✍️ مبارز
نقش پاکستان بهعنوان میانجی در مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا از همان ابتدا با تردیدهای جدی روبهرو بود. پاکستان کمتجربه در امور صلح و روندهای کلان بینالمللی به ویژه معضلات به بزرگی پروندهای هستهای ایران، این بار به سنگ دست انداخته است که سنگین تر از وزنش است.
از طرفی بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیشینه این کشور در پروندههای امنیتی، روابط پیچیده منطقهای و تمرکز بر رویکردهای نظامی، باعث شده تصویر آن بهعنوان یک بازیگر بیطرف و قابل اعتماد در روندهای صلحسازی زیر سؤال باشد. در چنین فضایی، واگذاری نقش میانجیگری در یکی از حساسترین منازعات بینالمللی، از نگاه ناظران اقدامی پرریسک تلقی شد.
پرونده اختلاف میان تهران و واشینگتن، بهعنوان یکی از پیچیدهترین چالشهای سیاست جهانی، ابعاد گسترده امنیتی، اقتصادی و ژئوپولیتیکی دارد. این مناقشه نهتنها بر منطقه خاورمیانه، بلکه بر معادلات جهانی نیز تأثیرگذار است. از همین رو، کارشناسان میگویند پیشبرد یک روند صلح پایدار در چنین سطحی، نیازمند تجربه دیپلماتیک عمیق، اعتبار بینالمللی و توان مدیریت بحرانهای چندلایه است؛ مؤلفههایی که به باور برخی ناظران، در کارنامه دیپلماتیک پاکستان کمتر دیده میشود.
مرحله نخست این مذاکرات نیز مطابق پیشبینیها، پر از چالش و میان اما و اگر برگزار شد. هردو طرف مذاکرات با نگرانیهای گستردهای بسوی اسلامآباد قدم میگذاشتند، هردو طرف مذاکرات نگرانیهای امنیتی داشتند شاید نوع نگرانی آمریکایی ها با ایران متفاوت بود اما در کل هردو نگران امنیت خود بودند، در چنین فضایی مذاکرات برگزار شد اما بدون نتیجه ملموس پایان یافت.
هرچند پس از آن، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، با سفر به ایران تلاش کرد روند گفتوگوها را احیا کند، اما این تلاشها نتوانست به آغاز دور جدید مذاکرات منجر شود. تداوم ابهام و نبود پیشرفت مشخص، از همان ابتدا نشانههایی از دشواری این مسیر را آشکار کرد.
در ادامه، نشانههای دیگری از کاهش وزن و اهمیت این مذاکرات دیده شد. گزارشها حاکی از آن است که در ترکیب هیئتهای دو طرف تغییراتی ایجاد شده و چهرههای کلیدی از رأس مذاکرات کنار رفتهاند؛ از جمله جیدی ونس در سوی آمریکا و محمدباقر قالیباف در سوی ایران. به گفته ناظران، این «تنزل سطح نمایندگی» میتواند بیانگر کاهش اختیارات تصمیمگیری و افت جایگاه سیاسی این روند در مقطع کنونی باشد.
همزمان، تعویقهای مکرر در برگزاری دور دوم و نبود جدول زمانی روشن، بر ابهامها افزوده است. تحلیلگران میگویند چنین نشانههایی معمولا در روندهایی دیده میشود که یا با اختلافات جدی روبهرو هستند یا از پشتوانه سیاسی کافی برخوردار نیستند. این وضعیت، چشمانداز دستیابی به توافق را نیز پیچیدهتر کرده است.
در این میان، برخی کارشناسان بر این باورند که ماهیت چنین مذاکراتی، که در سطحی کلان و چندجانبه تعریف میشود، نیازمند میانجیهایی با سابقه تثبیتشده در مدیریت بحرانهای بینالمللی است. آنها میگویند نبود تجربه کافی در هدایت فرآیندهای پیچیده صلح، میتواند توان یک میانجی را در ایجاد اعتماد و پیشبرد گفتوگوها محدود کند.
در مجموع، آنچه تاکنون از این روند دیده میشود، حاکی از مسیری دشوار و پرچالش است. بسیاری از ناظران معتقدند بدون تغییر در سطح بازیگران، ابزارها و رویکردهای میانجیگری، بعید است پاکستان بتواند در چنین پروندهای با ابعاد گسترده بینالمللی، نقش تعیینکنندهای ایفا کند. آنان معتقدند که ادامه مذاکرات با میانجیگری پاکستان نه تنها نتیجهای در پی ندارد بلکه با تداوم آن علاوه بر فرصتسوزی، زمینه برای سوءتفاهم گسترده هموار میگردد.


