✍️ میوند مهمند
در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری تشنه صداهای آرام، عاقل و خیرخواه است، نام شیخالاسلام مولانا عبدالحمید اسماعیلزهی تنها یک نام نیست؛ نمادی است از وجدان بیدار، از زبان حقیقت، و از تلاشی خستگیناپذیر برای پیوند دادن انسانها فراتر از مرز دین، قومیت و سیاست.
گزارشهایی که این روزها درباره تهدید جان او منتشر میشود، صرفاً یک خبر امنیتی یا سیاسی نیست؛ اینها پژواکی از یک نگرانی عمیقترند: آیا جهان ما تاب تحمل صداهای خیرخواه را از دست داده است؟ آیا جامعهای که باید چنین چهرههایی را در آغوش بگیرد، به جایی رسیده که حذف آنان را -هرچند در حد شایعه- قابل تصور میبیند؟
مولانا عبدالحمید، در معنای واقعی کلمه، خیرخواه بشریت است. او نه فقط برای یک گروه، نه فقط برای یک مذهب، و نه فقط برای یک جغرافیا سخن گفته است؛ بلکه دغدغهاش انسان بوده، کرامت انسان، و حق انسان برای زیستن در عدالت و آرامش. در خطبههایش، آنچه شنیده میشود، فریاد خشم نیست؛ بلکه دعوتی است به انصاف، به گفتوگو، و به بازگشت به اصولی که همه انسانها را به هم پیوند میدهد.
در جهانی که بسیاری از تریبونها به ابزار تفرقه تبدیل شدهاند، او تریبون را به پلی برای همدلی بدل کرده است. این ویژگی، او را از یک رهبر مذهبی به یک شخصیت انسانیِ جهانی ارتقا داده است. به همین دلیل است که میتوان گفت او محسن همه انسانهاست؛ کسی که نفعش، کلامش، و نیتش، متوجه تمام بشریت است، نه فقط پیروانش.
پس از حوادث تلخی که در زاهدان رخ داد، بسیاری انتظار داشتند که آتش خشم شعلهورتر شود. اما آنچه از این شخصیت برجسته دیده شد، تلاشی برای مهار بحران، برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی، و برای زنده نگه داشتن امید به اصلاح بود. این همان نقطهای است که اهمیت او را دوچندان میکند: در لحظاتی که همهچیز به سمت تاریکی میرود، او بر روشن نگه داشتن چراغ تأکید میکند.
اگر -و فقط اگر- چنین تهدیدهایی رنگ واقعیت به خود بگیرد، پیامد آن تنها از دست رفتن یک فرد نخواهد بود. این، از دست دادن یک صداست؛ صدایی که میتوانست مانع از خشونت شود، پلی میان شکافها بزند، و امید را در دل ناامیدی زنده نگه دارد. تاریخ بارها نشان داده که حذف چهرههای میانهرو، نه به ثبات، بلکه به خلأیی خطرناک میانجامد که اغلب با افراط و بیثباتی پر میشود.
مسئله اینجاست: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند همزمان منتقد باشند و صلحجو، صریح باشند و منصف، شجاع باشند و مهربان. مولانا عبدالحمید یکی از همین انسانهاست. جایگاه او را نمیتوان در چارچوبهای محدود تعریف کرد؛ او سرمایهای انسانی است که فقدانش، اگر رخ دهد، نه فقط یک جامعه، بلکه وجدان جمعی بشر را فقیرتر خواهد کرد.
شاید مهمترین پرسش این باشد: آیا ما قدر چنین صداهایی را میدانیم، پیش از آنکه دیر شود؟


