✍️ احسان خلیلی
سالهاست که مقامهای پاکستانی تلاش میکنند خود را قربانی ناامنیهای منطقه معرفی کنند. پس از بازگشت امارت اسلامی به قدرت در افغانستان نیز اسلامآباد بارها مدعی شد که هیچگونه فعالیتی علیه افغانستان را از خاک خود اجازه نمیدهد و در امور داخلی این کشور دخالت نمیکند. اما رویدادهای اخیر در بلوچستان، پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری از ناظران سالها درباره آن هشدار میدادند.
حمله به اردوگاه شبهنظامیان افغان در منطقه گلستان چمن، صرفاً یک رویداد نظامی نیست؛ بلکه افشاگر یک حقیقت مهم سیاسی است. حقیقتی که نشان میدهد برخلاف مواضع رسمی اسلامآباد، خاک پاکستان همچنان به محلی برای سازماندهی و حمایت از جریانهای مخالف حکومت افغانستان تبدیل شده است.
امارت اسلامی از نخستین روزهای حاکمیت خود بارها اعلام کرده که اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری را نمیدهد. این موضع نه یکبار، بلکه دهها بار در نشستهای رسمی، دیدارهای دیپلماتیک و بیانیههای حکومتی تکرار شده است. با وجود این، پاکستان همواره با طرح اتهامهای مختلف تلاش کرده است فشار سیاسی و امنیتی بر کابل وارد کند و مشکلات داخلی خود را به افغانستان نسبت دهد.
اما اکنون یک پرسش اساسی مطرح است؛ اگر پاکستان واقعاً به اصل عدم مداخله باور دارد، حضور اردوگاههای سازمانیافته مخالفان مسلح افغانستان در خاک این کشور چگونه قابل توجیه است؟ چگونه ممکن است صدها نفر از نظامیان پیشین افغانستان در یک منطقه حساس مرزی تجمع، سازماندهی و فعالیت داشته باشند، اما نهادهای امنیتی پاکستان از آن بیاطلاع باشند؟
واقعیت این است که هیچ فعالیت نظامی گستردهای در مناطق مرزی پاکستان بدون آگاهی ساختارهای امنیتی آن کشور امکانپذیر نیست. بنابراین وجود چنین مراکزی، این تصور را تقویت میکند که بخشی از نهادهای امنیتی پاکستان همچنان به سیاستهای سنتی خود در قبال افغانستان ادامه میدهند؛ سیاستی که بر پایه استفاده از گروههای نیابتی و ایجاد اهرمهای فشار بنا شده است.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، تغییر موازنه قدرت در منطقه است. افغانستان امروز، افغانستان بیست سال پیش نیست. امارت اسلامی برخلاف دوران جنگ، اکنون حاکمیت سیاسی و کنترل جغرافیایی کشور را در اختیار دارد و نشان داده است که تهدیدهای امنیتی علیه خود را نادیده نمیگیرد. پیام تحولات اخیر نیز دقیقاً همین است؛ دورانی که مخالفان مسلح بتوانند در پناه حمایت خارجی علیه افغانستان سازماندهی شوند و هیچ هزینهای نپردازند، به پایان رسیده است.
پاکستان طی سالهای گذشته بارها از کابل خواسته بود اجازه ندهد خاک افغانستان علیه این کشور مورد استفاده قرار گیرد. این مطالبه در اصل، مطالبهای مشروع است؛ اما مشروعیت آن زمانی حفظ میشود که اسلامآباد نیز به همان اصل پایبند باشد. روابط میان کشورها نمیتواند بر اساس معیارهای دوگانه اداره شود. کشوری که از همسایه خود انتظار عدم حمایت از مخالفانش را دارد، نمیتواند همزمان متهم به فراهمکردن بستر فعالیت مخالفان آن همسایه باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که ثبات منطقه نه از مسیر اردوگاههای مخفی و پروژههای نیابتی، بلکه از راه احترام متقابل به حاکمیت کشورها تأمین میشود. اگر پاکستان واقعاً خواهان روابط پایدار و عاری از تنش با افغانستان است، باید بهجای بازی با کارت گروههای مسلح، سیاستی مبتنی بر شفافیت، حسن همجواری و احترام به اراده ملت افغانستان را در پیش بگیرد.
تحولات اخیر را میتوان نقطهای مهم در معادلات منطقه دانست؛ نقطهای که یک بار دیگر نشان داد روایت رسمی پاکستان درباره عدم حمایت از مخالفان مسلح افغانستان با پرسشهای جدی روبهرو شده است. پرسشهایی که پاسخ به آنها نه برای کابل، بلکه برای افکار عمومی منطقه و حتی مردم خود پاکستان ضروری است.
آنچه امروز فرو ریخته، تنها یک اردوگاه نظامی نیست؛ بلکه ادعایی است که سالها بر پایه آن سیاستهای منطقهای توجیه میشد.


