✍️ جمشید پویا
خانه، فقط چهار دیوار و یک سقف نیست. خانه، خاطره نخستین خنده یک کودک است؛ دعای مادری است که هر غروب چراغی را روشن میکند؛ امید پیرمردی است که سالها با دستهای پینهبسته، خشت بر خشت آن را بنا کرده است. آتش گرفتن یک خانه، تنها سوختن چوب و گل و سیمان نیست؛ سوختن بخشی از زندگی انسان است.
بلوچستان سالهاست که بهای سنگینی از ناامنی، درگیری و خشونت میپردازد. مردمانی که آرزویشان نه جنگ است و نه خون، بلکه تنها زندگی آرام در سرزمینی است که آن را خانه خود میدانند. هر بار که دود از سقف خانهای برمیخیزد، پیش از آنکه دیوارها فرو بریزند، اعتماد مردم فرو میریزد؛ اعتمادی که بازسازی آن از هر خانهای دشوارتر است.
اگر در عملیات نظامی، خانههای غیرنظامیان در آتش بسوزند، اگر خانوادههایی بیپناه شوند، اگر کودکی شب را زیر آسمان و میان خاکستر به صبح برساند، هیچ توجیهی نمیتواند آن رنج را از حافظه تاریخ پاک کند. قدرت، زمانی معنا دارد که حافظ جان و مال مردم باشد، نه آنکه مردم از سایه قدرت نیز هراس داشته باشند.
هیچ حکومتی با خاکستر کردن خانهها، امنیت پایدار به دست نیاورده است. تاریخ بارها نشان داده است که آتش، پیش از آنکه دیوارها را بسوزاند، فاصله میان حکومت و مردم را شعلهور میکند. مردمی که احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود و امنیتشان قربانی سیاست و اسلحه شده است، زخمی بر پیکر جامعه خواهند بود؛ زخمی که با زور درمان نمیشود.
بلوچستان بیش از هر چیز به عدالت نیاز دارد؛ به شنیده شدن، به احترام، به قانون و به کرامت انسانی. مردمی که سالها با محرومیت و مشکلات دستوپنجه نرم کردهاند، سزاوار آن نیستند که بیم از دست دادن خانه و کاشانه نیز بر دوششان سنگینی کند.
امروز، اگر خانهای سوخته باشد، فردا تنها دیوارهای آن نیست که باید دوباره ساخته شود؛ اعتماد، امید و احساس امنیت نیز نیازمند بازسازی است. و این کاری نیست که با تانک، اسلحه یا عملیات نظامی انجام شود. این کار، تنها با عدالت، پاسخگویی و احترام به حقوق انسانها ممکن است.
تاریخ، قدرت حکومتها را با شمار سلاحهایشان به یاد نمیآورد؛ با نحوه رفتارشان با مردم خود قضاوت میکند. هیچ پیروزیای ارزش آن را ندارد که کودکی در میان شعلههای خانهاش، معنای وطن را با دود و خاکستر بیاموزد.
شاید شعلهها خاموش شوند، اما خاطره آتش، سالها در ذهن مردمی که خانههایشان را از دست دادهاند باقی خواهد ماند. و تاریخ، بیش از آنکه صدای انفجارها را ثبت کند، اشک بیصدای مادرانی را به خاطر میسپارد که در میان خاکستر، به دنبال تکهای از زندگی خود میگردند.


