38.8 C
ایران
سه‌شنبه, جولای 28, 2026

هزینه‌های بی‌پایان

✍️ مدثر کریمی

حمایت از حزب‌الله لبنان در چهار دهه گذشته یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. این حمایت که در ابتدا با شعار «عمق استراتژیک» و «مقاومت در برابر اسرائیل» توجیه می‌شد، امروز با پرسش‌های جدی‌تری روبه‌رو است: این حمایت دقیقاً با چه هزینه‌ای ادامه یافته و مرز سود و زیان آن کجاست؟

هیچ تردیدی نیست که حزب‌الله به عنوان یک بازیگر سیاسی–نظامی در لبنان، جایگاه خود را در معادلات داخلی این کشور تثبیت کرده و در برخی مقاطع به عنوان بازوی بازدارنده در برابر اسرائیل عمل کرده است. اما آنچه در سایه این روایت کمتر مورد توجه قرار گرفته، هزینه‌های سنگین اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک این سیاست برای ایران است؛ هزینه‌هایی که نه تنها کاهش نیافته، بلکه در گذر زمان پیچیده‌تر و پرریسک‌تر شده‌اند.

در بعد اقتصادی، در شرایطی که ایران با بحران‌های ساختاری در حوزه معیشت، تورم و توسعه روبه‌روست، تخصیص منابع به پروژه‌های برون‌مرزی همواره محل پرسش بوده است. حتی اگر بخشی از این حمایت‌ها غیرمستقیم یا غیرنقدی باشد، اثر تجمعی آن بر بودجه، فرصت‌های سرمایه‌گذاری داخلی و اولویت‌های توسعه‌ای قابل چشم‌پوشی نیست. در واقع این پرسش جدی مطرح است که آیا منافع امنیتی ادعا شده، تناسبی با هزینه‌های واقعی و بلندمدت دارد یا خیر.

در سطح منطقه‌ای، پیوند راهبردی با حزب‌الله ایران را در کانون رقابت‌های ژئوپولیتیک خاورمیانه قرار داده است. این امر به تشدید تنش با برخی کشورهای عربی و افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی منجر شده و امکان شکل‌گیری روابط پایدارتر و متوازن‌تر منطقه‌ای را محدود کرده است. در چنین شرایطی، سیاست خارجی به جای کاهش تنش، در معرض بازتولید مداوم بحران قرار گرفته است.

در عرصه بین‌المللی نیز این سیاست یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری تصویر امنیتی از ایران بوده است؛ تصویری که در بسیاری از موارد، مسیر دیپلماسی اقتصادی، تعاملات بانکی و همکاری‌های چندجانبه را دشوارتر کرده است. حتی منتقدان معتدل‌تر نیز این نکته را مطرح می‌کنند که تداوم این الگو، هزینه فرصت‌های از دست‌رفته را به‌مراتب افزایش داده است.

با این حال، مسئله صرفاً یک دوگانه ساده «حمایت یا عدم حمایت» نیست. پرسش بنیادین‌تر آن است که آیا این سیاست در شکل کنونی خود همچنان کارآمد است یا نیازمند بازتعریف جدی بر اساس واقعیت‌های جدید منطقه‌ای و جهانی است؟ بسیاری از الگوهای سیاست خارجی در جهان، با تغییر شرایط، دچار بازنگری شده‌اند؛ اما در این حوزه خاص، نوعی ایستایی راهبردی مشاهده می‌شود.

اکنون زمان آن است که این پرسش با صراحت بیشتری مطرح شود: استمرار این سطح از حمایت، در شرایط متغیر امروز، چه دستاورد ملموسی دارد و چه هزینه‌های پنهانی را به آینده منتقل می‌کند؟

سیاست خارجی موفق، نه بر پایه تکرار الگوهای گذشته، بلکه بر اساس سنجش مداوم هزینه و فایده در زمان حال تعریف می‌شود. در غیر این صورت، «مقاومت» ممکن است به تدریج به «فرسایش» تبدیل شود.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار