33.8 C
ایران
شنبه, سپتامبر 12, 2026

سرانجام این تقابل؛ طلوع بلوچستان، غروب اسلام‌آباد

✍️ مبارز

نزدیک به هشت دهه پس از شکل‌گیری پاکستان، بلوچستان همچنان یکی از عمیق‌ترین بحران‌های سیاسی و امنیتی این کشور است. آنچه اسلام‌آباد سال‌ها «مسئله امنیتی» می‌نامید، امروز در روایت جریان‌های استقلال‌طلب بلوچ به نبردی بر سر هویت، سرزمین و حق تعیین سرنوشت تبدیل شده است. از نگاه این جریان‌ها، تداوم حملات و مقاومت مسلحانه نشان می‌دهد که سیاست نظامی پاکستان نتوانسته خواست استقلال‌خواهی را از میان ببرد و حتی به تقویت آن کمک کرده است.

میر نصیرخان اول، از مهم‌ترین حاکمان تاریخی بلوچستان در سده هجدهم، در سخن معروف خود گفته است: «بلوچ‌ها تا زمانی که یک چوپان ساده بلوچ بر فراز کوه‌های بلند بلوچستان نشسته و خود را مالک و خان این کوهستان بداند، به‌عنوان ملتی آزاد و خودمختار، مالک سرزمین بلوچستان باقی خواهند ماند.» این جمله، در نگاه ملی‌گرایان بلوچ، امروز به تصویری از یک باور تاریخی تبدیل شده است: مالکیت بلوچستان فقط به حکومت بر شهرها و جاده‌ها خلاصه نمی‌شود؛ زمانی معنا دارد که مردم نیز خود را صاحب سرزمین و تعیین‌کننده آینده آن بدانند.

۱۱ آگست نیز در همین چارچوب برای ملی‌گرایان بلوچ اهمیت دارد. آنان این روز را روز استقلال بلوچستان می‌دانند و آن را به تحولات سیاسی سال ۱۹۴۷ و جایگاه خانات قلات در آستانه تشکیل پاکستان پیوند می‌دهند. این تاریخ برای آنان نماد یک گذشته سیاسی است که هنوز پایان‌یافته تلقی نمی‌شود؛ خاطره‌ای که نسل‌های جدید آن را بازخوانی کرده و به بخشی از گفتمان استقلال‌خواهی تبدیل کرده‌اند.

در نگاه جریان‌های استقلال‌طلب، پاکستان امروز با بلوچستانی روبه‌روست که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با حضور اداری و نظامی کنترل کرد. آنان از گسترش دامنه عملیات و نفوذ گروه‌های مسلح بلوچ، به‌ویژه ارتش آزادی‌بخش بلوچ، به‌عنوان نشانه‌ای از افزایش فشار بر ساختار امنیتی پاکستان یاد می‌کنند. در این روایت، حمله به مراکز نظامی و دولتی، اختلال در مسیرهای ارتباطی و حضور نیروهای مسلح بلوچ در مناطق مختلف، نشان می‌دهد که اسلام‌آباد برای حفظ کنترل خود با چالشی جدی روبه‌رو است.

اما شاید یکی از مهم‌ترین تغییرات، نه در میدان درگیری، بلکه در عرصه سیاست و جامعه رخ داده باشد. در روایت استقلال‌طلبان بلوچ، سردارها و نواب‌هایی که به ساختار قدرت اسلام‌آباد پیوسته‌اند، دیگر نمی‌توانند مانند گذشته این انتخاب را صرفاً به‌عنوان یک امتیاز سیاسی یا جایگاه اجتماعی معرفی کنند. در جامعه‌ای که ارزش استقلال و هویت ملی در حال پررنگ‌شدن است، همکاری با قدرت مرکزی برای بخشی از افکار عمومی بلوچ نه نشانه اعتبار، بلکه نشانه فاصله‌گرفتن از منافع جمعی تلقی می‌شود.

