38.8 C
ایران
سه‌شنبه, جولای 28, 2026

پایان تلخ و خونین امپراتوری پاکستان بر بلوچستان؛ آغاز شمارش معکوس

✍️ مبارز

تحولات ماه‌های اخیر در ایالت بحران‌زده بلوچستان نشان می‌دهد که منازعه ۷۰ ساله میان اسلام‌آباد و ناسیونالیست‌های بلوچ به نقطه‌ای بی‌بازگشت رسیده است. تحلیلگران امنیتی بر این باورند که استراتژی مشت آهنین ارتش پاکستان دیگر کارایی خود را از دست داده و بقای حضور نظامی این کشور در پهناورترین ایالت خود، با شمارش معکوس روبرو شده است.

تاکتیک‌های نظامی شورشیان ارتش آزادی‌بخش بلوچ (BLA) از جنگ‌های فرسایشی سنتی، به حملات هم‌زمان، هماهنگ و شبه‌کلاسیک تغییر یافته است؛ تا جایی که آزادی‌خواهان بلوچ اکنون قادرند شاهراه‌های حیاتی را مسدود کرده و بخش‌های وسیعی از حومه شهرها و حتی بخش‌های از داخل شهرها را تحت کنترل خود درآورند. این جهش تاکتیکی، ماشین جنگی اسلام‌آباد را در موضع انفعال مطلق قرار داده است.

اعتراف تلخ سناتورها، رهبران احزاب و مقامات محلی مبنی بر اینکه دولت مرکز تنها بر دیوارهای پادگان‌ها حاکمیت دارد و کنترل عملیِ بخش اعظم خاک بلوچستان از دست رفته، عمق این فروپاشی را عیان می‌کند. فرار دسته‌جمعی مقامات و کارمندان دولتی به شهرهای امنی چون کراچی و اسلام‌آباد، نشانه‌ای واضح از شکست ساختار اداری پاکستان در این منطقه است.

در این میان، سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری چین در بندر گوادر و کریدور اقتصادی (CPEC)، که روزی قرار بود شاهرگ حیاتی اقتصاد رو به موت پاکستان باشد، اکنون به پاشنه آشیل آن تبدیل شده است. حملات هدفمند و پی‌درپی به اتباع و پروژه‌های چینی، پکن را به شدت ناامید و اسلام‌آباد را از تأمین امنیت ابتدایی‌ترین منابع مالی خود ناتوان ساخته است.

برخلاف دهه‌های گذشته که کارشناسان جدایی بلوچستان را امری بعید می‌دانستند، اکنون ارزیابی‌های جدیدی در حال شکل‌گیری است. ناظران بین‌المللی معتقدند که ارتش پاکستان به دلیل خالی شدن خزانه، بحران مشروعیت داخلی و نداشتن ابزار مدرن برای مقابله با جنگ‌های نوین، ممکن است بسیار زودتر از پیش‌بینی‌ها مجبور به عقب‌نشینی تدریجی از بلوچستان شود.

سیاست غیراقتصادی و صرفا امنیتی اسلام‌آباد که با کلیدواژه‌هایی چون «ناپدید شدن‌های اجباری» و سرکوب خونین فعالان مدنی شناخته می‌شود، مشروعیت روانی دولت مرکزی را در میان مردم بلوچ به صفر رسانده است. ارتش پاکستان در بلوچستان دیگر یک نیروی حاکم نیست، بلکه از دید افکار عمومی محلی، یک «ارتش اشغالگر» به شمار می‌رود که پیوند عاطفی‌اش با زمین زیر پایش گسسته است.

پاکستان اکنون در یک تله استراتژیک گرفتار شده است؛ توان مالی و نظامی برای برقراری صلح پایدار را ندارد و از سوی دیگر، آزادی‌خواهان بلوچ با تکیه بر خشم عمومی و انگیزه‌های مفرط، آماده ضربه زدن به آخرین لایه‌های دفاعی ارتش هستند. جنگ در بلوچستان دیگر یک شورش پراکنده نیست، بلکه یک نبرد فرسایشیِ رو به پایان برای پاکستان است.

آمارهای رسمی و محرمانه از راهروهای نظامی راولپندی حکایت از یک فاجعه تمام‌عیار انسانی برای ارتش پاکستان دارد. شمار سربازان و افسران کشته‌شده در شبیخون‌های سازمان‌یافته، حملات انتحاری و تله‌های انفجاری آزادی‌خواهان بلوچ به شکل بی‌سابقه‌ای جهش یافته است. تابوت‌هایی که روزانه از کویته و مناطق قبایلی به ایالت پنجاب فرستاده می‌شوند، نه تنها روحیه بدنه ارتش را متلاشی کرده، بلکه این سوال مرگبار را در ذهن خانواده‌های نظامیان ایجاد کرده است که فرزندانشان در خاک بیگانه‌ای به نام بلوچستان، فدای کدام استراتژی شکست‌خورده می‌شوند؟

جغرافیای بلوچستان دیگر تحت حاکمیت نقشه‌های رسمی اسلام‌آباد نیست. ارتش پاکستان در پهنه این ایالت به یک «نیروی محصور در سنگر» تبدیل شده که توانایی حفظ پاسگاه‌های دورافتاده خود را از دست داده و عقب‌نشینی‌های تاکتیکی، نام مستعار شکست‌های پی‌درپی اوست. شبه‌نظامیان بلوچ اکنون با مسدود کردن جاده‌های ترانزیتی و فلج کردن شریان‌های اقتصادی، عملاً نشان داده‌اند که فراتر از پادگان‌های مستحکم ارتش، این لوله‌های تفنگ ناسیونالیست‌هاست که مرزهای واقعی قدرت را ترسیم می‌کند.

در سطح اجتماعی، گسست میان ارتش و مردم بلوچ به مرحله «بیگانگی مطلق» رسیده است. برای نسل جدید فعالان بلوچ و توده‌های خشمگین، یونیفرم نظامیان پاکستانی دیگر مظهر امنیت نیست، بلکه نماد عینی سرکوب، شکنجه و ناپدید شدن‌های اجباری فرزندانشان است. این ارتش نه زبان مردم محلی را می‌فهمد و نه اعتمادی در میان آنان دارد؛ سرباز ارتش پاکستان در خیابان‌های گوادر یا خضدار، خود را در محاصره نگاه‌های سنگین و خصمانه جامعه‌ای می‌بیند که او را نه یک هموطن، بلکه یک «اشغالگر و غارتگر منابع طبیعی» قلمداد می‌کند.

سرانجام، اصرار جنون‌آمیز بر راه‌حل‌های نظامی و امنیتی، آخرین پل‌های بازگشت را ویران کرده است. ارتش پاکستان به دلیل اتمام ذخایر ارزی و بحران‌های مشروعیت در مرکز، دیگر قادر به خریدن وفاداری سران قبایل بلوچ نیست و ابزار مدرنی برای مهار این جنگ نوین ندارد. در غیاب یک ساختار سیاسی مشروع، ارتش پاکستان در این سرزمین پهناور به وصله‌ای ناهمگون تبدیل شده که هر روز بیشتر از روز قبل توسط بافت بومی منطقه پس زده می‌شود؛ روندی که فرجام آن چیزی جز سقوط کامل نفوذ اسلام‌آباد و خروج بی قید و شرط از بلوچستان نخواهد بود.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار