✍️ معیدالحق امین
کشمیر بار دیگر در آستانه یک پیچ تاریخی قرار گرفته است. تصاویر هزاران معترض، حضور پررنگ زنان و کودکان در خیابانها و گزارشها از استفاده نیروهای امنیتی از گاز اشکآور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت، نشان میدهد که اعتراضات از مرحله نارضایتی محدود عبور کرده و به بحرانی فراگیر تبدیل شده است.
بازداشت رهبران «کمیته اقدام مردمی» تنها جرقهای بود که انبار باروت نارضایتیهای انباشته را منفجر کرد. سالهاست که بخشی از ساکنان کشمیر تحت اداره پاکستان از محدودیتهای سیاسی، مشکلات اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی، کمبود فرصتهای شغلی و نبود مشارکت واقعی در تصمیمگیریهای کلان گلایه دارند. اکنون این مطالبات با احساس بیاعتمادی نسبت به عملکرد دولت مرکزی درهم آمیخته و به اعتراضات گسترده انجامیده است.
نکته قابل توجه، حضور چشمگیر زنان، کودکان و خانوادهها در این تجمعات است؛ رخدادی که معمولاً نشاندهنده عبور اعتراضات از سطح فعالیت گروههای سیاسی و تبدیل شدن آن به یک جنبش اجتماعی گسترده است. چنین وضعیتی مدیریت امنیتی بحران را نیز دشوارتر میکند، زیرا استفاده از زور علیه تجمعاتی که خانوادهها در آن حضور دارند، معمولاً نهتنها موجب پایان اعتراضات نمیشود، بلکه بر دامنه نارضایتیها میافزاید.
دولت پاکستان در برابر دو انتخاب دشوار قرار گرفته است؛ ادامه رویکرد امنیتی یا حرکت به سمت گفتوگو. تجربه بحرانهای مشابه در مناطق مختلف جهان نشان داده که سرکوب، اگرچه ممکن است برای مدتی خیابانها را آرام کند، اما به ندرت ریشههای بحران را از میان میبرد. برعکس، هرچه برخورد امنیتی شدیدتر شود، احتمال رادیکال شدن بخشی از معترضان نیز افزایش مییابد.
از سوی دیگر، این تحولات تنها یک مسئله داخلی برای اسلامآباد نیست. کشمیر همواره یکی از حساسترین نقاط اختلاف میان پاکستان و هند بوده است. هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند به رقابتهای سیاسی و امنیتی دو قدرت هستهای جنوب آسیا ابعاد تازهای ببخشد. اگرچه اعتراضات کنونی عمدتاً مطالبات داخلی را دنبال میکند، اما تداوم بحران میتواند زمینهساز ورود بازیگران منطقهای و بینالمللی به این پرونده شود.
با این حال، احتمال تبدیل اعتراضات به یک درگیری فراگیر یا تغییر ناگهانی وضعیت سیاسی منطقه، دستکم در کوتاهمدت، چندان بالا نیست. ساختار امنیتی پاکستان همچنان توان کنترل میدانی را دارد و بعید است اجازه دهد اعتراضات به مرحلهای برسد که حاکمیت این کشور بر منطقه با چالش جدی روبهرو شود. اما کنترل امنیتی، الزاماً به معنای حل بحران نیست.
سناریوی محتملتر آن است که اعتراضات در قالب موجهای متناوب ادامه یابد؛ هر بار با بازداشت فعالان، اعتراضات تازهای شکل بگیرد و هر برخورد امنیتی، نارضایتی بیشتری تولید کند. این چرخه فرسایشی میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای دولت پاکستان ایجاد کند.
راه برونرفت از این وضعیت، نه در خیابان و نه در میدان امنیتی، بلکه پشت میز گفتوگو قرار دارد. آزادی یا محاکمه شفاف بازداشتشدگان، آغاز گفتوگو با نمایندگان واقعی معترضان، کاهش محدودیتهای سیاسی، توجه به مطالبات اقتصادی و افزایش اختیارات مدیریت محلی، میتواند بخشی از فضای بیاعتمادی را کاهش دهد. در غیر این صورت، هر آرامشی صرفاً موقتی خواهد بود.
کشمیر بارها ثابت کرده است که بحران در این سرزمین با ابزار نظامی پایان نمییابد. این منطقه دهههاست میان رقابتهای ژئوپلیتیکی، مطالبات هویتی و اختلافات تاریخی گرفتار مانده است. امروز نیز آنچه در خیابانهای ارجه جریان دارد، تنها یک اعتراض نیست؛ هشداری است که نشان میدهد مسائل حلنشده، دیر یا زود دوباره خود را نشان میدهند.
سرنوشت این بحران بیش از هر چیز به انتخاب اسلامآباد بستگی دارد؛ انتخاب میان تداوم رویکرد امنیتی یا پذیرش گفتوگو و اصلاحات. اگر گزینه نخست ادامه یابد، احتمال تکرار چرخه اعتراض و سرکوب بسیار زیاد است. اما اگر مسیر دوم در پیش گرفته شود، شاید بتوان از تبدیل یک اعتراض مردمی به بحرانی مزمن و پرهزینه جلوگیری کرد. کشمیر بار دیگر در نقطهای ایستاده که تصمیمهای امروز، آینده سالهای بعد آن را رقم خواهد زد.


