33.8 C
ایران
شنبه, سپتامبر 12, 2026

سوراب؛ فریاد خون

✍️ مجید حیدری

چند روز از آن شب خونین گذشته است؛ اما برای مردم گیدارِ سوراب، شب هنوز تمام نشده است. آسمان هنوز در حافظه مردم همان آسمان وحشت است و خانه‌هایی که باید پناهگاه امن خانواده‌ها می‌بودند، هنوز بوی خاک و خون می‌دهند.

۲۷ انسان به شهادت رسیده‌اند؛ ۲۷ زندگی، ۲۷ خانواده و ۲۷ جهان کوچک که در یک لحظه زیر آتش جنگنده‌های ارتش پاکستان خاموش شدند. در میان قربانیان، زنان و کودکان نیز بودند؛ انسان‌هایی که نه سنگر داشتند، نه توپخانه و نه هواپیمای جنگی؛ تنها خانه داشتند، خانواده داشتند و حق داشتند زنده بمانند.

اما هواپیماها آمدند و بمب‌ها فرود آمدند. خانه‌ها لرزیدند، دیوارها فرو ریختند و زندگی‌هایی که تا چند لحظه پیش جریان داشت، در زیر آوار خاموش شد. آنچه در گیدار رخ داد، دیگر در چارچوب واژه‌های سرد سیاسی و نظامی قابل توضیح نیست؛ این فاجعه، زخمی عمیق بر پیکر انسانیت است.

پاکستان باید پاسخ بدهد. نه با بیانیه‌های تشریفاتی، نه با واژه‌های مبهم و نه با پناه‌گرفتن پشت شعارهای امنیتی. باید روشن و بی‌پرده پاسخ دهد که چرا آسمان گیدار به جهنم تبدیل شد؟ کودکان چه تهدیدی برای امنیت پاکستان بودند؟ مادران چه جرمی مرتکب شده بودند؟ و چه کسی مسئول خون ۲۷ انسانی است که دیگر هرگز به خانه بازنخواهند گشت؟

نمی‌توان با واژه «امنیت» روی خون کودکان سرپوش گذاشت. امنیتی که از دهانه جنگنده بیرون بیاید و بر سقف خانه مردم فرود آید، امنیت نیست؛ ترسِ مسلحانه و خشونتِ سازمان‌یافته است. هیچ قدرتی حق ندارد کشتار غیرنظامیان را پشت واژه‌های بزرگ پنهان کند و هیچ دولتی نباید تصور کند که بمب می‌تواند جای پاسخ‌گویی را بگیرد.

دردناک‌تر از صدای انفجار، سکوت پس از انفجار است؛ سکوت مقام‌هایی که باید پاسخ بدهند، سکوت قدرت‌هایی که تنها زمانی از حقوق بشر سخن می‌گویند که منافع‌شان اجازه دهد، و سکوت جهانی که گاهی خون انسان‌ها را نیز بر اساس جغرافیا و مصلحت سیاسی اندازه می‌گیرد.

اما گیدار نباید فراموش شود. نباید ۲۷ شهید آن، پس از چند روز، به یک عدد در میان انبوه اخبار جهان تبدیل شوند. هر کدام نامی داشتند، چشمانی داشتند، خانواده‌ای داشتند و کسی در خانه چشم‌به‌راه بازگشت‌شان بود. اکنون آن چشم‌ها به در دوخته نخواهد شد؛ آن صداها دیگر شنیده نخواهد شد و آن جای خالی‌ها برای همیشه در خانه‌های داغدار باقی خواهد ماند.

جهان تکان خورده است؛ اما تکان‌خوردن کافی نیست. همدردی کافی نیست. محکومیت‌های چندخطی کافی نیست. چند روز عزاداری و سپس فراموشی نیز کافی نیست. گیدار به دادخواهی، حقیقت و پاسخ‌گویی نیاز دارد.

اگر دولت پاکستان تصور می‌کند که قدرت جنگنده و بمب می‌تواند صدای قربانیان را خاموش کند، سخت در اشتباه است. بمب می‌تواند سقف خانه‌ای را فرو بریزد، اما نمی‌تواند حقیقت را زیر آوار دفن کند. می‌تواند جان انسان را بگیرد، اما نمی‌تواند جنایت را از حافظه تاریخ پاک کند.

قدرت نظامی، مصونیت اخلاقی نمی‌آورد. هیچ ارتشی آن‌قدر قدرتمند نیست که بتواند خون کودکان را از حافظه مادران و حافظه تاریخ پاک کند. هیچ مرزی آن‌قدر بلند نیست که فریاد یک مادر داغدار را برای همیشه پشت خود پنهان کند.

گیدار امروز فقط یک نقطه جغرافیایی نیست؛ گیدار نام زخمی است که بر وجدان منطقه و جهان نشسته است. آوار خانه‌ها، پیکرهای بی‌جان و چشم‌های اشک‌بار مادران، شهادت می‌دهند که در آن شب چه بر مردم بی‌دفاع گذشت.

تاریخ دیر یا زود خواهد پرسید: چه کسانی دستور دادند؟ چه کسانی بمب‌ها را فرستادند؟ چه کسانی ماشه جنگ را کشیدند؟ چه کسانی حقیقت را دیدند و سکوت کردند؟

شاید امروز پاسخ این پرسش‌ها در اتاق‌های بسته قدرت پنهان باشد؛ اما خون، حافظه دارد. گیدار شاهد است. آوار شاهد است. مادران داغدار شاهدند و ۲۷ شهید، بی‌صداترین و در عین حال رساترین شاهدان این فاجعه‌اند.

گیدار را نباید فراموش کرد؛ زیرا فراموشی، دومین مرگ قربانیان است.

بعضی زخم‌ها با گذشت زمان خوب نمی‌شوند؛ به سند تبدیل می‌شوند.
گیدار، سند خون است.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار