35.4 C
ایران
پنج‌شنبه, ژوئن 4, 2026

چرا ناامنی در پاکستان قابل مهار نیست؟

✍️ مبارز

افزایش ۲۷ درصدی حملات مسلحانه در پاکستان در ماه مه ۲۰۲۶، آن‌گونه که مرکز مطالعات و تحقیقات امنیتی پاکستان (PICSS) گزارش داده، تنها یک نوسان آماری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بحرانی عمیق در ساختار امنیتی و سیاسی این کشور است. بخش عمده این حملات در بلوچستان و خیبر پختونخوا رخ داده؛ دو منطقه‌ای که سال‌هاست به کانون بی‌ثباتی تبدیل شده‌اند و اکنون به نظر می‌رسد دولت پاکستان بیش از آنکه در مسیر حل بحران حرکت کند، در حال مدیریت پیامدهای آن است.برای کشوری که ارتش آن قدرتمندترین نهاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی به شمار می‌رود، افزایش مداوم حملات پرسش‌های دشواری را درباره کارآمدی راهبردهای نظامی مطرح کرده است. اسلام‌آباد طی دو دهه گذشته میلیاردها دلار صرف عملیات‌های امنیتی، توسعه سامانه‌های اطلاعاتی و گسترش حضور نظامی کرده است؛ اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد حملات نه‌تنها متوقف نشده‌اند، بلکه در بیشتر مناطق پیچیده‌تر، سازمان‌یافته‌تر و مرگبارتر شده‌اند.بلوچستان امروز به مهم‌ترین نقطه ضعف امنیتی پاکستان تبدیل شده است. منطقه‌ای که با وجود حضور گسترده نیروهای نظامی، ایست‌های بازرسی متعدد، عملیات‌های مداوم و فضای شدید امنیتی، همچنان شاهد حملات گسترده و پی‌درپی علیه نظامیان پاکستانی و زیرساخت‌های راهبردی است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند بلوچستان دیگر صرفا یک چالش امنیتی نیست، بلکه به آزمونی برای سنجش توانایی دولت پاکستان در اعمال اقتدار و کنترل مؤثر بر این مناطق تبدیل شده است.در این میان، نقش گروه‌های آزادی‌خواه بلوچ به ویژه ارتش آزادی‌بخش بلوچ، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. حمله به قطار جعفر اکسپرس و عملیات‌های پیچیده علیه کاروان‌های نظامی، ایست‌های بازرسی و تأسیسات دولتی نشان داد که مخالفان مسلح تنها به حملات پراکنده اکتفا نمی‌کنند، بلکه توانایی برنامه‌ریزی و اجرای عملیات‌های بزرگ را نیز دارند. برای نهادهای اطلاعاتی پاکستان، وقوع چنین حملاتی این پرسش را به وجود آورده که چگونه شبکه‌های امنیتی گسترده نتوانسته‌اند از طراحی و اجرای این عملیات‌ها جلوگیری کنند.منتقدان می‌گویند مشکل اصلی آن است که دولت پاکستان همچنان بحران بلوچستان را عمدتا از دریچه امنیتی می‌بیند. در حالی که بخشی بزرگ از مردم و جریان‌های بلوچ، مطالبات خود را در قالب استقلال‌طلبی، حق تعیین سرنوشت و کنترل بر منابع محلی مطرح می‌کنند، پاسخ غالب حکومت همچنان بر محور اقدامات نظامی متمرکز بوده است. نتیجه این رویکرد آن بوده که با وجود سال‌ها عملیات نظامی، نه خشونت پایان یافته و نه شکاف میان دولت مرکزی و بخشی بزرگ از جامعه بلوچ کاهش پیدا کرده است.در خیبر پختونخوا نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. بسیاری از ساکنان این منطقه از توسعه‌نیافتگی، کمبود فرصت‌های اقتصادی، ضعف زیرساخت‌ها، تبعیض‌های گوناگون و نابرابری در توزیع منابع شکایت دارند. در چنین فضایی، ناامنی تنها یک مسئله امنیتی نیست، بلکه با احساس محرومیت و نارضایتی اجتماعی نیز پیوند خورده است. همین مسئله باعث شده که دولت برای مهار بحران با چالشی فراتر از عملیات‌های نظامی روبه‌رو باشد.اقتصاد پاکستان نیز توان تحمل یک بحران فرسایشی را ندارد. این کشور همچنان با بدهی‌های سنگین خارجی، وابستگی به وام‌های بین‌المللی، تورم بالا، کاهش سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی شکننده دست‌وپنجه نرم می‌کند. در حالی که بخش بزرگی از منابع مالی پاکستان صرف حوزه‌های امنیتی می‌شود، بسیاری از مناطق بحران‌زده همچنان از توسعه ابتدایی محروم مانده‌اند. این چرخه، ناامنی و مشکلات اقتصادی را به یکدیگر گره زده و خروج از آن را دشوارتر و حتی ناممکن کرده است.از منظر سیاسی نیز پاکستان با ضعف‌های ساختاری روبه‌رو است. اختلافات میان احزاب، بی‌ثباتی سیاسی، کاهش اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی و نقش پررنگ ارتش این کشور در تصمیم‌گیری‌های کلان، بارها مورد انتقاد تحلیلگران قرار گرفته است. در چنین شرایطی، دولت‌های منتخب اغلب فرصت یا توان کافی برای اجرای راهبردهای بلندمدت را ندارند و سیاست‌گذاری‌ها بیشتر جنبه واکنشی پیدا می‌کند.تکرار حملات موفق علیه نیروهای نظامی این کشور، علاوه بر خسارات انسانی، اعتبار بازدارندگی ارتش پاکستان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. ارتشی که خود را ستون اصلی ثبات این کشور معرفی می‌کند، اکنون با این پرسش روبه‌رو است که چرا با وجود برخورداری از بودجه عظیم، تجهیزات پیشرفته و نفوذ گسترده در ساختار قدرت، هنوز قادر به مهار ناامنی در بیشتر مناطق نیست. هر حمله موفق علیه کاروان‌ها، پایگاه‌ها یا نیروهای امنیتی این کشور، این پرسش را در افکار عمومی پررنگ‌تر می‌کند.در سطح منطقه‌ای نیز موقعیت پاکستان پیچیده‌تر شده است. روابط پرتنش با برخی همسایگان، نگرانی‌های امنیتی در مرزها و رقابت راهبردی با فشار مضاعفی بر اسلام‌آباد وارد کرده است. در حالی که هند طی سال‌های اخیر جایگاه اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک خود را در سطح جهانی تقویت کرده و به یکی از بازیگران مهم اقتصاد جهان تبدیل شده است، پاکستان همچنان بخش بزرگی از ظرفیت و منابع خود را صرف مقابله با بحران‌های داخلی و امنیتی می‌کند.مجموع این عوامل نشان می‌دهد که افزایش حملات مسلحانه در پاکستان صرفا یک مسئله امنیتی نیست. این روند بازتاب هم‌زمان ضعف‌های اطلاعاتی، چالش‌های سیاسی، مشکلات اقتصادی و محدودیت‌های راهبردی در مدیریت بحران‌های داخلی است. آنچه امروز در بلوچستان و خیبر پختونخوا دیده می‌شود، بیش از آنکه نشانه یک بحران مقطعی باشد، بیانگر مشکلاتی ساختاری است که سال‌ها انباشته شده‌اند. پرسش اصلی اکنون این است که آیا اسلام‌آباد می‌تواند فراتر از راه‌حل‌های صرفا امنیتی حرکت کند یا همچنان ناچار خواهد بود با چرخه‌ای از ناامنی، عملیات نظامی و بازتولید بحران روبه‌رو باشد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار