✍️ عزیز ایثار
سوراب دیگر فقط نام یک شهر و یک جغرافیا نیست؛ سوراب امروز نام یک پرسش بزرگ در برابر وجدان جهان است: وقتی خانههای مردم بیدفاع زیر بمباران ویران شد، وقتی کودکان در زیر آوار جان دادند و وقتی خون ۲۷ انسان بر خاک بلوچستان ریخت، جهان کجا بود؟
چند روز از آن شب خونین گذشته است، اما برای مردم سوراب هنوز شب تمام نشده است. هنوز بوی خاک و خون از ویرانهها برمیخیزد، هنوز مادرانی هستند که فرزندان خود را صدا میزنند و پاسخی نمیشنوند، هنوز پدرانی در سکوت به جای خالی عزیزانشان خیره میشوند و هنوز کودکانی هستند که آسمان را با صدای انفجار به یاد میآورند. برای مردمی که آن شب را با وحشت سپری کردند، صبح دیگر همان معنای گذشته را ندارد.
۲۷ انسان کشته شدند؛ ۲۷ زندگی، ۲۷ خانواده، ۲۷ جهان انسانی که هر کدام برای خود آرزو، عشق، خاطره و آیندهای داشتند. در میان آنان زنان و کودکان نیز بودند؛ انسانهایی که نه هواپیمای جنگی داشتند، نه توپخانه و نه سنگر. آنان در خانههای خود بودند؛ جایی که باید امنترین نقطه جهان برای یک انسان باشد. اما آسمان بر سرشان آتش بارید و خانه، به جای پناهگاه، به گورستان تبدیل شد.
خون آن کودکان را چه کسی خواهد شنید؟
کودکی که زیر آوار جان میدهد، سرباز نیست. کودکی که در آغوش مادرش میمیرد، تهدید نظامی نیست. مادری که در جستوجوی فرزندش میان خاک و آهن میگردد، دشمن هیچ ارتشی نیست. اینها انسانهای بیدفاعاند؛ انسانهایی که حق داشتند زنده بمانند.
اما شاید بزرگترین فاجعه پس از آن شب آغاز شد؛ زمانی که جهان سکوت کرد.
آنچه بر سر مردم سوراب آمد، فقط یک حادثه محلی نیست که بتوان آن را در چند سطر خبری خلاصه کرد و از کنارش گذشت. این یک آزمون برای ادعاهای بزرگ جامعه جهانی درباره حقوق بشر است. آزمونی برای سازمانهایی که هر روز از کرامت انسان سخن میگویند. آزمونی برای رسانههایی که خود را صدای بیصدایان میدانند. آزمونی برای دولتهایی که در برابر نقض حقوق غیرنظامیان، بیانیههای پرطمطراق صادر میکنند.
اما وقتی نوبت به بلوچستان رسید، چرا سکوت؟
چرا مجامع بینالمللی آنگونه که باید درباره این فاجعه موضع نگرفتند؟ چرا نهادهای حقوق بشری صدای قربانیان سوراب را با همان جدیتی که از دیگر قربانیان جهان دفاع میکنند، به گوش جهانیان نرساندند؟ چرا شورایهای بینالمللی، سازمانهای حقوق بشری و مدعیان دفاع از کودکان در برابر مرگ این انسانهای بیدفاع، چنین کمصدا ظاهر شدند؟
آیا ارزش خون یک کودک به محل تولد او بستگی دارد؟
آیا اگر کودکی در جغرافیایی دیگر کشته شود، مرگ او تراژدی است، اما اگر کودک بلوچ زیر بمباران جان بدهد، فقط یک خبر کوتاه است؟
اگر پاسخ این پرسشها «نه» است، پس جهان باید سکوت خود را بشکند.
بیاعتنایی جامعه جهانی به رنج مردم سوراب، خود به یک فاجعه اخلاقی تبدیل شده است. زیرا ظلم تنها با شلیک گلوله و فرود بمب رخ نمیدهد؛ گاهی ظلم در سکوت کسانی نیز ادامه پیدا میکند که میتوانند فریاد بزنند اما ترجیح میدهند خاموش بمانند.
