✍️ احسان الحق امین
در جریان هفتۀ گذشته، نظام سفاک و خونآشام اسلامآباد، مواشی و کشتزارهای مردم مظلوم و ستمکشیدۀ بلوچ در بلوچستان را به آتش کشید. آتش زدن کشتزارهای مردم و سوزاندن دامهای آنان، فقط نابودی چند جریب زمین و چند رأس مواشی نیست؛ این، جنایت بر رگهای حیات یک ملت است. مزرعه، برای مردمان رنجکشیده، فقط خاک و بذر نیست؛ عرقِ پیشانی است، امیدِ فرداست، نانِ کودکان است، آبروی پدران است و تکیهگاه مادرانی است که زندگی را در سبزیِ خوشهها میبینند. دام، فقط حیوان نیست؛ شیرِ طفل است، قوتِ روزانه است، پشتوانه زمستان است، سرمایه سالها رنج است. آنگاه که دستی اینها را به آتش میکشد، در حقیقت به نان مردم آتش زده است؛ و آتش زدن نان مردم، از زشتترین صورتهای ظلم است.
ظلم، همیشه با شمشیر و تفنگ آغاز نمیشود؛ گاه با شعلهای آغاز میشود که بر خرمن مردمان میافتد. گاه یک آتش، به اندازه صدها گلوله جان میگیرد؛ نه با ریختن خون در لحظه، بلکه با کشتن آرامِ امید، با خشکاندن ریشه معاش، با تحمیل گرسنگی، فقر و درماندگی.
در نگاه حقوقیِ امروز، حق مالکیت و حق معیشت از بنیادیترین حقوق انسان است. هیچ قدرتی -حتی اگر خود را صاحب اقتدار مطلق بداند- حق ندارد رزق مردم را ابزار تنبیه، انتقام یا فشار قرار دهد. قانون برای حمایت از مردم است، نه برای شکستن استخوان زندگی آنان. اگر قدرتی به جای حفاظت از دارایی مردم، آن را به خاکستر بدل کند، آن قدرت از فلسفه وجودی خود سقوط کرده است؛ زیرا دولت، امانتدار امنیت مردم است، نه آتشافروز خانه و کشتزار آنان.
اما پیش از آنکه قانونهای بشری چنین اموری را محکوم کنند، اسلام قرنها پیش حرمت مال انسان را چون حرمت خون او اعلام کرده بود.
رسول خدا ﷺ در خطبه حجة الوداع فرمودند:
«إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا، فِي شَهْرِكُمْ هَذَا، فِي بَلَدِكُمْ هَذَا» [بخاری: 67، مسلم: 1679]
ترجمه:
«همانا خونهای شما، اموال شما و آبروهای شما بر یکدیگر حرام است؛ همانگونه که حرمت این روز، این ماه و این شهر حرام است.»
این حدیث فقط از دزدی نهی نمیکند؛ بلکه اصل عظیمی را بنا میگذارد: مال انسان حریم مقدس دارد. تعرض به آن، تعرض به کرامت اوست. و اگر گرفتن مال حرام است، نابود کردن آن جنایتی سنگینتر است.
خدای متعال در قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ» [البقره: 188]
ترجمه:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، اموال یکدیگر را به ناروا مخورید.»
فقها گفتهاند که «خوردن مال به باطل» تنها ربودن آن نیست؛ هر نوع تباه ساختن، سلب کردن و نابود نمودن ناحقِ اموال مردم را نیز در بر میگیرد. زیرا نتیجه یکی است: محروم کردن انسان از حق مشروع خود.
و قرآن درباره فشاد پیشهگان و کافران هشدار میدهد:
«وَإِذَا تَوَلّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ»
ترجمه:
«و چون روی برمیگرداند، در زمین میکوشد تا فساد کند و کشتزار و نسل را نابود سازد؛ و خدا فساد را دوست ندارد.»
این آیه شگفتانگیز است؛ زیرا قرآن، نابودی «حرث» (کشتزار) و «نسل» (دام و فرزندان و استمرار زندگی) را نمونۀ روشن فساد میداند. گویی این آیه برای همین صحنهها نازل شده است: شعلهای بر مزرعه، و خاکستری بر رزق مردم.
