38.8 C
ایران
سه‌شنبه, جولای 28, 2026

خونِ بی‌پاسخ؟ هرگز!

✍️ احسان ایثا

بار دیگر، خاک افغانستان با خون فرزندان بی‌گناهش رنگین شد. بار دیگر، صدای گریه‌ی مادران، ضجه‌ی کودکان و شیون خانواده‌هایی که عزیزان‌شان را در آتش جنگ از دست داده‌اند، در کوهستان‌های پکتیکا، پکتیا و کنر پیچید. و بار دیگر، انگشت اتهام به سوی رژیم نظامی پاکستان نشانه رفت؛ رژیمی که سال‌هاست امنیت، آرامش و حاکمیت افغانستان را قربانی سیاست‌های جنگ‌طلبانه و مداخلات بی‌پایان خود کرده است.

آنچه شب گذشته رخ داد، تنها یک حمله‌ی نظامی نبود؛ جنایتی بود علیه انسانیت. جنایتی که قربانیان آن نه سرباز بودند و نه جنگجو؛ بلکه زنان، کودکان، سالمندان و شهروندان بی‌دفاعی بودند که تنها جرم‌شان زندگی کردن در سرزمین مادری‌شان بود. خانه‌هایی که باید مأمن امنیت می‌بودند، به گورستان تبدیل شدند و خواب کودکان، با انفجار و خون پایان یافت.

هیچ توجیه نظامی، امنیتی یا سیاسی نمی‌تواند کشتار غیرنظامیان را مشروع جلوه دهد. هیچ دولتی حق ندارد با عبور از مرزهای بین‌المللی، جان انسان‌های بی‌گناه را هدف قرار دهد و سپس در پسِ واژه‌های فریبنده‌ی «مبارزه با تروریسم» پنهان شود. تاریخ بارها ثابت کرده است که قربانی کردن مردم عادی، نه امنیت می‌آورد و نه صلح؛ بلکه تنها نفرت، بی‌ثباتی و زخم‌هایی عمیق‌تر بر پیکر ملت‌ها بر جای می‌گذارد.

رژیم نظامی پاکستان باید بداند که خون کودکان افغانستان، عددی در گزارش‌های روزانه نیست. هر قطره از این خون، سندی است بر بی‌اعتنایی به ارزش‌های انسانی و نقض آشکار اصول شناخته‌شده‌ی حقوق بین‌الملل. مادرانی که امشب بر پیکر فرزندان‌شان اشک می‌ریزند، هرگز پاسخ این فاجعه را در بیانیه‌های سیاسی نخواهند یافت. آنان عدالت می‌خواهند؛ عدالتی که نباید قربانی مصلحت‌های سیاسی شود.

جامعه‌ی جهانی نیز نمی‌تواند همواره در برابر چنین فجایعی تنها به ابراز نگرانی بسنده کند. سکوت در برابر کشتار غیرنظامیان، نه بی‌طرفی، بلکه چشم‌پوشی از رنج انسان‌هاست. اگر جان انسان‌ها ارزش برابر دارد، پس خون مردم افغانستان نیز باید همان اندازه اهمیت داشته باشد که خون هر ملت دیگری در جهان دارد. معیار عدالت نباید تابع جغرافیا و سیاست باشد.

افغانستان، سرزمین رنج‌های بی‌شمار، بیش از هر زمان دیگری سزاوار آرامش است، نه بمباران؛ سزاوار مدرسه و بیمارستان است، نه آوار و خاکستر؛ سزاوار آینده‌ای روشن برای کودکانش است، نه گورهای تازه‌ای که هر روز بر دامنه‌ی کوه‌هایش افزوده می‌شود.

تاریخ، فرماندهانی را که ماشه‌ی جنگ را می‌کشند، شاید برای مدتی در قدرت نگه دارد؛ اما هرگز آنان را از داوری وجدان بشریت و محکمه‌ی تاریخ نخواهد رهاند. قدرت نظامی می‌تواند خانه‌ها را ویران کند، اما نمی‌تواند حقیقت را دفن کند. حقیقت این است که قربانی اصلی هر جنگ، انسان است؛ انسانی که حق زندگی، امنیت و کرامت دارد.

امروز، افغانستان عزادار است؛ اما این اندوه نباید به فراموشی سپرده شود. خون بی‌گناهان نباید در گردوغبار سیاست گم شود. صدای مادرانی که فرزندان‌شان را از دست داده‌اند، باید از مرزها عبور کند و وجدان جهانی را به پرسش بکشد: تا چه زمانی جان مردم بی‌دفاع، هزینه‌ی رقابت‌های نظامی و سیاسی خواهد بود؟

کشتار غیرنظامیان، هر جا و به دست هر طرفی که باشد، محکوم است. هیچ پرچم، هیچ ارتش و هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند ریختن خون بی‌گناهان را توجیه کند. آنچه در پکتیکا، پکتیا و کنر رخ داده، زخمی دیگر بر پیکر افغانستان است؛ زخمی که تنها با حقیقت، مسئولیت‌پذیری و عدالت التیام خواهد یافت، نه با سکوت و فراموشی.

و سرانجام، باید با صدایی رسا گفت: ملت افغانستان بارها داغ دیده، اما هرگز کرامت و حق خود برای زندگی در امنیت و صلح را از یاد نبرده است. خون کودکان، زنان و مردان بی‌دفاع این سرزمین، فریادی است که خاموش نخواهد شد؛ فریادی که خواهان احترام به جان انسان، حاکمیت کشورها و پایان دادن به چرخه‌ی خشونت است. هیچ ملتی سزاوار آن نیست که هر صبح، شمار قربانیانش را بشمارد و هر شب، با هراس انفجار به خواب برود. افغانستان، بیش از هر چیز، حق زندگی دارد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار