✍️ مبارز
در حالی که ارتش پاکستان زیر فشار بحرانهای سیاسی، شکافهای فزاینده در ساختار قدرت و کاهش بیسابقه اعتبار عمومی قرار دارد، عادل راجا، افسر پیشین ارتش پاکستان، از شکلگیری یک رویارویی تازه در بالاترین سطوح فرماندهی نظامی این کشور خبر داده است. به گفته او، میجر جنرال واجد عزیز پروندهای درباره فعالیتها و ارتباطات میجر جنرال فیصل نصیر، رئیس پیشین شاخه داخلی سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آیاسآی)، تهیه و به ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، ارائه کرده است؛ روایتی که میتواند نشانهای از تشدید رقابتهای درونساختاری، آغاز تسویهحسابهای سیاسی در دستگاه امنیتی و بازآرایی تازه در هرم قدرت ارتش پاکستان باشد.
عادل راجا مدعی است که این پرونده شامل جزئیاتی از فعالیتها، ارتباطات و ملاقاتهای فیصل نصیر در دبی امارات متحده عربی است. او همچنین معتقد است که عاصم منیر در حال مدیریت و بهرهبرداری از شکافهای موجود میان فرماندهان ارشد ارتش برای تثبیت موقعیت خود و بازتعریف موازنه قدرت در ساختار نظامی پاکستان است.
نام فیصل نصیر در سالهای اخیر به یکی از بحثبرانگیزترین نامها در سیاست و امنیت پاکستان تبدیل شده است. او که سالها در بدنه سازمان اطلاعات ارتش فعالیت کرده و مسئولیت شاخه داخلی آیاسآی را برعهده داشت، در بسیاری از تحولات سیاسی مهم پاکستان، از بحرانهای امنیتی گرفته تا منازعات میان ارتش و جریانهای سیاسی، به عنوان یکی از چهرههای کلیدی شناخته میشد. در فضای رسانهای و سیاسی پاکستان، لقب «درتی هری» نیز به او نسبت داده شده است؛ لقبی که به مرور به بخشی از هویت سیاسی او در افکار عمومی تبدیل شد.
در سوی دیگر این روایت، نام میجر جنرال واجد عزیز قرار دارد؛ افسری که اگرچه کمتر در مرکز توجه رسانهها بوده، اما در محافل نظامی به عنوان یکی از چهرههای مؤثر در ساختار فرماندهی ارتش پاکستان شناخته میشود. مطرح شدن نام او در ارتباط با تهیه یک پرونده علیه یکی از بانفوذترین افسران اطلاعاتی سالهای اخیر، از نگاه ناظران میتواند بازتابی از جابهجایی ائتلافها و صفبندیهای جدید در درون ارتش این کشور باشد.
اهمیت این تحولات زمانی دوچندان میشود که در رأس این معادله، ژنرال عاصم منیر قرار دارد؛ فرماندهای که از زمان به دست گرفتن رهبری ارتش، پروژه کنترل و انحصار قدرت در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی پاکستان را به اولویت اصلی خود تبدیل کرده است. طی این دوره، شماری از چهرههای بانفوذ در زمان جنرال قمر جاوید باجوه کنار گذاشته شدند، برخی شبکههای قدرت تضعیف شدند و آرایش تازهای در سطوح مختلف فرماندهی شکل گرفت.
تحلیلگران معتقدند که ارتش پاکستان پس از بحران پرونده عمران خان وارد مرحلهای شده که دیگر صرفا با چالشهای امنیتی یا سیاسی روبهرو نیست، بلکه با مسئله بازتعریف اقتدار درونی خود نیز مواجه است. شکافهایی که زمانی پشت دیوارهای بسته پادگانها و دفاتر اطلاعاتی پنهان میماندند، اکنون بیش از گذشته به عرصه عمومی راه یافتهاند.
در چنین شرایطی، هرگونه اختلاف میان فرماندهان ارشد اطلاعاتی و نظامی، تنها یک رقابت شخصی یا اداری تلقی نمیشود، بلکه بخشی از نبرد گستردهتر بر سر کنترل مراکز تصمیمگیری در دولت پنهان پاکستان به شمار میرود؛ ساختاری که دههها نقش تعیینکنندهای در سیاست، امنیت و حتی اقتصاد این کشور داشته است.
گفتههای عادل راجا در واقع تصویری از کشمکشی را ترسیم میکند که فراتر از سرنوشت چند فرمانده نظامی است. این روایت از رقابتی سخن میگوید که در آن شبکههای نفوذ، مراکز اطلاعاتی، حلقههای تصمیمگیری و بازیگران اصلی قدرت برای حفظ یا گسترش جایگاه خود در حال صفآرایی هستند.
اگر این تحولات ادامه پیدا کند، پیامدهای آن تنها به درون ارتش محدود نخواهد ماند. تجربه سیاسی پاکستان نشان داده است که هر تغییر مهم در توازن قدرت میان فرماندهان ارتش و سازمان اطلاعات، دیر یا زود بر معادلات سیاسی این کشور، روابط دولت و ارتش و حتی آینده جریانهای سیاسی تأثیر میگذارد.
آنچه اکنون از خلال این روایتها قابل مشاهده است، ظهور نشانههای یک کشمکش عمیق در قلب ساختار امنیتی پاکستان است؛ کشمکشی که ممکن است در آینده نزدیک به تعیینکنندهترین عامل در بازآرایی قدرت در یکی از قدرتمندترین نهادهای این کشور تبدیل شود.


