✍️ مبارز
در اوج بحران بلوچستان، ارتش پاکستان برای این ایالت فرمانده جدید تعیین کرده است. جنرال عنایت حسین کور بهعنوان فرمانده جدید سپاه ۱۲ ارتش پاکستان در کویته منصوب شده و جای جنرال راحت نسیم احمد خان را گرفته است؛ جابهجاییای که در حساسترین مقطع بحران امنیتی بلوچستان انجام میشود. اما تغییر فرمانده، در شرایطی که دامنه ناامنی گستردهتر شده و ارتش آزادیبخش بلوچ توانسته است عملیاتهای خود را به مناطق بیشتری گسترش دهد، بهتنهایی نشانه تغییر در معادله بحران نیست.
مسئله بلوچستان با نام فرمانده سپاه ۱۲ شروع نشده که با تغییر او پایان یابد. آنچه امروز در این ایالت جریان دارد، نتیجه یک بحران فرسایشی است که نهتنها مهار نشده، بلکه نشانههایی از گسترش آن دیده میشود. در آگست ۲۰۲۶، شمار حملات مسلحانه در بلوچستان به ۸۹ مورد رسید؛ هفت درصد بیشتر از ماه جولای. همزمان، حملات در مناطق مختلفی از جمله پشین، چاغی، مستونگ، کلات، سبی و دیگر نقاط ادامه داشته است.
مشکل فقط افزایش شمار حملات نیست؛ جغرافیای بحران نیز در حال تغییر است. ناامنی از کانونهای سنتی درگیری بلوچها فراتر رفته و به مناطق پشتوننشین بلوچستان نیز کشیده شده است. حملات در پشین و دیگر مناطق شمالی بلوچستان نشان میدهد که بحران دیگر در چند منطقه مشخص محصور نیست و هرچه میگذرد، نقاط بیشتری را درگیر میکند. این گسترش جغرافیایی، برای فرماندهی نظامی که قرار است کنترل یک ایالت وسیع را حفظ کند، نشانهای مهم از پیچیدهتر شدن میدان است.
در این میان، فعالیتهای ارتش آزادیبخش بلوچ یکی از مهمترین نشانههای تغییر ماهیت بحران است. حملات هماهنگ جنوری ۲۰۲۶ در بیش از دوازده نقطه بلوچستان نشان داد که این گروه قادر است در فاصلهای کوتاه چندین مرکز را همزمان هدف قرار دهد. در جریان همان موج حملات، در مناطق مختلف بلوچستان مراکز دولتی و امنیتی برای مدتی در اختیار مهاجمان قرار گرفت و در نوشکی نیز درگیریها به کنترل بخشهایی از شهر و مراکز دولتی انجامید. این سطح از هماهنگی، بحران را از الگوی حملات پراکنده و محدود فراتر برد.
اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که بدانیم در جریان همان موج حملات، ارتش آزادیبخش بلوچ توانست برای مدتی طولانی مراکز دولتی، امنیتی و دیگر نقاط حساس را تحت کنترل بگیرد و در یک مورد بیش از ۳۰ زندانی آزاد شدند. بازپسگیری این مناطق بعدا به عملیات گسترده نیروهای پاکستانی انجامید؛ اما خودِ رخداد نشان داد که مهاجمان توانستهاند برای مدتی خلأ کنترل دولت را در نقاطی از بلوچستان ایجاد کنند.
این مسئله تنها به یک موج حمله محدود نمانده است. در ماههای بعد نیز فعالیتهای مسلحانه در بلوچستان به شدت ادامه یافت و حتی روند حملات در آگست افزایش را نشان داد. به همین دلیل، بحران را نمیتوان صرفا با این استدلال توضیح داد که یک فرمانده موفق یا ناکام بوده است. وقتی یک گروه مسلح میتواند پس از موجهای مختلف عملیات نظامی دوباره در مناطق متفاوت ظاهر شود و حملات هماهنگ و گسترده انجام دهد، مسئله از سطح عملکرد یک فرمانده فراتر رفته است.
ضعف اصلی در اینجا، فاصله میان کنترل نظامی موقت و کنترل پایدار سیاسی و اجتماعی است. ممکن است یک منطقه برای مدتی از حضور نیروهای مسلح پاک شود، اما اگر همان شبکهها دوباره بازگردند، حملات از جغرافیای دیگری آغاز شود و مراکز دولتی و امنیتی بار دیگر هدف قرار بگیرند، مسئله اصلی همچنان پابرجاست. در چنین شرایطی، تعویض فرمانده بیشتر به معنای تغییر مدیر بحران است، نه پایان بحران.
عنایت حسین اکنون فرمانده سپاه ۱۲ را در شرایطی تحویل میگیرد که مسئله فقط مقابله با چند حمله پراکنده نیست. او با منطقهای روبهروست که در آن بحران امنیتی گستردهتر شده، فعالیت ارتش آزادیبخش بلوچ پیچیدهتر شده و ناامنی به مناطق تازهای سرایت کرده است. در چنین میدانی، فرمانده جدید باید نه فقط توان واکنش به حملات، بلکه توان ایجاد کنترل پایدار و ماندگار را نشان دهد؛ چیزی که تغییرات پیدرپی در فرماندهی بهتنهایی تضمین نمیکند.
از این منظر، انتصاب عنایت حسین را باید بخشی از تلاش ارتش پاکستان برای مدیریت بحرانی دانست که هنوز هیچ نشانهای از کاهش آن دیده نمیشود. تغییر چهره در رأس سپاه ۱۲ میتواند ساختار فرماندهی را تغییر دهد، اما جغرافیای بلوچستان، شبکههای مسلح، شکافهای سیاسی و اجتماعی و عواملی که به تداوم و گسترش درگیری کمک میکنند، با یک حکم انتصاب عوض نمیشوند.
در نهایت، اهمیت این انتصاب را نباید در نام فرمانده جدید خلاصه کرد. مسئله اساسی بلوچستان ساختاریتر از آن است که با یک جابهجایی نظامی حل شود. تغییر فرمانده، در بهترین حالت، تغییر در مدیریت بحران است؛ اما تا زمانی که ریشههای بیثباتی و شکاف میان حکومت پاکستان و بخشهایی از جامعه بلوچستان همچنان پابرجا باشد، بحران میتواند فرماندهان را یکی پس از دیگری تغییر دهد، بیآنکه خودِ معادله تغییر کند.