رسول خدا ﷺ فرمودند:
«مَنْ ظَلَمَ قِيدَ شِبْرٍ مِنَ الْأَرْضِ، طُوِّقَهُ مِنْ سَبْعِ أَرَضِينَ» [بخاری: 2453، مسلم: 1610]
ترجمه:
«هرکس به اندازه یک وجب از زمین به ستم بگیرد، روز قیامت همان زمین از هفت طبقه زمین بر گردنش طوق میشود.»
اگر غصب یک وجب زمین چنین عذاب سنگینی دارد، پس سوزاندن هزاران وجب زمین و نابود کردن محصول مردم چه اندازه بار گناه خواهد داشت؟
رسول خدا ﷺ همچنین فرمودند:
«لَا ضَرَرَ وَلَا ضِرَارَ» [ابنماجه: 2340]
ترجمه:
«نه زیان رساندن رواست و نه زیانرسانی متقابل.»
این حدیث، یکی از ستونهای بزرگ عدالت در اسلام است. و چه زیانی از این آشکارتر که خانوادهای را از نان و شیر و قوت روزانه محروم سازند؟
حتی در جنگ -جایی که خون و شمشیر حضور دارد- اسلام مرز اخلاق را نگه داشته است. در وصیت مشهور خلیفه اول مسلمانان، امیرالمؤمنین سیدنا ابوبکر صدیق رضیالله عنه، به لشکریان آمده است:
«لَا تَقْطَعُوا شَجَرًا مُثْمِرًا، وَلَا تُخَرِّبُوا عَامِرًا، وَلَا تَعْقِرُوا شَاةً وَلَا بَعِيرًا إِلَّا لِمَأْكَلَةٍ»
ترجمه:
«درخت بارور را قطع نکنید، آبادی را ویران نکنید، و گوسفند و شتر را جز برای خوردن نکشید.»
معنای این وصیت روشن است: اسلام حتی در برابر دشمن، نابودی سرچشمههای حیات را ناروا میداند. پس اگر کسی با مردمی که صاحب زمین و زندگیاند چنین کند، از اخلاق اسلامی فرسنگها دور افتاده است.
در ادیان آسمانی دیگر نیز همین اصل جاری است. دربایبل دستور داده شده که حتی در محاصره جنگی، درختان بارور را نابود نکنند؛ زیرا آنها مایه زندگی انساناند. این نشان میدهد که حرمت رزق انسان، یک اصل مشترک آسمانی است.
آتش زدن مزرعه، فقط سوختن خوشه نیست؛ سوختن دستهایی است که ماهها بذر پاشیدند. فقط خاکستر شدن علف نیست؛ خاکستر شدن امید است. فقط مرگ دام نیست؛ مرگ شیر طفل است، مرگ قوت زمستان است، مرگ امنیت خانواده است.
آن کودک که فردا بر سر سفره خالی مینشیند، قربانی همین آتش است. آن مادر که با چشم گریان به خاکستر مزرعه نگاه میکند، شاهد جنایتی است که شاید در آمارها ثبت نشود، اما در حافظه تاریخ حک میشود. آن پیرمردی که عمری با رنج زمین را آباد کرده و امروز خاکسترش را در مشت میگیرد، فقط مزرعه از دست نداده؛ بخشی از عمرش را از دست داده است.
ستم بر جان، آشکار است و همه آن را میبینند؛ اما ستم بر نان، خاموشتر و گاه سنگینتر است. زیرا جان را یکباره میگیرد، اما نان را که بگیرند، جان آرامآرام میشکند.
هیچ قدرتی با سوزاندن رزق مردم، مشروعیت اخلاقی نمییابد. هیچ حکومتی با خاکستر کردن سفره مردم، امنیت پایدار نمیسازد. ظلم شاید امروز شعله بکشد، اما فردا همان شعله، دامان ظالم را خواهد گرفت.
آتش، مزرعه را میسوزاند؛ اما پیش از آن، انسانیتِ آتشافروز را میسوزاند. و تاریخ بارها نشان داده است که خرمن سوخته مردم، روزی به دادخواهی برمیخیزد؛ نه با شعله، بلکه با حقیقت.
و حقیقت روشن است:
نان مردم، خط سرخِ شریعت است.
رزق مردم، حریم مقدسِ عدالت است.
و دستدرازی به آن، جنایتی است که هم آسمان آن را محکوم میکند، هم زمین، هم قانون، و هم وجدان بیدار بشر.


