✍️ ادریس سلحشور
آنچه طی هفتههای اخیر در نقاط مختلف سیستان و بلوچستان رخ داده، صرفاً مجموعهای از چند حادثه جنایی پراکنده نیست؛ بلکه نشانههای شکلگیری یک وضعیت امنیتی نگرانکننده است که ابعاد آن فراتر از قربانیان هر پرونده، کل جامعه محلی را تحت تأثیر قرار داده است. وقتی در فاصلهای کوتاه، نوجوانان و شهروندان عادی در سراوان، ایرانشهر، خاش و نیکشهر هدف تیراندازی و حملات مرگبار قرار میگیرند و عاملان این حوادث بدون شناسایی و بازداشت ناپدید میشوند، مسئله دیگر تنها یک پرونده قتل نیست؛ بلکه پرسشی جدی درباره توانایی ساختارهای مسئول در تأمین امنیت عمومی مطرح میشود.
وجه مشترک اغلب این رویدادها، ناشناس ماندن مهاجمان و فقدان اطلاعات روشن درباره انگیزهها و شبکههای احتمالی پشت این خشونتهاست. این ابهام، خود به بخشی از بحران تبدیل شده است. در هر جامعهای، وقوع جرم میتواند اجتنابناپذیر باشد، اما آنچه اعتماد عمومی را حفظ میکند، سرعت و شفافیت در شناسایی عاملان و پاسخگویی نهادهای مسئول است. هنگامی که پروندهها یکی پس از دیگری در هالهای از ابهام باقی میمانند، احساس ناامنی از محل وقوع حادثه فراتر میرود و به ذهن و زندگی روزمره مردم نفوذ میکند.
نگرانکنندهتر آنکه بخش قابل توجهی از قربانیان این حوادث را جوانان و نوجوانان تشکیل میدهند؛ افرادی که نه در متن درگیریهای مسلحانه، بلکه در فعالیتهای عادی روزمره، از تفریح در مناطق کوهستانی تا خروج از مسجد پس از نماز، هدف خشونت قرار گرفتهاند. این واقعیت نشان میدهد که دامنه ناامنی از فضاهای پرخطر عبور کرده و به محیطهای عمومی و زندگی عادی شهروندان رسیده است؛ وضعیتی که هر جامعهای را با احساس آسیبپذیری گسترده مواجه میکند.
در چنین شرایطی، صرف اعلام وقوع حوادث کافی نیست. افکار عمومی حق دارد بداند تحقیقات در چه مرحلهای قرار دارد، چه اقدامات پیشگیرانهای انجام شده و چرا با وجود تکرار این رخدادها، الگوی خشونت همچنان ادامه دارد. سکوت یا کمبود اطلاعات رسمی نهتنها به روشن شدن حقیقت کمک نمیکند، بلکه زمینه را برای گسترش شایعات، بیاعتمادی و نگرانیهای بیشتر فراهم میسازد.
از سوی دیگر، گزارشهای محلی درباره تأخیر در واکنش نیروهای مسئول و دشواری خانوادهها در پیگیری پروندهها، بُعد دیگری از مسئله را آشکار میکند. امنیت تنها به حضور فیزیکی نیروهای انتظامی محدود نمیشود؛ بلکه به میزان اعتماد مردم به کارآمدی نظام رسیدگی و عدالت نیز وابسته است. هرچه فاصله میان شهروندان و نهادهای مسئول بیشتر شود، احساس بیپناهی عمیقتر خواهد شد.
سیستان و بلوچستان سالهاست با چالشهای متعددی در حوزه توسعه، محرومیت و امنیت مواجه است. در چنین بستری، تداوم قتلهای حلنشده و حملات مسلحانه ناشناس میتواند پیامدهایی فراتر از آمار قربانیان داشته باشد و سرمایه اجتماعی، احساس تعلق و اعتماد عمومی را فرسوده کند. جامعهای که پاسخ روشنی برای چرایی کشته شدن فرزندانش دریافت نمیکند، بهتدریج با پرسشهایی مواجه میشود که پاسخ ندادن به آنها هزینهای بهمراتب سنگینتر از حل خود پروندهها خواهد داشت.
امروز مطالبه اصلی مردم نه صرفاً انتشار خبر وقوع حوادث، بلکه روشن شدن حقیقت، شناسایی عاملان، پاسخگویی مسئولان و ارائه تضمینهای عملی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی است. زیرا امنیت، تنها نبود صدای گلوله نیست؛ اطمینان شهروندان از این است که جان آنان در پناه قانون قرار دارد و اگر جنایتی رخ دهد، حقیقت در تاریکی گم نخواهد شد.


