38.8 C
ایران
سه‌شنبه, جولای 28, 2026

پاکستان در محاصره آتش

✍️ حبیب‌الرحمن عزیزی

در حالی که نگاه بخش بزرگی از افکار عمومی جهان همچنان متوجه بحران‌های خاورمیانه، جنگ اوکراین و رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ است، در همسایگی افغانستان، پاکستان روزهای پرآشوب و نگران‌کننده‌ای را سپری می‌کند. تنها در فاصله دو تا سه روز، مجموعه‌ای از حملات مسلحانه، کمین‌ها، انفجارهای بمب دست‌ساز و درگیری‌های مستقیم در ایالت‌های خیبرپختون‌خوا و بلوچستان رخ داده است؛ رخدادهایی که هرچند هر کدام در ظاهر یک حادثه امنیتی جداگانه به نظر می‌رسند، اما در کنار هم تصویری روشن از روندی بزرگ‌تر را ترسیم می‌کنند؛ روندی که از فرسایش تدریجی اقتدار دولت پاکستان و گسترش ناامنی در مناطق مرزی حکایت دارد.

حمله به خودروی پلیس در مهمند، کشته شدن نیروهای امنیتی در مستونگ، خضدار و کیچ، انفجار بمب‌های دست‌ساز علیه کاروان‌های نظامی و درگیری‌های سنگین در وزیرستان جنوبی، همگی نشان می‌دهند که گروه‌های مسلح نه تنها توان عملیاتی خود را حفظ کرده‌اند، بلکه در برخی مناطق ابتکار عمل را نیز در اختیار گرفته‌اند. نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این حملات علیه نیروهایی صورت گرفته که در حال پیشروی یا اجرای عملیات بوده‌اند؛ موضوعی که بیانگر برخورداری مهاجمان از اطلاعات میدانی، شناخت جغرافیا و توان برنامه‌ریزی است.

در سال‌های گذشته، دولت پاکستان بارها از موفقیت عملیات‌های گسترده نظامی خود سخن گفته و اعلام کرده بود که ساختار گروه‌های شورشی در مناطق قبایلی در هم شکسته است. اما تحولات اخیر نشان می‌دهد که این ارزیابی دست‌کم با واقعیت‌های امروز فاصله دارد. اگرچه برخی گروه‌ها در مقاطعی تضعیف شدند، اما نه ریشه‌های اجتماعی و سیاسی بحران از میان رفت و نه ظرفیت بازسازی این شبکه‌ها از بین رفت. اکنون آنچه مشاهده می‌شود، بازگشت تدریجی ناامنی به مناطقی است که زمانی اسلام‌آباد آن‌ها را «پاکسازی‌شده» معرفی می‌کرد.

در این میان، نقش تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) بیش از دیگر بازیگران مورد توجه قرار دارد. این گروه طی چند سال اخیر با بازسازی تشکیلات خود، افزایش توان جذب نیرو و گسترش دامنه عملیات، به یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیت داخلی پاکستان تبدیل شده است. هرچند در همه حملات اخیر مسئولیت رسمی بر عهده هیچ گروهی گذاشته نشده، اما الگوی عملیات‌ها، گستره جغرافیایی و نوع اهداف، شباهت قابل توجهی با تاکتیک‌هایی دارد که در سال‌های اخیر از سوی تی‌تی‌پی و برخی دیگر از گروه‌های مسلح مخالف دولت پاکستان به کار گرفته شده است. البته تا زمان اعلام رسمی مسئولیت یا انتشار نتایج تحقیقات، نسبت دادن قطعی این حملات به یک گروه مشخص امکان‌پذیر نیست.

بلوچستان نیز همچنان یکی از بحرانی‌ترین نقاط پاکستان باقی مانده است. این ایالت که از نظر منابع طبیعی، موقعیت ژئوپلیتیکی و پروژه‌های اقتصادی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، سال‌هاست صحنه درگیری میان نیروهای امنیتی و گروه‌های شورشی بلوچ است. در این منطقه، علاوه بر مطالبات سیاسی و قومی، احساس محرومیت اقتصادی، شکاف‌های توسعه‌ای و اختلاف بر سر نحوه بهره‌برداری از منابع طبیعی نیز به پیچیده‌تر شدن بحران انجامیده است. تکرار حملات در مستونگ، خضدار و کیچ نشان می‌دهد که دولت هنوز نتوانسته کنترل امنیتی پایداری بر بسیاری از مناطق این ایالت برقرار کند.

از سوی دیگر، خیبرپختون‌خوا نیز به دلیل همجواری با افغانستان، با چالش‌های متفاوتی روبه‌رو است. مناطق قبایلی سابق، بافت کوهستانی، دشواری کنترل مرزها و حضور تاریخی گروه‌های مسلح، شرایطی ایجاد کرده که عملیات نظامی به تنهایی نتواند امنیت پایدار ایجاد کند. هر حمله جدید، علاوه بر خسارت انسانی، پیام سیاسی مهمی نیز در خود دارد: اینکه دولت هنوز با مشکل تثبیت اقتدار در بخش‌هایی از قلمرو خود مواجه است.

در تحلیل وضعیت کنونی پاکستان، نمی‌توان از تحولات افغانستان نیز چشم پوشید. بازگشت حکومت طالبان به کابل، معادلات امنیتی منطقه را دستخوش تغییر کرده است. اسلام‌آباد بارها نگرانی خود را نسبت به فعالیت گروه‌های مخالف دولت پاکستان در امتداد مرزهای مشترک ابراز کرده و خواستار اقدام مؤثر علیه آنان شده است. در مقابل، مقام‌های طالبان افغانستان بارها تأکید کرده‌اند که اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر را نمی‌دهند. با وجود این مواضع، مسئله امنیت مرزی همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای اختلاف و نگرانی میان دو طرف باقی مانده است.

اما شاید مهم‌ترین پیام این حملات، نه در تعداد تلفات، بلکه در تکرار و پراکندگی جغرافیایی آن‌ها باشد. زمانی که در فاصله‌ای کوتاه، چندین منطقه مختلف در دو ایالت مهم پاکستان شاهد حملات مسلحانه می‌شوند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا دستگاه امنیتی این کشور با یک سلسله عملیات پراکنده مواجه است یا با موجی تازه از سازماندهی گروه‌های شورشی؟ پاسخ به این پرسش، جهت‌گیری سیاست امنیتی پاکستان در ماه‌های آینده را تعیین خواهد کرد.

از منظر سیاسی نیز این تحولات برای دولت پاکستان هزینه‌ساز است. این کشور هم‌زمان با مشکلات اقتصادی، تورم، بحران انرژی، چالش‌های سیاسی داخلی و فشارهای اجتماعی روبه‌رو است. در چنین شرایطی، افزایش ناامنی می‌تواند منابع مالی و نظامی بیشتری را به خود اختصاص دهد، اعتماد عمومی را کاهش دهد و بر فضای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی نیز تأثیر منفی بگذارد. سرمایه‌گذاران بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند و تداوم حملات مسلحانه، به‌ویژه در مناطقی که مسیر پروژه‌های اقتصادی و ترانزیتی محسوب می‌شوند، این ثبات را زیر سؤال می‌برد.

همچنین نباید از تأثیر روانی این حملات بر نیروهای امنیتی غافل شد. حملات مکرر به گشت‌های نظامی، خودروهای پلیس و کاروان‌های ارتش، نشان می‌دهد که گروه‌های مسلح تلاش می‌کنند علاوه بر وارد کردن تلفات، روحیه نیروهای دولتی را نیز هدف قرار دهند. این همان الگویی است که در بسیاری از جنگ‌های فرسایشی مشاهده می‌شود؛ جایی که هدف اصلی، نه تصرف سرزمین، بلکه فرسایش تدریجی توان و اراده طرف مقابل است.

در کنار همه این مسائل، سکوت اولیه مقام‌های پاکستانی درباره بسیاری از این رخدادها نیز قابل تأمل است. هرچند در بسیاری از کشورها انتشار اطلاعات امنیتی نیازمند بررسی و تأیید رسمی است، اما تأخیر در اطلاع‌رسانی می‌تواند زمینه را برای گسترش شایعات، روایت‌های متناقض و جنگ روانی فراهم کند؛ موضوعی که خود به یکی از ابعاد مهم نبردهای امروز تبدیل شده است.

مجموعه وقایع روزهای اخیر، بیش از آنکه صرفاً چند حادثه امنیتی باشند، نشانه‌هایی از مرحله‌ای تازه در معادلات امنیت داخلی پاکستان به شمار می‌روند. اگر روند کنونی ادامه یابد، اسلام‌آباد ناگزیر خواهد بود علاوه بر پاسخ نظامی، به ریشه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناامنی نیز توجه بیشتری نشان دهد. تجربه دهه‌های گذشته ثابت کرده است که هیچ بحران امنیتی صرفاً با ابزار نظامی پایان نمی‌یابد؛ همان‌گونه که توسعه اقتصادی بدون امنیت نیز پایدار نخواهد بود.

پاکستان اکنون در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که در آن، تصمیم‌های امروز می‌تواند مسیر امنیت و ثبات این کشور را برای سال‌های آینده رقم بزند. افزایش حملات در دو جبهه مهم، هم‌زمان با فشارهای اقتصادی و سیاسی، زنگ هشداری است که نه تنها برای اسلام‌آباد، بلکه برای کل منطقه اهمیت دارد. زیرا بی‌ثباتی در پاکستان، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی، جمعیت، توان نظامی و نقش آن در معادلات منطقه‌ای، مسئله‌ای صرفاً داخلی نیست؛ بلکه موضوعی است که پیامدهای آن می‌تواند فراتر از مرزهای این کشور نیز احساس شود.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار