✍️ کاوه محمدی
در سالهای اخیر، کمتر نامی در بلوچستان به اندازه ماهرنگ بلوچ با دادخواهی، حقوق بشر و مطالبات مدنی مردم بلوچ گره خورده است. او از دل یکی از پیچیدهترین و طولانیترین بحرانهای سیاسی و انسانی پاکستان برخاست و به چهرهای تبدیل شد که امروز برای بسیاری از بلوچها نماد عدالتخواهی، مقاومت مدنی و اعتراض به سیاستهای حکومت پاکستان در بلوچستان به شمار میرود.
داستان ماهرنگ بلوچ از یک تجربه عمیقاً شخصی آغاز شد. پدر او، عبدالغفار لانگو، پس از بازداشت و ناپدیدسازی اجباری جان خود را از دست داد؛ رخدادی که مسیر زندگی او را تغییر داد و از یک دانشجوی پزشکی، چهرهای ساخت که بخش مهمی از زندگی خود را وقف پیگیری سرنوشت ناپدیدشدگان و دفاع از حقوق خانوادههای قربانیان کرد. آنچه برای بسیاری از خانوادههای بلوچ یک درد مشترک بود، برای ماهرنگ بلوچ به انگیزهای برای ورود به عرصه دادخواهی و فعالیت مدنی تبدیل شد.
ظهور ماهرنگ بلوچ را نمیتوان جدا از واقعیتهای بلوچستان تحلیل کرد. بلوچستان طی دهههای گذشته شاهد ناپدیدسازیهای اجباری، عملیاتهای امنیتی، بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و اعتراضهای گسترده مردمی بوده است. در حالی که حکومت پاکستان همواره رویکرد امنیتی را راهحل اصلی بحران این ایالت دانسته، منتقدان معتقدند این سیاستها نهتنها به حل مشکلات منجر نشده، بلکه شکاف میان مردم بلوچ و حکومت را عمیقتر کرده است.
در چنین فضایی، ماهرنگ بلوچ و دیگر فعالان مدنی بلوچ تلاش کردند مطالبات مردم را از مسیر اعتراضات مسالمتآمیز، کارزارهای حقوق بشری و فعالیتهای مدنی پیگیری کنند. او به تدریج به یکی از مهمترین صداهای خانوادههایی تبدیل شد که سالها در جستجوی حقیقت و عدالت درباره سرنوشت عزیزان خود بودهاند. همین مسئله باعث شد نام او فراتر از بلوچستان و پاکستان نیز شناخته شود.
ماهرنگ بلوچ در ادامه فعالیتهای خود، نقش برجستهای در سازماندهی تجمعات اعتراضی و کارزارهای دادخواهی ایفا کرد. تمرکز اصلی این حرکتها بر مسئله ناپدیدشدگان اجباری، بازداشتهای خودسرانه و مطالبه پاسخگویی از نهادهای مسئول بود. برخلاف روایتهای امنیتی، او همواره بر روشهای مدنی و مسالمتآمیز تأکید داشته و تلاش کرده مطالبات مردم بلوچ را از مسیرهای غیرخشونتآمیز دنبال کند.
با این حال، افزایش نفوذ اجتماعی و محبوبیت او با افزایش فشارها نیز همراه شد. بازداشتهای مکرر، محدودیتهای امنیتی و تشکیل پروندههای قضایی علیه او، واکنشهای گستردهای را در میان فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری برانگیخت. منتقدان میگویند برخورد با فعالانی که خواستههای خود را از طریق اعتراضات مدنی مطرح میکنند، نشانهای از محدود شدن فضای سیاسی و مدنی در پاکستان است.
سرانجام پس از یکی از بازداشتهای جنجالی او در کویته، ماهرنگ بلوچ با اتهاماتی تحت قوانین امنیتی و ضدتروریسم روبهرو شد؛ روندی که در نهایت به صدور حکم حبس ابد علیه وی انجامید. این حکم موجی از واکنشها را در میان فعالان سیاسی، نهادهای حقوق بشری و چهرههای مدنی برانگیخت و بار دیگر نگاهها را به وضعیت حقوق بشر و آزادیهای مدنی در بلوچستان معطوف کرد.
منتقدان معتقدند صدور حکم حبس ابد برای چهرهای که فعالیتهای خود را در چارچوب اعتراضات مدنی و مسالمتآمیز تعریف کرده، نمادی از تداوم رویکرد امنیتی حکومت پاکستان در قبال مطالبات سیاسی و اجتماعی بلوچها است. به باور آنان، به جای پرداختن به ریشههای نارضایتی در بلوچستان، بار دیگر ابزارهای قضایی و امنیتی برای مواجهه با صداهای منتقد به کار گرفته شده است؛ رویکردی که طی سالهای گذشته نیز نتوانسته به کاهش تنشها و بیاعتمادیها در این ایالت منجر شود.
پرونده ماهرنگ بلوچ به تدریج به یکی از نمادهای وضعیت حقوق بشر در بلوچستان تبدیل شد. بسیاری از ناظران معتقدند حکومت پاکستان طی سالهای گذشته به جای پرداختن به ریشههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نارضایتیها در بلوچستان، عمدتاً بر راهکارهای امنیتی تکیه کرده است؛ رویکردی که نهتنها نتوانسته بحران را حل کند، بلکه موجب گسترش بیاعتمادی و افزایش فاصله میان مردم و حکومت شده است.
واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی به پرونده ماهرنگ بلوچ نیز نشان داد که مسئله بلوچستان دیگر تنها یک موضوع محلی نیست. سازمانهای حقوق بشری، فعالان مدنی و شماری از شخصیتهای سیاسی پاکستان بارها نسبت به وضعیت حقوق بشر در بلوچستان ابراز نگرانی کرده و خواستار احترام به حقوق بنیادین شهروندان، آزادی فعالیتهای مدنی و پایان دادن به برخوردهای امنیتی با مطالبات مردمی شدهاند.
قرار گرفتن نام ماهرنگ بلوچ در میان چهرههای تأثیرگذار جهان، توجه افکار عمومی بینالمللی را بیش از پیش به بلوچستان جلب کرد. این مسئله نشان داد که مطالبات مردم بلوچ و پروندههای مربوط به ناپدیدشدگان اجباری، دیگر صرفاً در چارچوب مرزهای پاکستان قابل بررسی نیست و به بخشی از گفتوگوی جهانی درباره عدالت، حقوق بشر و آزادیهای مدنی تبدیل شده است.
برای بسیاری از بلوچها، ماهرنگ بلوچ تنها یک فعال مدنی نیست؛ بلکه نماد نسلی است که تلاش کرده به جای خشونت، از زبان دادخواهی، اعتراض مسالمتآمیز و مطالبه حقوق شهروندی استفاده کند. از همین رو، هرگونه برخورد با او بازتابی فراتر از یک پرونده شخصی پیدا میکند و به مسئلهای مرتبط با آینده روابط حکومت پاکستان و جامعه بلوچ تبدیل میشود.
امروز نام ماهرنگ بلوچ در مرکز یکی از مهمترین مباحث سیاسی و حقوق بشری پاکستان قرار دارد. برای حامیانش، او نماد ایستادگی در برابر بیعدالتی و صدای خانوادههای دادخواه است و برای منتقدان سیاستهای اسلامآباد، پرونده او یادآور ناکامی چندین دهه رویکردهای امنیتی در بلوچستان است. به همین دلیل، سرنوشت ماهرنگ بلوچ تنها به سرنوشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه به بخشی از روایت بزرگتر مردم بلوچ در جستجوی عدالت، کرامت انسانی و حقوق اساسی خود تبدیل شده است.


