✍️مبارز
کمتر پروندهای در سالهای اخیر به اندازه پرونده ماهرنگ بلوچ توانسته بحران عمیق اعتماد میان دولت پاکستان و افکار عمومی بلوچستان را آشکار کند. برای بسیاری از بلوچها، مسئله تنها به سرنوشت یک فعال حقوق بشر محدود نمیشود؛ بلکه ادامه روندی است که دههها پیش با امنیتیسازی بلوچستان آغاز شد و با ناپدیدسازیهای اجباری، بازداشتهای سیاسی، عملیاتهای نظامی و محدود شدن فضای فعالیت مدنی ادامه یافته است. از همین رو، حکم حبس ابد ماهرنگ بلوچ در نگاه بخش بزرگی از جامعه بلوچ نه صرفاً یک رأی قضایی، بلکه نمادی از رابطه پرتنش دولت پاکستان با بلوچستان تلقی میشود.
در دو دهه گذشته، ناپدیدسازیهای اجباری به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای حقوق بشری پاکستان تبدیل شده است. خانوادههای هزاران فرد ناپدیدشده بلوچ سالهاست در شهرهای مختلف پاکستان و بلوچستان با راهپیمایی، تحصن و کارزارهای مدنی خواستار روشن شدن سرنوشت عزیزان خود هستند. نهادهای بینالمللی حقوق بشر بارها نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کرده و از اسلامآباد خواستهاند درباره سرنوشت ناپدیدشدگان شفافسازی کند. با وجود وعدههای مکرر دولت، این مسئله همچنان یکی از مهمترین منابع بیاعتمادی عمومی در بلوچستان باقی مانده است.
در چنین فضایی، ماهرنگ بلوچ به چهرهای متفاوت در میان جریانهای معترض بلوچ تبدیل شد. او متفاوت از گروههای آزادیخواه بلوچ که مبارزه مسلحانه را در برابر دولت و نظامیان پاکستاني برگزیدهاند، راه اعتراض مدنی، تجمعات مسالمتآمیز و فعالیتهای حقوق بشری را انتخاب کرد. محور اصلی فعالیتهای او نیز پیگیری سرنوشت ناپدیدشدگان، دفاع از حقوق شهروندی و رساندن صدای خانوادههای قربانیان به افکار عمومی پاکستان و جهان بود. همین رویکرد سبب شد که برای بخش بزرگی از مردم بلوچستان به نماد مقاومت مدنی تبدیل شود.
اهمیت ماهرنگ بلوچ تنها به فعالیتهای میدانی او محدود نماند. نام او در فهرست صد چهره اثرگذار جهان مجله Time قرار گرفت و از سوی شماری از نهادهای بینالمللی حقوق بشری مورد تقدیر قرار گرفت. ناظران معتقدند که او توانسته مسئله بلوچستان را از یک موضوع محلی به یک بحث جهانی درباره حقوق بشر، عدالت و ناپدیدسازیهای اجباری تبدیل کند؛ موضوعی که پیش از این کمتر در سطح بینالمللی مورد توجه قرار میگرفت.
شماری از فعالان حقوق بشر، پژوهشگران و ناظران مسائل بلوچستان کارنامه ماهرنگ بلوچ را از برخی جهات حتی فراتر از چهرههایی چون ملاله یوسفزی، برنده جایزه نوبل صلح از پاکستان، و نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح از ایران، ارزیابی میکنند. استدلال این گروه آن است که ماهرنگ بلوچ سالها در یکی از امنیتیترین، محرومترین و دشوارترین مناطق جنوب آسیا به فعالیتهای حقوق بشری و مدنی ادامه داده، بهای سنگینی پرداخته، با تهدید، بازداشت، فشارهای امنیتی و محدودیتهای گسترده روبهرو بوده و در عین حال بر مبارزه مدنی و مسالمتآمیز پای فشرده است. به باور این فعالان، او نهتنها در دفاع از قربانیان ناپدیدسازیهای اجباری و خانوادههای آنان نقشی محوری ایفا کرده، بلکه توانسته مسئله بلوچستان را به یکی از موضوعات مورد توجه نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی جهان تبدیل کند.
از نگاه این کارشناسان، گستره فعالیتهای میدانی، میزان مخاطرات، هزینههای شخصی و تداوم مبارزه مدنی ماهرنگ بلوچ، او را در ردیف برجستهترین مدافعان حقوق بشر منطقه قرار داده است؛ تا جایی که برخی محافل حقوق بشری و ناظران بینالمللی، او را شایسته قرار گرفتن در فهرست نامزدهای جدی جوایز معتبر جهانی صلح و حقوق بشر، از جمله جایزه نوبل صلح، میدانند. طرح چنین مباحثی نشان میدهد که جایگاه او از سطح یک فعال محلی فراتر رفته و به موضوعی مورد توجه در محافل حقوق بشری بینالمللی تبدیل شده است.
واکنش به حکم حبس ابد ماهرنگ بلوچ نیز گسترده و کمسابقه بوده است. اعتصابهای سراسری، تعطیلی بازارها و تجمعات اعتراضی در مناطق مختلف بلوچستان نشان داد که این پرونده برای بسیاری از مردم تنها به یک فرد محدود نمیشود. در کنار این اعتراضها، شماری از فعالان سیاسی، دانشگاهیان، روزنامهنگاران و مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج پاکستان نیز نسبت به پیامدهای این حکم هشدار دادهاند. بسیاری از آنان معتقدند که مجازات سنگین فعالان مدنی میتواند آخرین روزنههای فعالیت مسالمتآمیز را نیز تضعیف کند.
منتقدان دولت پاکستان استدلال میکنند که اگر مسیرهای مدنی و قانونی برای طرح مطالبات بسته شود، بخشی از نیروهای ناراضی ممکن است به این نتیجه برسند که روشهای مسالمتآمیز نتیجهای در پی ندارد.از دید این تحلیلگران، تجربه بسیاری از بحرانهای سیاسی در جهان نشان داده است که محدود شدن فضای مدنی و سرکوب نهادهای حقوق بشری، به جای حل بحران، میتواند به افزایش رادیکالیسم و تعمیق شکاف میان دولت و جامعه منجر شود.
در مقابل، دولت پاکستان همواره تأکید کرده است که اقداماتش در چارچوب قانون و با هدف حفظ امنیت انجام میشود. با این حال، گستردگی واکنشهای داخلی و بینالمللی، انتقاد نهادهای حقوق بشری و بازتاب جهانی پرونده ماهرنگ بلوچ نشان میدهد که این پرونده اکنون به یکی از مهمترین آزمونهای حقوق بشری و سیاسی پاکستان تبدیل شده است.
در نهایت، پرونده ماهرنگ بلوچ را میتوان آینه بحران عمیقتری دانست که سالهاست در بلوچستان جریان دارد؛ بحرانی که در آن مسئله عدالت، حقوق بشر، ناپدیدسازیهای اجباری، مشارکت سیاسی و اعتماد عمومی به یکدیگر گره خوردهاند. صرفنظر از سرنوشت نهایی این پرونده، آنچه امروز در بلوچستان دیده میشود این است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی، حکم صادرشده علیه ماهرنگ بلوچ را نه پایان یک پرونده قضایی، بلکه نمادی از تداوم یک منازعه تاریخی میان مطالبات مدنی بلوچها و رویکرد امنیتی دولت پاکستان میداند.