از همین رو، نام نواب خیر‌بخش مری و نواب اکبرخان بگتی در روایت ملی‌گرایان بلوچ معنایی متفاوت از نواب‌ها و سردارهای نزدیک به اسلام‌آباد پیدا کرده است. آنان در این روایت نماد کسانی هستند که هزینه سیاسی و شخصی انتخاب خود را پذیرفتند. بالاچ مری، اسلم بلوچ و بشیر زیب نیز در همین چارچوب به‌عنوان چهره‌هایی از نسل‌های مختلف مبارزه مطرح می‌شوند. تفاوت اصلی، در نگاه این جریان‌ها، میان کسانی است که قدرت را پذیرفتند و کسانی که حاضر شدند برای باور سیاسی خود هزینه بدهند.

این روایت البته فقط به مردان محدود نیست. کریمه بلوچ و ماه‌رنگ بلوچ در عرصه مدنی و اعتراضی و قوماندان شهناز بلوچ در ساختار نظامی ارتش آزادی‌بخش بلوچ، در روایت جریان‌های استقلال‌طلب نمونه‌هایی از نقش زنان در این کشمکش‌اند. حضور آنان نشان می‌دهد که مسئله بلوچستان، دست‌کم در روایت ملی‌گرایان، دیگر صرفاً موضوع چند رهبر قبیله‌ای نیست و به عرصه‌های مختلف جامعه کشیده شده است.

از نگاه استقلال‌طلبان، مهم‌ترین شکست پاکستان شاید این باشد که نتوانسته میان کنترل سرزمینی و پذیرش سیاسی تفاوت ایجاد کند. حتی اگر اسلام‌آباد بتواند در مقطعی یک منطقه را با نیروی نظامی کنترل کند، این به معنای پایان مخالفت نیست. کنترل جغرافیا با به‌دست‌آوردن رضایت مردم یکی نیست. همین واقعیت توضیح می‌دهد که چرا پس از دهه‌ها عملیات و سرکوب، مسئله بلوچستان همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاسی پاکستان باقی مانده است.

با این حال، کنترل بر بخش بزرگی از خاک بلوچستان، تداوم ناامنی، حملات مسلحانه و اعتراضات سیاسی نشان می‌دهد که سیاست اسلام‌آباد در ایجاد ثبات پایدار در بلوچستان به طور قطع با ناکامی روبه‌روست.

در نهایت، این تقابل را نمی‌توان صرفاً با شمار نیروهای نظامی یا عملیات‌های انجام‌شده سنجید. برای ملی‌گرایان بلوچ، مسئله اکنون به مرحله‌ای رسیده که در آن حفظ هویت، خاطره تاریخی و حق تعیین سرنوشت اهمیت بیشتری از امتیازات سیاسی کوتاه‌مدت پیدا کرده است. اگر این روند ادامه یابد، چالش اسلام‌آباد فقط حفظ کنترل یک سرزمین نخواهد بود؛ بلکه حفظ مشروعیت سیاسی آن در برابر نسلی خواهد بود که روایت متفاوتی از آینده بلوچستان دارد.

در نهایت، آینده بلوچستان را نمی‌توان فقط با تعداد نیروها، پادگان‌ها و عملیات نظامی سنجید. مسئله اصلی، رابطه قدرت با رضایت مردم است. پاکستان ممکن است بتواند بر بلوچستان حکومت کند، اما اگر نتواند اعتماد بخش‌های ناراضی جامعه را به دست آورد، بحران همچنان باقی خواهد ماند. از سوی دیگر، جریان‌های استقلال‌طلب نیز با یک واقعیت سخت روبه‌رو هستند: طولانی‌شدن منازعه، هزینه انسانی و سیاسی سنگینی دارد. بنابراین سرنوشت این تقابل نه با شعار و نه صرفاً با زور، بلکه در نهایت با آینده سیاسی، اراده مردم و چگونگی حل ریشه‌های این منازعه تعیین خواهد شد؛ آینده‌ای که در روایت ملی‌گرایان بلوچ، با طلوع بلوچستان و غروب اسلام‌آباد تعریف می‌شود.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار