33.8 C
ایران
شنبه, سپتامبر 12, 2026

سرانان؛ شوک تازه به بلوچستان

✍️ ایرج معتمد

گزارش‌های منتشرشده در دو روز اخیر از رخدادهایی در سرانانِ شهرستان پشین در بلوچستان پاکستان حکایت از پیشرفت خیره‌کننده مبارزان بلوچ دارد. روزنامه «دان» نیز در ۲۱ اوت گزارش داد که افراد مسلح وارد بازار سرانان شده، نیروهای پلیس را تحت کنترل گرفته و ساختمان پاسگاه را با مواد منفجره تخریب کرده‌اند؛ در این گزارش تأکید شده که تلفات جانی گزارش نشده است.

اهمیت این رویداد فقط در تخریب یک پاسگاه خلاصه نمی‌شود. آنچه در روایت‌های متعدد تکرار شده، حضور مسلحانه در یک فضای شهری، کنترل موقت نقاط حساس، تصرف سلاح و تجهیزات و سپس عقب‌نشینی است. همین الگو نشان می‌دهد که بخشی از گروه‌های مسلح بلوچ در حال حرکت از حملات پراکنده و کمین‌های جاده‌ای به سمت عملیات‌هایی با مؤلفه «اختلال در کنترل محلی» هستند. گزارش‌هایی که از منابع نزدیک به جنبش بلوچ منتشر شده نیز مسئولیت عملیات سرانان را به ارتش آزادی‌بخش بلوچ نسبت داده‌اند.

با این حال، تعبیر «کنترل کامل» باید با احتیاط به کار رود. تسلط چندساعته یا چندروزه بر یک بازار و تخریب ساختمان‌های دولتی، لزوماً به معنای ایجاد کنترل پایدار بر یک شهر یا منطقه نیست. حتی گزارش‌های منتشرشده درباره سرانان، در کنار ادعای کنترل منطقه، از خروج مهاجمان پس از انجام عملیات سخن می‌گویند. بنابراین، آنچه فعلاً با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، توانایی اجرای عملیات هماهنگ و ایجاد اختلال جدی در حضور دولت پاکستان است، نه شکل‌گیری یک حاکمیت سرزمینی پایدار.

نکته مهم‌تر، جغرافیای این تحولات است. پشین در شمال بلوچستان و در نزدیکی مسیرهای ارتباطی مهم قرار دارد و سرانان نیز پیش‌تر سابقه درگیری و فعالیت‌های مسلحانه داشته است. در ماه ژوئن نیز گزارش‌هایی از حمله افراد مسلح به یک پاسگاه پلیس در پشین منتشر شده بود که در آن مهاجمان نیروهای حاضر را خلع سلاح کرده و ساختمان پاسگاه را به آتش کشیده بودند. این تکرار نشان می‌دهد که فشار مسلحانه بر ساختارهای امنیتی در شمال بلوچستان صرفاً یک حادثه منفرد نیست.

همزمان، گزارش حمله به کامیون‌های تجاری در مسیر کویته–تفتان در منطقه مچ، اگر تأیید شود، بُعد دیگری از این وضعیت را نشان می‌دهد: فشار بر مسیرهای ترانزیتی. چنین حملاتی برای اقتصاد محلی و امنیت کریدورهای تجاری اهمیت بیشتری از یک حمله معمولی به پاسگاه دارند، زیرا می‌توانند هزینه حمل‌ونقل را افزایش دهند، اعتماد تجار را کاهش دهند و دولت را وادار کنند منابع بیشتری را برای حفاظت از جاده‌ها و تأسیسات پراکنده اختصاص دهد.

اما یک تفاوت مهم میان «توانایی ضربه‌زدن» و «توانایی پیروزی» وجود دارد. گروه‌های شورشی ممکن است بتوانند در یک عملیات کوتاه‌مدت ابتکار عمل را به دست بگیرند، ولی حفظ منطقه، اداره جمعیت، تأمین منابع و مقابله با عملیات ضدشورش دولت، مرحله‌ای بسیار دشوارتر است. به همین دلیل، ارزش واقعی تحولات اخیر را باید نه در تعداد پاسگاه‌های تخریب‌شده، بلکه در توانایی تکرار عملیات، هماهنگی میان جبهه‌های مختلف و میزان اختلالی که می‌توانند در دستگاه امنیتی و اقتصادی ایجاد کنند سنجید.

از سوی دیگر، دولت پاکستان نیز بعید است این روند را صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از حملات محلی تلقی کند. افزایش فشار بر پاسگاه‌ها و تأسیسات دولتی می‌تواند به تشدید عملیات امنیتی، افزایش ایست‌های بازرسی و محدودیت‌های رفت‌وآمد منجر شود؛ اقدامی که ممکن است در کوتاه‌مدت توان عملیاتی گروه‌های مسلح را کاهش دهد، اما در صورت همراه شدن با فشارهای اجتماعی و سیاسی، خطر عمیق‌تر شدن شکاف میان جامعه بلوچ و دولت مرکزی را نیز به همراه دارد.

بنابراین، «پیشرفت بهت‌انگیز» مبارزان بلوچ را اگر بخواهیم با معیار تحلیلی بسنجیم، بیش از آنکه به معنای پیروزی نهایی باشد، نشانه تغییر کیفیت منازعه است: عملیات‌ها در برخی نقاط جسورانه‌تر، شهری‌تر و هماهنگ‌تر شده‌اند و ساختارهای امنیتی محلی در مواردی آسیب‌پذیر نشان داده شده‌اند. اما برای تبدیل این برتری‌های تاکتیکی به تغییر راهبردی، عوامل بسیار بزرگ‌تری لازم است.

تحولات سرانان به همین دلیل اهمیت دارد؛ نه صرفاً به عنوان یک حمله دیگر در بلوچستان، بلکه به عنوان آزمونی برای اینکه آیا شورش بلوچ می‌تواند از مرحله «ضربه و عقب‌نشینی» عبور کند و به مرحله ایجاد فشار مستمر و فرسایشی بر ساختار حکمرانی پاکستان برسد. پاسخ این پرسش را نه یک عملیات، بلکه روند ماه‌های آینده مشخص خواهد کرد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار