✍️ مجید ایثار
شب گذشته، بار دیگر صدای هواپیماهای جنگی پاکستان بر فراز آسمان افغانستان شنیده شد و اینبار نیز، خانههای مردم عادی و بیگناه در کنر و هلمند آماج حملات کور دولت خبیث پاکستان قرار گرفت؛ حملاتی که به گفته ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، ۹ غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، به شهادت رسیدند، ۱۱ تن دیگر زخمی شدند و سه خانه مسکونی ویران شد. این حملات در چوگام ولسوالی شلتن کنر و صفار ولسوالی گرمسیر هلمند گزارش شده است.
تصویر افغانستان در چنین لحظاتی، تصویر سرزمینی است که مردمش بارها میان آتش جنگهای داخلی، حملات خارجی و منازعات منطقهای گرفتار شدهاند؛ مردمی که نه در تصمیمگیریهای امنیتی اسلامآباد سهمی دارند و نه در محاسبات قدرتهای منطقهای، اما هنگامی که بمبها فرود میآیند، نخستین قربانیان همین مردماند. اینبار نیز، بر اساس روایت مقامهای افغانستان، کودکان و زنان در میان کسانی بودند که جان خود را از دست دادند. خانهای که باید پناهگاه خانواده باشد، به محل سوگواری تبدیل شده و سقفی که باید امنیت یک مادر و کودک را تضمین کند، زیر بمباران فرو ریخته است.
اینجا دیگر سخن فقط از اختلاف سیاسی میان کابل و اسلامآباد نیست؛ سخن از جان انسانهایی است که در خانههای خود زندگی میکردند. حکومت پاکستان میگوید هواپیماهایش مواضع گروههای مسلح را هدف قرار دادهاند و از کشتهشدن ۲۲ فرد مسلح سخن گفته است. در مقابل، مقامهای افغانستان میگویند هدف حملات خانههای غیرنظامیان بوده و قربانیان، زنان و کودکاناند. هیچیک از این ادعاهای متضاد تاکنون بهطور مستقل بهصورت کامل راستیآزمایی نشده است.
اما حتی همین اختلاف روایت نیز یک پرسش سنگین را از پاکستان برجا میگذارد: اگر هدف، به گفته اسلامآباد، مراکز افراد مسلح بوده است، چرا گزارش کشتهشدن غیرنظامیان و ویرانی خانههای مسکونی بار دیگر مطرح شده است؟ اگر ادعای کابل درباره قربانیشدن زنان و کودکان درست باشد، چه کسی پاسخگوی این خونها خواهد بود؟ و اگر پاکستان مدعی رعایت کامل احتیاط در عملیات است، چرا چنین حوادثی در هفتههای اخیر بارها تکرار شده است؟
افغانستان پیش از این نیز شاهد پیامدهای مرگبار حملات هوایی پاکستان بوده است. دفتر معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان در ماه جون اعلام کرد که در حملات هوایی ۲۸ جون در پکتیا، پکتیکا و کنر دستکم ۲۸ غیرنظامی کشته و ۴۹ تن زخمی شدند و زنان و کودکان نیز در میان قربانیان بودند. سازمان ملل در همان زمان بر رعایت اصول تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان، احتیاط و تناسب در عملیات نظامی تأکید کرد.
از همینجاست که اتهام «خیانت» در ادبیات سیاسی افغانستان درباره پاکستان شکل میگیرد؛ اتهامی که مقامهای افغانستان بارها مطرح کردهاند و آن را در چارچوب سابقه روابط پرتنش دو کشور، اختلافات مرزی و اتهامات متقابل امنیتی توضیح میدهند. پاکستان در مقابل، افغانستان را متهم میکند که به گروههای مسلح ضدپاکستانی اجازه فعالیت از خاک خود را میدهد؛ کابل این اتهام را رد میکند و مسئولیت ناامنی داخل پاکستان را متوجه خود این کشور میداند.
با این حال، اختلاف امنیتی میان دو دولت نمیتواند درد مادری را که فرزندش را از دست داده است، از میان ببرد. نمیتواند کودکی را که زیر آوار خانهاش جان داده، به یک «هدف نظامی» تبدیل کند. نمیتواند برای خانوادهای که خانهاش ویران شده توضیح دهد که چرا باید هزینه اختلافات دولتها را بپردازد. و هیچ بیانیه رسمی، هرقدر هم که با واژههای امنیتی و نظامی نوشته شده باشد، نمیتواند واقعیت رنج مردمی را که زیر بمباران قرار گرفتهاند پنهان کند.
مردم افغانستان در دهههای گذشته بارها قربانی جنگهایی شدهاند که تصمیم آغاز و پایان آنها در اختیار مردم عادی نبوده است. آنان سالها با آوارگی، فقر، ویرانی، مهاجرت و مرگ دستوپنجه نرم کردهاند. هنوز بسیاری از خانوادهها داغ عزیزان خود را بر سینه دارند و هنوز در گوشهوکنار این کشور، آثار جنگ از دیوارهای خانهها پاک نشده است. در چنین سرزمینی، حمله هوایی به مناطق مسکونی فقط یک عملیات نظامی نیست؛ زخمی تازه بر پیکر جامعهای است که زخمهایش هنوز التیام نیافتهاند.
اگر ادعای کابل درباره شهادت ۹ غیرنظامی در کنر و هلمند تأیید شود، این حادثه باید با جدیت و بهصورت مستقل بررسی شود. باید روشن شود چه اطلاعاتی مبنای حمله بوده، هدف واقعی چه بوده، آیا خانههای مسکونی در محدوده عملیات قرار داشتهاند و چه تدابیری برای جلوگیری از تلفات غیرنظامیان اتخاذ شده است. حقیقت نباید قربانی جنگ روایتها شود. نه ادعای کابل و نه ادعای اسلامآباد باید بدون بررسی مستقل جای حقیقت را بگیرد.آنچه امروز افغانستان بیش از هر چیز نیاز دارد، پایان چرخهای است که در آن یک حمله با حملهای دیگر پاسخ داده میشود، یک کشته با کشتهای دیگر و یک ویرانی با ویرانی تازه. مردم افغانستان بیش از هر چیز حق دارند در خانههای خود احساس امنیت کنند؛ زنان حق دارند بدون ترس زندگی کنند؛ کودکان حق دارند بهجای صدای انفجار، صدای بازی و مدرسه را بشنوند.
پاکستان اگر نگرانی امنیتی دارد، باید آن را از مسیر گفتوگو، سازوکارهای مرزی و همکاریهای قابل راستیآزمایی دنبال کند؛ همانگونه که هر دولت دیگری در برابر تهدیدهای امنیتی خود مسئول است. اما پاسخ به یک تهدید ادعایی نباید به قیمت جان انسانهای بیدفاع تمام شود. بمب، هرگز جایگزین دیپلماسی نیست و ویرانکردن خانههای مردم، راهی برای ساختن امنیت پایدار نیست.
امروز در کنر و هلمند، اگر روایت مقامهای افغانستان درست باشد، خانوادههایی در سوگ نشستهاند؛ کودکانی زخمیاند؛ خانههایی بر سر صاحبانشان فروریخته و مادرانی داغدار شدهاند. اینها آمار نیستند؛ زندگی انسانها هستند. نام هر قربانی برای خانوادهاش یک جهان بود. شهادت هر کودک، زخمی است که هیچ بیانیهای نمیتواند آن را توجیه کند.
افغانستان بارها قربانی رقابتها و محاسبات دیگران شده است. این مردم سزاوار آن نیستند که هر بحران سیاسی و امنیتی میان کابل و اسلامآباد با عبور هواپیماهای جنگی از مرز و فرود بمب بر خانههایشان پایان یابد. اگر حقیقتاً امنیت هدف است، نخستین شرط آن باید حفظ جان غیرنظامیان باشد. و اگر صلح هدف است، نخستین گام باید متوقفکردن چرخهای باشد که در آن کودکان، زنان و خانوادههای بیدفاع هزینه اختلافات دولتها را میپردازند.
امروز صدای افغانستان از زیر آوار خانههای کنر و هلمند بلند است؛ صدای خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند و مردمی که سالهاست تاوان جنگ را میدهند. این صدا را نمیتوان با بیانیههای نظامی خاموش کرد. حقیقت درباره این حملات باید روشن شود، مسئولیتها باید مشخص گردد و جان غیرنظامیان باید خط سرخی باشد که هیچ طرفی حق عبور از آن را نداشته باشد.


