✍️ کاوه محمدی
رویدادهای اخیر در روستای پشموکی شهرستان فاریاب و پیشتر در روستای سرسیاه تفتان، بار دیگر موضوع برخورد نیروهای امنیتی ایران با زنان بلوچ معترض را در مرکز توجه قرار داده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، شماری از زنان بلوچ که در اعتراض به نحوه بهرهبرداری از معادن منطقه تجمع کرده بودند، با برخورد خشونتآمیز مواجه شده و تعدادی نیز بازداشت شدهاند.
اعتراضات زمانی شکل گرفت که ساکنان محلی نسبت به واگذاری و استخراج معادن کرومیت و طلا در مناطق خود اعتراض کردند. به گفته معترضان، این معادن از مهمترین منابع اقتصادی منطقه به شمار میروند، اما مردم بومی سهمی از منافع آن ندارند و روند تصمیمگیریها بدون مشارکت و رضایت جامعه محلی انجام میشود. در این میان، زنان بلوچ نیز دوشادوش خانوادههای خود در تجمعها حضور داشتند و خواستار رسیدگی به مطالبات اقتصادی و اجتماعی منطقه شدند.
بر اساس گزارشها و تصاویر منتشرشده، نیروهای امنیتی ایران برای متفرق کردن تجمعکنندگان از زور استفاده کردهاند. در جریان این برخوردها، زنان حاضر در تجمع با ضربوشتم، توهین و بازداشت مواجه شدهاند؛ موضوعی که واکنشها و انتقادات گستردهای را در پی داشته است.
اهمیت این رویداد تنها در بُعد امنیتی یا اعتراضی آن خلاصه نمیشود، بلکه به جایگاه زنان در جامعه بلوچ نیز گره خورده است. زنان در ساختار اجتماعی بلوچها نقش محوری در حفظ انسجام خانواده، تربیت نسلها و پایداری معیشت دارند. از همین رو، هرگونه خشونت علیه آنان نه صرفاً برخورد با چند معترض، بلکه از سوی بخشهایی از جامعه بهعنوان بیاعتنایی به کرامت یک جامعه تلقی میشود.
این مسئله از منظر دینی نیز محل بحث و پرسش است. حکومت ایران خود را مبتنی بر ارزشهای اسلامی معرفی کرده و مشروعیت سیاسی خود را به مفاهیمی چون عدالت، کرامت انسانی و حمایت از مستضعفان پیوند میزند. بر همین اساس، برخورد خشن با زنان معترض ناگزیر در چارچوب همین ادعاها مورد ارزیابی قرار میگیرد.
در آموزههای اسلامی، کرامت انسان جایگاهی بنیادین دارد و در مورد زنان، بر حفظ احترام، عزت و تکریم تأکید ویژه شده است. در سیره پیامبر اسلام نیز رفتار همراه با رحمت و مدارا با زنان از اصول اخلاقی برجسته به شمار میرود. از این منظر، تصاویر و گزارشهای مربوط به ضربوشتم زنان معترض، برای بخشی از افکار عمومی با تصویری که از عدالت و اخلاق اسلامی ارائه میشود، همخوانی ندارد.
در تاریخ اندیشه اسلامی نیز مشروعیت قدرت سیاسی زمانی پذیرفته میشد که بر پایه عدالت، رعایت حقوق مردم و پرهیز از خشونت بیضابطه استوار باشد. در چنین چارچوبی، برخورد سخت با زنانی که در یک تجمع مدنی حضور دارند، این پرسش را در افکار عمومی تقویت میکند که فاصله میان گفتمان رسمی و عملکرد میدانی تا چه اندازه افزایش یافته است.
از منظر اجتماعی نیز پیامدهای اینگونه برخوردها قابل چشمپوشی نیست. زمانی که گروهی از زنان در یک جامعه احساس کنند بیان مطالباتشان با خشونت پاسخ داده میشود، احساس بیعدالتی و حاشیهنشینی در نسلهای بعدی نیز بازتولید خواهد شد. این وضعیت در مناطق محروم، میتواند به تعمیق شکافهای اجتماعی و افزایش بیاعتمادی عمومی منجر شود.
اعتراضات پشموکی و تفتان صرفاً محدود به موضوع معادن نیست، بلکه بازتابی از نارضایتی گستردهتر نسبت به شیوه مدیریت منابع طبیعی، توزیع ثروت و نحوه برخورد با مطالبات محلی است. در چنین شرایطی، رویکردهای صرفاً امنیتی نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه آن را به نمادی از بیعدالتی ساختاری تبدیل میسازد.
در نهایت، تصاویری که از برخورد با زنان بلوچ منتشر شده، برای بسیاری فراتر از یک رخداد مقطعی است. این تصاویر به نمادی از نوع مواجهه با اعتراضات مدنی تبدیل شدهاند؛ مواجههای که از نگاه منتقدان، نه با اصول اعلامشده عدالت و کرامت انسانی سازگار است و نه با ارزشهایی که حکومت خود مدعی دفاع از آنهاست.


