✍️مجتبی مؤید
باز هم شب، باز هم جنگنده، باز هم خاک افغانستان.
هنوز هوا گرگومیش نشده بود که صدای جنگندههای پاکستانی بر آسمان پکتیکا پیچید؛ ساعت حوالی سه بامداد، زمانی که مردم در خانههای خود بودند و روستا در سکوت شب فرو رفته بود. این بار برمل هدف قرار گرفت؛ دو نقطه، دو انفجار و دو زخم تازه بر پیکر مردمی که سالهاست هزینه جنگهای منطقه را میپردازند.
بر بنیاد گزارشهای اولیه، در حملات بامداد امروز در دو ساحه برمل، خانهها و یک دکان هدف قرار گرفتهاند و در پکتیکا تاکنون تلفات انسانی گزارش نشده است. اما همزمان، گزارشهای امروز از حمله در نورگل کنر از کشتهشدن سه غیرنظامی و زخمیشدن شماری دیگر خبر میدهند.
و این همان نقطهای است که باید مکث کرد: چرا آسمان افغانستان باید هر بار شاهد پرواز جنگندههای همسایهای باشد که اختلافات امنیتی خود را با بمب و موشک در خانههای مردم افغانستان دنبال میکند؟
اگر پاکستان ادعا میکند که اهداف نظامی را تعقیب میکند، پاسخ روشن است: مردم عادی هدف جنگ نیستند. خانه، دکان، مدرسه و مسجد، میدان تسویهحساب امنیتی میان دولتها نیست.
برمل اما با این صدا بیگانه نیست.
در ۲۷ فبروری امسال، تنها چند ماه پیش، حمله هوایی در همین ولسوالی به فاجعهای خونین انجامید. یوناما تأیید کرد که در آن حمله ۱۴ غیرنظامی کشته و شش تن زخمی شدند؛ قربانیان شامل چهار زن، دو دختر، پنج پسر و سه مرد بودند.
پیش از آن نیز در ۲۱ و ۲۲ فبروری، حملات هوایی پاکستان در ننگرهار و پکتیکا انجام شد. یوناما اعلام کرد که در ننگرهار دستکم ۱۳ غیرنظامی کشته و هفت نفر زخمی شدند؛ در برمل نیز یک مدرسه دینی هدف قرار گرفت و مسجدی در نزدیکی آن آسیب دید.
این دیگر یک حادثه منفرد نیست؛ زنجیرهای از حملات است که هر بار نام یک روستا، یک خانه و یک خانواده را به فهرست قربانیان اضافه میکند.
در ماه جون نیز سازمان ملل کشتهشدن دستکم ۲۸ غیرنظامی و زخمیشدن ۴۹ تن دیگر را در حملات هوایی در پکتیا، پکتیکا و کنر تأیید کرد. در میان قربانیان، زنان و کودکان نیز بودند. پاکستان انجام حملات را تأیید کرده بود.
این ارقام، اعداد خشک یک گزارش اداری نیستند. پشت «۲۸ کشته» بیستوهشت زندگی ایستاده است. پشت «۴۹ زخمی» دهها خانواده قرار دارند. پشت خانهای که ویران میشود، سالها رنج و زحمت یک خانواده دفن میشود.
در گزارش سازمان ملل آمده است که از اواخر فبروری تا پنجم مارچ ۲۰۲۶، در نتیجه حملات هوایی و آتشباریهای فرامرزی، ۱۸۵ غیرنظامی در افغانستان کشته یا زخمی شدهاند؛ ۵۶ کشته و ۱۲۹ زخمی. بیش از نیمی از این قربانیان زن و کودک بودهاند.
این تصویر، تصویر امنیت نیست.
امنیت را نمیتوان با بمباران روستاهای آن سوی مرز ساخت. اگر نگرانی امنیتی وجود دارد، راه آن مذاکره، سازوکارهای مرزی، تبادل اطلاعات و اقدام مسئولانه است؛ نه اینکه جنگنده از مرز عبور کند و بمب بر خانهای فرود آید که ساکنانش حتی نمیدانند چرا باید قربانی اختلافات دو دولت شوند.
پاکستان باید بداند که فاصله میان «هدف نظامی» و «خانه یک خانواده» با یک بیانیه سیاسی پاک نمیشود.
حقوق بینالملل نیز برای همین لحظههاست؛ برای اینکه در میانه خشم و جنگ، انسان فراموش نشود. یوناما بارها بر اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، تناسب و اتخاذ اقدامات احتیاطی برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان تأکید کرده است.
اما آنچه امروز در برمل رخ داده، یک پرسش سنگین دیگر را نیز پیش روی منطقه میگذارد: اگر چنین حملاتی ادامه پیدا کند، فردا کدام روستا در تیررس خواهد بود؟
امروز برمل است؛ دیروز برمل بود؛ پیش از آن ننگرهار، کنر، پکتیا و خوست. در این میان، مردم عادیاند که باید دیوارهای خانههایشان را دوباره بسازند، اجساد عزیزانشان را دفن کنند و کودکانشان را با صدای جنگنده به خواب ببرند.
این چرخه باید متوقف شود.
افغانستان نمیتواند حیاط خلوت هیچ قدرت منطقهای باشد. مردم این سرزمین، چه در پکتیکا باشند و چه در کنر و ننگرهار، حق دارند شب را بدون ترس از بمباران به صبح برسانند.
حمله بامداد امروز، حتی اگر در پکتیکا تلفات جانی نداشته باشد، نباید کوچک شمرده شود. خسارت مالی، تخریب خانه و دکان و ایجاد وحشت در میان مردم نیز بخشی از بهای جنگ است. و تجربه نشان داده است که فاصله میان یک خانه و یک فاجعه انسانی، گاهی فقط به اندازه یک بمب دیگر است.
پاکستان باید به جای آزمودن قدرت جنگندههایش بر آسمان افغانستان، راهی برای حل اختلافاتش با همسایه خود پیدا کند.
پکتیکا پیام روشنی دارد: خاک افغانستان میدان آزمایش بمبهای پاکستان نیست؛ خانه مردم افغانستان، هدف مشروع هیچ ماجراجویی نظامی نیست.
و اگر امروز صدای انفجار در برمل شنیده شد، نباید فردا منتظر ماند تا صدای گریه خانوادههای بیشتری از زیر آوار بلند شود.


