دولت برای تمرکز بر مسائل اقتصادی و اجتماعی، از جمله پیامدهای احتمالی چنین شرایطی است. هرچه راههای نهادی برای حل اختلافات محدودتر شوند، احتمال آن بیشتر خواهد شد که یک رویداد کوچک به بحرانی گستردهتر تبدیل شود.
در این میان، جایگاه خیبرپختونخوا اهمیت ویژهای دارد. روابط میان حکومت فدرال و دولت ایالتی تحت رهبری تحریک انصاف، یکی از محورهای مهم منازعه سیاسی پاکستان است. بازداشت وزیر اعلی این ایالت، در صورت تأیید رسمی و روشن شدن جزئیات حقوقی آن، میتواند تنش میان اسلامآباد و حکومت ایالتی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، مسئله تنها به اختلافات حزبی محدود نمیماند، بلکه پرسشهایی درباره حدود اختیارات قانونی، مسئولیت نهادهای اجرایی و نحوه اجرای یکسان قانون نیز مطرح میشود. اگر این اختلافات از مسیرهای قانونی و سازوکارهای روشن حل شوند، امکان مهار تنشهای نهادی وجود خواهد داشت؛ اما اگر هر اقدام بهعنوان حملهای به موجودیت سیاسی طرف مقابل تعبیر شود، دامنه بحران ممکن است از رقابت حزبی فراتر برود.
پیامدهای این وضعیت برای جامعه پاکستان نیز اهمیت دارد. شهروندانی که با مشکلات اقتصادی، ناامنی شغلی و افزایش هزینههای زندگی روبهرو هستند، بیش از هر چیز به حکومتی نیاز دارند که بتواند خدمات عمومی را ارائه کند و در برابر مشکلات روزمره پاسخگو باشد. هنگامی که رقابت سیاسی تمام فضای عمومی را اشغال کند، این نگرانی وجود دارد که مطالبات اجتماعی در حاشیه قرار گیرند. در چنین شرایطی، دولت باید میان مسئولیت حفظ نظم و ضرورت رعایت حقوق شهروندان توازن برقرار کند و تحریک انصاف نیز باید درباره شیوه پیگیری مطالبات خود و حفظ ماهیت مسالمتآمیز اعتراضات تصمیمگیری کند. جلوگیری از تبدیل اختلاف سیاسی به رویارویی خشونتآمیز، مسئولیتی است که نمیتوان آن را تنها بر دوش یک طرف گذاشت.
با وجود این، پیشبینی قطعی درباره مسیر تحولات روزهای آینده پاکستان دشوار است. وضعیت حقوقی رهبران بازداشتشده، واکنش رسمی دولت، گستردگی اعتراضات، موضع دادگاهها و احتمال آغاز تماسهای سیاسی، عواملی هستند که میتوانند مسیر بحران را تغییر دهند. اگر بازداشتها تأیید شود و اعتراضات گسترش یابد، فشار سیاسی بر دولت افزایش خواهد یافت؛ اگر محدودیتها کاهش پیدا کند و مذاکرات آغاز شود، امکان فروکش کردن تنشها فراهم میشود. همچنین ممکن است هیچیک از این روندها بهسرعت به نتیجه نرسد و کشور برای مدتی در وضعیت بلاتکلیفی باقی بماند.
آنچه در نهایت اهمیت دارد، نه صرفاً این است که کدام طرف موضع سختگیرانهتری اتخاذ میکند، بلکه این است که نظام سیاسی پاکستان تا چه اندازه توانایی مدیریت اختلافات از مسیرهای قانونی و مسالمتآمیز را دارد. اگر پاسخ به اعتراضات عمدتاً بر بازداشتها استوار باشد و واکنش مخالفان نیز به رویارویی خیابانی محدود بماند، زمینه برای طولانی شدن بحران همچنان وجود خواهد داشت. در مقابل، احترام به حقوق قانونی شهروندان، استقلال روند قضایی، حفظ امکان فعالیت آزادانه احزاب و ایجاد کانالهای معتبر گفتوگو میتواند به کاهش تنشها کمک کند. پاکستان اکنون در برابر انتخابی مهم قرار دارد: ادامه چرخه فرسایشی تقابل سیاسی یا تلاش برای ایجاد سازوکاری که اختلافات را بدون تضعیف نهادهای دموکراتیک مدیریت کند. تصمیمها و واکنشهای روزهای آینده میتوانند نهتنها روابط میان تحریک انصاف و حکومت، بلکه اعتماد عمومی به آینده سیاسی این کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهند.


