✍️ نوید نوربخش
پاکستان در یکی از پیچیدهترین مقاطع سیاست خارجی و امنیتی خود قرار گرفته است؛ مقطعی که در آن، تنش با افغانستان از یکسو و تعهدات امنیتی در برابر عربستان سعودی از سوی دیگر، فضای مانور اسلامآباد را محدود کرده است. آنچه امروز در مرزهای افغانستان و پاکستان جریان دارد، نمیتواند تنها در چارچوب یک اختلاف مرزی یا امنیتی مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا تحولات منطقه بهگونهای به یکدیگر پیوند خوردهاند که هر تصمیم اسلامآباد در یک جبهه میتواند پیامدهایی در جبههای دیگر داشته باشد.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا تشدید تنش با افغانستان میتواند برای پاکستان راهی برای مدیریت فشارهای ناشی از تعهداتش در برابر عربستان ایجاد کند یا خیر. برخی تحلیلها بر این باورند که اسلامآباد با برجستهکردن تهدید افغانستان، میکوشد توجه خود را به یک بحران نزدیک و مستقیم معطوف کند و از ورود شتابزده به بحران یمن و رویارویی با حوثیها جلوگیری کند. این برداشت البته یک تحلیل سیاسی است و برای اثبات آن به شواهد بیشتری درباره محاسبات واقعی تصمیمگیرندگان پاکستانی نیاز است.
با این حال، واقعیت این است که پاکستان خود را در برابر یک معادله دشوار قرار داده است. از یک طرف، اسلامآباد بر تعهد امنیتی خود در برابر عربستان تأکید میکند و از طرف دیگر، تمایل دارد از ورود مستقیم به جنگی گسترده در خاورمیانه اجتناب کند. مقامهای پاکستانی در روزهای اخیر ضمن تأکید بر حمایت از امنیت عربستان، بر ضرورت استفاده از دیپلماسی و گفتوگو برای حل بحران یمن نیز تأکید کردهاند. این موضع نشان میدهد که پاکستان میان تعهدات امنیتی و هزینههای ورود مستقیم به جنگ در حال ایجاد توازن است.
توافق دفاعی میان پاکستان و عربستان نیز اهمیت این مسئله را افزایش داده است. بر اساس مواضع اعلامشده از سوی مقامهای پاکستانی، در صورت گسترش حملات علیه عربستان، تعهدات دفاعی میتواند وارد مرحله عملیاتی شود. در ظاهر، چنین توافقی موقعیت پاکستان را بهعنوان یک شریک امنیتی مهم عربستان تقویت میکند، اما در عمل اسلامآباد را با یک مسئولیت سنگینتر روبهرو کرده است؛ زیرا حمایت نظامی از عربستان در شرایطی مطرح میشود که پاکستان همزمان با مشکلات امنیتی در مرز افغانستان، مسائل داخلی و محدودیتهای اقتصادی مواجه است.
اینجاست که یکی از ضعفهای مهم پاکستان آشکار میشود: فاصله میان قدرت نظامی و ظرفیت واقعی برای مدیریت چند بحران به صورت همزمان. پاکستان دارای ارتش قدرتمند و تجربه طولانی در عملیات نظامی است، اما قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند مشکلات یک کشور را حل کند. جنگ هزینه اقتصادی دارد، عملیات نظامی به منابع انسانی و مالی نیاز دارد و هر درگیری طولانیمدت، توان سیاسی و اقتصادی دولت را نیز فرسوده میکند.
پاکستان در شرق با هند، در غرب با افغانستان و در سطح منطقهای با مجموعهای از بحرانهای خاورمیانه روبهرو است. در داخل نیز مشکلات اقتصادی و امنیتی همچنان فشار قابل توجهی بر دولت این کشور وارد میکند. در چنین وضعیتی، باز کردن یک جبهه جدید یا تشدید یک درگیری موجود میتواند بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه محدودشدن گزینههای سیاسی باشد.
افغانستان برای پاکستان یک مسئله عادی سیاست خارجی نیست. مرز طولانی، پیوندهای اجتماعی و اقتصادی، حضور گروههای مسلح و حساسیتهای تاریخی، این پرونده را به یکی از دشوارترین مسائل امنیتی اسلامآباد تبدیل کرده است. اگر تنش میان دو کشور ادامه یابد، پاکستان ممکن است بخش بیشتری از توان نظامی و امنیتی خود را در مرز غربی متمرکز کند. چنین وضعیتی میتواند برای اسلامآباد هزینهای ایجاد کند که با یک عملیات کوتاهمدت قابل حل نباشد.
از همین منظر، استفاده از افغانستان بهعنوان یک جبهه فشار برای مدیریت سایر تعهدات خارجی میتواند برای پاکستان خطرناک باشد. اگر اسلامآباد تصور کند که با تشدید بحران در مرز غربی میتواند از فشار ناشی از بحران یمن یا تعهدات خود در برابر عربستان بکاهد، این احتمال وجود دارد که در نهایت با دو بحران همزمان مواجه شود، نه یک بحران.
مشکل دیگر پاکستان، محدودشدن فضای دیپلماتیک آن است. اسلامآباد از یک طرف به روابط نزدیک با عربستان نیاز دارد و از طرف دیگر نمیخواهد روابط خود با ایران را به نقطهای برساند که امکان گفتوگو و میانجیگری از میان برود. بحران یمن این تعادل را دشوارتر کرده است. هر اندازه درگیری میان عربستان و حوثیها افزایش یابد، فشار بر پاکستان برای اتخاذ موضع روشنتر نیز افزایش خواهد یافت.
در این میان، افغانستان میتواند برای اسلامآباد هم فرصت و هم تهدید باشد. فرصت از این جهت که بحران مرزی میتواند توجه سیاسی و امنیتی پاکستان را به یک مسئله نزدیک معطوف کند؛ اما تهدید از این جهت که یک درگیری طولانی با افغانستان میتواند منابع پاکستان را مصرف و قدرت مانور آن را در سایر پروندهها محدود کند.
پاکستان ممکن است از نظر نظامی توان واردشدن به یک درگیری محدود را داشته باشد، اما مسئله اصلی توانایی پایاندادن به درگیری و تبدیل آن به یک دستاورد سیاسی است. این دو مسئله کاملاً متفاوتاند. پیروزی در یک عملیات نظامی لزوماً به معنای حل یک بحران سیاسی نیست. تجربه منطقه نشان داده است که درگیریهای مرزی اگر با راهحل سیاسی همراه نشوند، میتوانند برای سالها ادامه پیدا کنند.
ضعف پاکستان دقیقاً در همین نقطه قابل مشاهده است. اسلامآباد ابزار نظامی دارد، اما ابزار نظامی همیشه نمیتواند جایگزین دیپلماسی شود. این کشور میتواند فشار وارد کند، حمله کند یا نیروهای بیشتری در مرز مستقر سازد، اما هر یک از این اقدامات هزینه دارد و ممکن است واکنش طرف مقابل را نیز افزایش دهد.
از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی پاکستان نیز نمیتواند از محاسبات امنیتی جدا شود. کشوری که با فشارهای اقتصادی مواجه است، برای حفظ ثبات خود به سرمایهگذاری، تجارت، کمکهای خارجی و روابط پایدار با کشورهای منطقه نیاز دارد. بنابراین هرگونه بحران طولانیمدت میتواند هزینههایی فراتر از میدان نظامی بر اقتصاد آن تحمیل کند.
به همین دلیل، اگر پاکستان بخواهد همزمان فشار بر افغانستان را افزایش دهد، تعهدات دفاعی خود در برابر عربستان را حفظ کند و از ورود مستقیم به جنگ یمن نیز جلوگیری نماید، باید منابع و ظرفیت قابل توجهی برای مدیریت این سه پرونده اختصاص دهد. پرسش اساسی این است که آیا اسلامآباد چنین ظرفیتی را در اختیار دارد؟
پاسخ این پرسش را باید در رفتار آینده پاکستان جستوجو کرد، نه در تبلیغات سیاسی و بیانیههای رسمی. اگر اسلامآباد بتواند بدون ورود به یک جنگ فرسایشی، تنش با افغانستان را کنترل کند و همزمان تعهدات خود در برابر عربستان را مدیریت نماید، نشان خواهد داد که هنوز فضای مانور قابل توجهی دارد. اما اگر درگیریها افزایش یابد و پاکستان مجبور شود نیرو، منابع و سرمایه سیاسی بیشتری در چند جبهه مصرف کند، محدودیتهای آن آشکارتر خواهد شد.
در واقع، مسئله امروز پاکستان تنها قدرت نظامی نیست؛ مسئله ظرفیت تحمل بحران است. یک کشور ممکن است ارتش قدرتمندی داشته باشد، اما اگر همزمان با چند بحران امنیتی، فشار اقتصادی و تعهدات خارجی مواجه شود، قدرت مانور آن کاهش پیدا میکند.
از این منظر، تشدید تنش با افغانستان ممکن است برای اسلامآباد یک ابزار فشار کوتاهمدت باشد، اما اگر به یک رویارویی طولانی تبدیل شود، میتواند به نقطه ضعف این کشور تبدیل گردد. پاکستان در چنین وضعیتی مجبور خواهد شد بخشی از ظرفیت خود را در مرز غربی مصرف کند، در حالی که در شرق همچنان هند را بهعنوان رقیب اصلی خود در نظر دارد و در سطح منطقهای نیز با تعهدات امنیتی جدید روبهرو است.
همین وضعیت نشان میدهد که قدرت پاکستان را نباید صرفاً با تعداد نیروها، تجهیزات نظامی یا توانایی انجام عملیات سنجید. قدرت واقعی زمانی آشکار میشود که یک کشور بتواند اهداف سیاسی خود را با کمترین هزینه و در چند محیط متفاوت دنبال کند. اگر یک کشور برای حل یک بحران مجبور شود بحران دیگری ایجاد کند، این میتواند نشانهای از محدودشدن گزینههای راهبردی آن باشد.
پاکستان امروز در چنین نقطهای قرار دارد. افغانستان برایش یک چالش امنیتی است، عربستان یک شریک مهم منطقهای است، بحران یمن یک تعهد بالقوه نظامی ایجاد کرده و مشکلات اقتصادی نیز اجازه نمیدهد اسلامآباد بدون محاسبه هزینهها وارد هر بحران جدیدی شود.
از این رو، ادعای اینکه پاکستان ممکن است از تشدید بحران افغانستان برای کاهش فشار ناشی از تعهدات خود در برابر عربستان استفاده کند، باید بهعنوان یک فرضیه سیاسی مورد بررسی قرار گیرد، نه یک واقعیت اثباتشده. اما حتی اگر این فرضیه درست نباشد، واقعیت مهمتری همچنان پابرجاست: اسلامآباد مجبور است میان چند منافع و چند تهدید همزمان توازن برقرار کند.
این وضعیت میتواند ضعف ساختاری پاکستان را بیشتر نمایان کند؛ زیرا هرچه بحرانها بیشتر شوند، هزینه حفظ تعادل نیز افزایش مییابد. پاکستان شاید بتواند یک بحران را مدیریت کند، اما مدیریت همزمان چند بحران، به منابع اقتصادی، سیاسی، نظامی و دیپلماتیک بیشتری نیاز دارد.
در نهایت، آنچه برای پاکستان خطرناکتر از یک شکست نظامی است، گرفتارشدن در یک وضعیت فرسایشی است؛ وضعیتی که در آن نه میتواند از افغانستان فاصله بگیرد، نه میتواند تعهدات خود در برابر عربستان را نادیده بگیرد و نه قادر است بدون هزینه سنگین وارد بحران یمن شود.
در چنین شرایطی، بحران افغانستان میتواند از یک ابزار فشار به یک بار اضافی برای اسلامآباد تبدیل شود. اگر پاکستان نتواند میان این پروندهها توازن ایجاد کند، محدودیتهای قدرت آن بیش از پیش آشکار خواهد شد.
مسئله اصلی اکنون این نیست که پاکستان تا چه اندازه توان نظامی دارد؛ مسئله این است که تا چه اندازه توان تحمل هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی تصمیمهای خود را دارد. پاسخ به همین پرسش، میزان واقعی قدرت پاکستان را در معادلات منطقهای مشخص خواهد کرد.