مردم بلوچستان سالهاست با درد و محرومیت زندگی میکنند. مردمی که از جهان چیزی جز امنیت، کرامت و حق زندگی نمیخواهند، نباید هر بار که قربانی خشونت میشوند، با دیوار بلند سکوت بینالمللی روبهرو شوند. خون این مردم نباید به دلیل دور بودن از کانونهای قدرت، کمارزشتر تلقی شود.
سوراب باید به موضوعی جهانی تبدیل شود؛ نه به خاطر سیاست، نه به خاطر رقابت قدرتها، بلکه به خاطر انسان.
باید پرسید چه اتفاقی افتاد؟ چه کسانی مسئول بودند؟ آیا اصول حقوق بشردوستانه رعایت شد؟ چرا غیرنظامیان جان باختند؟ چرا زنان و کودکان قربانی شدند؟ چرا جهان در برابر این فاجعه چنین کمصدا ماند؟ و چرا هنوز مطالبهای جدی و مستقل برای روشنشدن حقیقت و پاسخگویی وجود ندارد؟
این پرسشها باید در برابر دولت پاکستان، در برابر نهادهای بینالمللی و در برابر وجدان جهانی مطرح شود.
هیچ کشوری نباید آنقدر قدرتمند باشد که خون غیرنظامیان را بیپاسخ بگذارد. هیچ ارتشی نباید آنقدر مصون باشد که مرگ کودکان را بتوان در سایه ملاحظات سیاسی پنهان کرد. و هیچ مصلحت دیپلماتیکی نباید از جان انسان مهمتر باشد.
مردم سوراب امروز انتقام نمیخواهند؛ آنان حقیقت میخواهند. آنان جنگ نمیخواهند؛ امنیت میخواهند. آنان نفرت نمیخواهند؛ عدالت میخواهند. آنان میخواهند جهان یکبار، فقط یکبار، به چشمهای مادران داغدار بلوچستان نگاه کند و بگوید: ما صدای شما را شنیدیم.
آه آن مادران را بشنوید.
آه آن پدران را بشنوید.
آه کودکانی را بشنوید که هنوز صدایشان از زیر آوار به گوش وجدان تاریخ میرسد.
این خون نباید گم شود. این فاجعه نباید به یک عدد تبدیل شود. این جنایت، هر نامی که بر آن گذاشته شود، اگر غیرنظامیان بیگناه را قربانی کرده باشد، باید بیطرفانه و مستقل بررسی شود و مسئولان آن باید پاسخگو باشند.
سوراب امروز در برابر یک جهان ایستاده است؛ جهانی که مدعی است انسان، فارغ از مرز و ملیت، ارزشمند است. اکنون زمان آن است که این ادعا در عمل ثابت شود.
اگر حقوق بشر جهانی است، حقوق مردم بلوچستان نیز جهانی است.
اگر خون کودکان در هر جای دنیا ارزشمند است، خون کودکان سوراب نیز ارزشمند است.
اگر جامعه جهانی واقعاً مدافع مظلومان است، نباید در برابر فریاد مردم سوراب خاموش بماند.
و اگر امروز جهان در برابر این خونها سکوت کند، فردا تاریخ از این سکوت خواهد پرسید.
سوراب فراموش نخواهد شد؛ زیرا خون کودکان بیگناه را نمیتوان با سکوت دفن کرد.
این تنها فریاد مردم سوراب نیست؛ این فریاد بلوچستان است، فریاد مادرانی است که فرزندانشان را از دست دادهاند، فریاد کودکانی است که فرصت بزرگشدن نیافتند و فریاد وجدانی است که از جامعه جهانی میپرسد: وقتی ۲۷ انسان بیدفاع کشته شدند، چرا جهان سکوت کرد؟
سوراب هنوز میگرید؛ بلوچستان هنوز عزادار است؛ و جهان هنوز باید به این پرسش پاسخ بدهد.


