✍️ مبارز
دعوت همزمان جمهوری اسلامی ایران از مقامهای حکومت افغانستان و احمد مسعود، رهبر جبهه موسوم به مقاومت، به مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، پرسشهای جدی درباره سیاست تهران در قبال افغانستان ایجاد کرده است. این اقدام در شرایطی انجام شد که روابط ایران و طالبان طی سه سال گذشته بهطور محسوسی گسترش یافته و دو طرف بارها بر توسعه همکاریهای سیاسی، اقتصادی، مرزی و امنیتی تأکید کردهاند.
در سه سال گذشته، روابط ایران و حکومت افغانستان از مرحله تماسهای محدود فراتر رفته و به سطحی از همکاریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی رسیده است که آن را از دورههای پیشین متمایز میکند. افزایش دیدارهای مقامهای دو طرف، توسعه مبادلات تجاری، همکاری در مدیریت مرزها، آب و مهاجران و تأکید مکرر بر گسترش روابط، این تصور را ایجاد کرده بود که تهران و کابل در حال حرکت به سوی یک شراکت مبتنی بر اعتماد متقابل هستند.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران، برخلاف سالهای نخست پس از سقوط نظام پیشین افغانستان، در عمل حکومت طالبان را شریک اصلی خود در کابل قرار داده است. دیدارهای مکرر مقامهای دو طرف و گسترش همکاریهای دوجانبه نشان میدهد که تهران، با وجود به رسمیت نشناختن رسمی حکومت افغانستان، مناسبات خود را با این حکومت بهطور قابل توجهی توسعه داده است. از همین رو، دعوت همزمان از احمد مسعود، که خود را مخالف حکومت افغانستان میداند، با این روند سازگار به نظر نمیرسد و این پرسش را ایجاد میکند که آیا ایران همچنان به سیاست سنتی «حفظ همه گزینهها» در افغانستان پایبند است.
از سوی دیگر، در جریان بحرانهای امنیتی اخیر ایران، حکومت افغانستان برخلاف بسیاری از بازیگران منطقهای، در برابر حملات به ایران مواضعی اتخاذ کرد که از منظر دیپلماتیک به سود تهران تعبیر شد. در چنین شرایطی، انتظار طبیعی طالبان این بود که ایران نیز حساسیتهای سیاسی کابل را در نظر بگیرد. میزبانی از یک گروپ مخالفان حکومت افغانستان، حتی اگر با هدف حفظ کانالهای ارتباطی با همه جریانهای افغانستان انجام شده باشد، میتواند در کابل بهعنوان اقدامی ناسازگار با روح روابط دوستانه و اعتماد متقابل تلقی شود.
ایران همواره تلاش کرده است ارتباط خود را با طیفهای مختلف سیاسی افغانستان حفظ کند؛ سیاستی که از نگاه تهران، ابزاری برای مدیریت تحولات آینده این کشور محسوب میشود. اما شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد. طالبان اکنون کنترل سراسر افغانستان را در اختیار دارند و جمهوری اسلامی نیز در عمل روابط گسترده و مستمری با حکومت افغانستان برقرار کرده است. در چنین وضعیتی، ادامه سیاست موازنه میان حکومت افغانستان و مخالفان آن، بیش از آنکه نشانهای از دوراندیشی سیاسی باشد، میتواند بهعنوان پیامی از بیاعتمادی به شریک رسمی خود در کابل تعبیر شود.
از منظر روابط بینالملل، اعتماد متقابل زمانی شکل میگیرد که دولتها از اقداماتی که مشروعیت یا جایگاه طرف مقابل را تضعیف میکند، پرهیز کنند. میزبانی رسمی از رهبر یکی از گروههای مخالفان حکومت افغانستان، آن هم در مراسمی با حضور مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی، ناگزیر این پیام را منتقل میکند که تهران هنوز حاضر نیست میان روابط رسمی خود با حکومت افغانستان و ارتباط با مخالفان آن مرزبندی روشنی ایجاد کند. چنین رویکردی میتواند بخشی از سرمایه سیاسی و اعتمادی را که طی سالهای اخیر میان دو کشور شکل گرفته، تضعیف کند.
اگر هدف جمهوری اسلامی، تحکیم روابط راهبردی با حکومت افغانستان است، این اقدام با چنین هدفی همخوانی ندارد. طالبان در مقاطع حساس، بهویژه در جریان بحران اخیر ایران، مواضعی اتخاذ کردند که در راستای منافع سیاسی تهران ارزیابی شد، اما جمهوری اسلامی با میزبانی از احمد مسعود، این پیام را مخابره کرد که همچنان سیاست چندلایه خود را در کنار اعتماد کامل به حکومت مستقر در کابل حفظ میکند. از نگاه بسیاری از ناظران، این تصمیم یک عقبگرد در روابط دوستانه ایران و افغانستان به شمار میرود؛ اقدامی که میتواند اعتماد شکلگرفته میان دو همسایه را تضعیف کرده و پرسشهای تازهای درباره آینده مناسبات تهران و کابل ایجاد کند.


