✍️معیدالحق توفیق
در روزگاری که هیاهو جای حقیقت را میگیرد و فریادهای بیریشه بلندتر از صدای انصاف شنیده میشود، دفاع از شخصیتهایی که عمر خود را صرف خیرخواهی، فضیلتگستری، اعتدال، گفتگو و همزیستی کردهاند، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اخلاقی است. یکی از این چهرهها، به قطع شیخالاسلام مولانا عبدالحمید است؛ شخصیتی که سالها در مسیر دشوار میان باور و واقعیت، میان سنت و معاصرت، گام برداشته و هزینه داده است.
آنچه امروز علیه او به راه افتاده، صرفاً نقد نیست؛ موجی است از قضاوتهای شتابزده، تحریفها و گاه تخریبهای آگاهانه که بیش از آنکه بر پایهی استدلال باشد، بر احساسات زودگذر و فضای ملتهب تکیه دارد. در چنین فضایی، پرسش اساسی این است: آیا انصاف هنوز جایگاهی در قضاوتهای ما دارد؟
مولانا عبدالحمید، صرفنظر از اینکه کسی با همه دیدگاههایش موافق باشد یا نه، نمایندهی نوعی از دینداری است که بر مدار عقلانیت، پرهیز از خشونت و دعوت به گفتگو میچرخد. او نه خطیبی برای تحریک احساسات تند، بلکه صدایی برای آرامش و همگرایی بوده است. این ویژگی، در منطقهای که سالها با افراط و تفریط دستوپنجه نرم کرده، کمارزش نیست.
منتقدان او، اگر بهراستی دغدغهی اصلاح دارند، باید بدانند که تخریب شخصیتها، جایگزین نقد اندیشهها نمیشود. آسان است که با چند جملهی تند و چند تعبیر تحقیرآمیز، چهرهای را زیر سؤال برد؛ اما دشوار آن است که با دقت، انصاف و شجاعت، وارد گفتگویی سازنده شد. آنچه امروز دیده میشود، بیشتر فرار از همین دشواری است.
در طول تاریخ، بارها دیدهایم که صداهای میانهرو، نخستین قربانیان فضای قطبیشده بودهاند. زیرا آنان نه به افراط تن میدهند و نه به تفریط؛ و همین، آنان را برای هر دو سوی تندرو، ناخوشایند میسازد. مولانا عبدالحمید نیز از این قاعده مستثنا نیست. او در میانه ایستاده است؛ جایی که بیشترین تیرها به آن اصابت میکند.
اما حقیقت، نیازمند فریاد نیست؛ پایدار است، حتی اگر در میان غوغاها گم شود. دفاع از چنین شخصیتی، دفاع از یک فرد نیست؛ دفاع از یک رویکرد است؛ رویکردی که بر گفتگو، مدارا و عقلانیت تأکید دارد. اگر این صداها خاموش شوند، آنچه باقی میماند، نه نقد سازنده، بلکه هیاهویی بیسرانجام خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه نیازمند بازگشت به اخلاق در نقد است. اگر قرار است کسی نقد شود، باید با انصاف، با استدلال و با احترام باشد. و اگر قرار است از کسی دفاع شود، باید از حقیقت دفاع کرد، نه از تعصب.
بیهیچ تردیدی، آنچه تاریخ به یاد خواهد سپرد، نه شدت اهانتها، بلکه عمق حقیقتهاست. و در این میان، نامهایی ماندگار خواهند شد که -حتی در میان طوفان- بر اصول خود ایستادند.


