✍️ مبارز
ادعای پاکستان مبنی بر حضور بشیر زیب، رهبر ارتش آزادیبخش بلوچ، در افغانستان در برابر یک واقعیت مهم میدانی قرار دارد: ارتش آزادیبخش بلوچ در داخل بلوچستان با سطحی از هماهنگی، استمرار و پیچیدگی عملیات میکند که قویا نشاندهنده حضور و ارتباط فعال رهبری این گروه با میدان نبرد است. مجموعه این شواهد، حضور و فعالیت بشیر زیب در بلوچستان را به طور جدی و قابل اتکا تائید میکند.
ارتش آزادیبخش بلوچ دیگر صرفا مجموعهای از حملات پراکنده انجام نمیدهد. عملیاتهای همزمان در شهرها و شهرستانهای مختلف، حمله به مواضع نظامی و امنیتی، هدف قرار دادن کاروانها، مسدود کردن مسیرهای ارتباطی و اجرای عملیاتهای بزرگ، نشاندهنده وجود یک شبکه فرماندهی و کنترل فعال است.
از منظر نظامی، چنین سطحی از عملیات بدون رهبری مؤثر و ارتباط مستمر میان فرماندهی و نیروهای میدان بسیار دشوار است. وقتی یک گروه میتواند در چندین منطقه بهصورت همزمان عملیات طراحی و اجرا کند و پس از عملیات نیز ساختار خود را حفظ کند، این مسئله بیش از هر چیز از وجود یک فرماندهی منسجم و فعال حکایت دارد.
همین واقعیت، روایتِ «رهبری غایب در خارج از بلوچستان» را با یک پرسش جدی روبهرو میکند: اگر رهبران این گروه عملا از میدان جدا باشند، چه کسی این حجم از عملیاتهای هماهنگ را طراحی، اولویتبندی و هدایت میکند؟ وجود فرماندهان محلی ضروری است، اما عملیاتهای چندمنطقهای و تغییر تاکتیکهای گسترده، تنها با ابتکار مستقل فرماندهان محلی توضیح داده نمیشود.
بشیر زیب نیز صرفا نامی در ساختار سیاسی این گروه نیست؛ او رهبر ارتش آزادیبخش بلوچ است و تحول ظرفیت عملیاتی این گروه در دوره رهبری او دنبال شده است. از این منظر، استمرار عملیاتهای گسترده در بلوچستان قرینهای جدی بر فعال بودن رهبری مرکزی و ارتباط آن با میدان است.
بحث کنترل سرزمینی نیز همین تصویر را تقویت میکند. افزون بر منابع و فعالان بلوچ، نهادهای تائید کرده اند که گروههای مسلح بلوچ بر بخش بزرگی از بلوچستان، حتی حدود ۸۵ درصد این منطقه، نفوذ یا کنترل دارند. گزارشهای مستقل نیز از گسترش فعالیت مسلحانه و دشواری نیروهای پاکستانی در تأمین امنیت بخشهایی گسترده ای از بلوچستان خبر دادهاند.
بنابراین، مسئله فقط این نیست که چه کسی در یک نشست یا بیانیه ادعا میکند بشیر زیب در افغانستان است. مسئله این است که میدان بلوچستان چه چیزی را نشان میدهد. سقوط یا تصرف مواضع نظامیان پاکستانی، عملیاتهای بزرگ، حملات همزمان در چند منطقه و استمرار فعالیتهای نظامی، نیازمند یک ساختار فرماندهی فعال است؛ ساختاری که همچنان توان اثرگذاری مستقیم بر میدان را دارد.
از این زاویه، مجموعه شواهد موجود با این ارزیابی سازگارتر است که رهبری ارتش آزادیبخش بلوچ همچنان بهشدت با میدان بلوچستان در ارتباط است و حضور و فعالیت بشیر زیب در داخل بلوچستان، توضیحی قابل اتکا برای سطح کنونی هماهنگی و استمرار عملیاتهاست. همچنان یک سند رسمی دولت استرالیا که در چارچوب تحریمهای سال ۲۰۲۶ منتشر شده، نشانی بشیر زیب را بلوچستان، پاکستان ثبت کرده است. این سند بینالمللی حضور فیزیکی او در بلوچستان را تأیید میکند و با روایت ساده و ادعای بی سند پاکستان که او را مستقر در افغانستان معرفی میکند نیز همخوان ندارد.
اگر هدف پاکستان از برجسته کردن حضور رهبران بلوچ در افغانستان، توضیح ریشه ناامنی بلوچستان است، این روایت بخش مهمی از واقعیت داخلی را نادیده میگیرد؛ زیرا استمرار عملیاتهای چندمحوری ارتش آزادیبخش بلوچ، حفظ ساختار عملیاتی و توان سازماندهی حملات در نقاط مختلف نشان میدهد بحران بلوچستان را نمیتوان صرفا با ادعای محض و بدون ارائه کوچکترین سند، به یک «پناهگاه خارجی» توضیح داد. آنچه در میدان بلوچستان جریان دارد، از وجود شبکهای منسجم، فرماندهی فعال و توان قابل توجه برای هدایت عملیات در داخل بلوچستان حکایت میکند و همین واقعیت، روایت اسلامآباد درباره منشأ بیرونی بحران را با پرسشهای جدی روبهرو میسازد.


