✍️ مبارز
در حالی که بسیاری از تحلیلگران در آغاز درگیریها پیشبینی میکردند با حملات گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل، ساختار قدرت در ایران فرو بریزد و نهادهای کلیدی نظامی و سیاسی از هم گسیخته شوند، تهران نه تنها توانست رهبری جدیدی را تعیین کند و کنترل اوضاع داخلی را حفظ کند، بلکه اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ایالات متحده با عقبنشینی نسبی نیروهایش و پیشنهاد مذاکرات صلح، مسیر تازهای را دنبال میکند.
در پایان فوریه ۲۰۲۶، حملات مشترک نظامی آمریکا و اسرائیل علیه چندین هدف در داخل ایران آغاز شد که بر اساس گزارشهای بینالمللی، این حملات با هدف تضعیف توان نظامی و حذف رهبران ارشد صورت گرفت و منجر به کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی و چندین مقام عالیرتبه شد.
با این حال، برخلاف انتظارات اولیه درباره فروپاشی سریع ساختار سیاسی ایران، جمهوری اسلامی توانست روند انتقال قدرت را به نسبتی مدیریت کند که نهادهای کلیدی حکومت همچنان فعال باقی بمانند. نیروهای نظامی ایران با استفاده از موشکها و پهپادها پاسخهایی را به اهداف اسرائیلی و آمریکایی در منطقه ارسال کردند که نشاندهنده استمرار ظرفیت نظامی و واکنش سازمانیافته بود.
در چند هفته اخیر، تغییراتی در رویکرد واشینگتن دیده میشود؛ مقامهای آمریکایی، پس از تحمیل هزینههای سنگین نظامی و اقتصادی، نشانههایی از تمایل به گفتوگو و کاهش تنش ابراز داشتهاند و حتی کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه و مصر برای میزبانی مذاکرات احتمالی تلاش میکنند.
گزارشهای رسمی حاکی است که مذاکرات هستهای و امنیتی میان ایران و آمریکا با کارشکنیها و اختلافات جدی در موضوعات کلیدی مواجه بوده، اما طرفهای بینالمللی در تلاشاند با وساطت و ایجاد چارچوبی برای گفتوگوی صلح، به پایان درگیریها کمک کنند.
این تحولات نشان میدهد که برخلاف سناریوی فروپاشی سریع ایران پس از تلفات اولیه، جمهوری اسلامی توانسته انسجام ساختاری و ظرفیت مدیریت بحران را حفظ کند و اکنون آمریکا نیز به جای ادامه بیپایان درگیری، گزینههای دیپلماتیک را برای کاهش تنش در دستور کار قرار داده است. در عین حال، تحلیلگران هشدار میدهند که شکافهای عمیق میان دو طرف و اختلاف در اهداف مذاکرات میتواند روند صلح را پیچیده کند و دستیابی به توافقی پایدار نیازمند تلاش و مصالحه گسترده باشد.


