✍️احسان ایثار
خروج مولوی فضلالرحمن کوهی از ایران -آنگونه که منابع محلی گزارش دادهاند- فقط یک خبر معمولی نیست؛ این حادثه آینهای است که حقیقت رابطۀ قدرت و حقیقت را در ساختار سیاسی ایران نشان میدهد. وقتی یک عالم دینی، یک خطیب مردمی، و یک شخصیت اثرگذار اجتماعی، به جای آنکه در وطن خود امنیت داشته باشد، ناچار به ترک خانه و دیار شود، این دیگر فقط مسئلۀ یک فرد نیست؛ این نشانه بحران عمیق در تحمل نقد و نصیحت است.
دولتی که نتواند صدای خیرخواه را تحمل کند، در واقع از حقیقت میترسد. خیرخواهی همیشه برای قدرتهای سالم فرصت اصلاح است؛ اما برای قدرتهایی که بر مدار انحصار، ترس و سرکوب میچرخند، هر نصیحتی تهدید تلقی میشود. این همان نقطهای است که قدرت، به جای مشروعیت، به ابزار زور تکیه میکند.
اگر گزارشهای مربوط به فشارهای امنیتی، تهدیدها و یورش به محل سکونت این عالم دینی درست باشد، پرسش اصلی این است: چرا یک حکومت از یک منبر و یک خطبه تا این اندازه هراس دارد؟ پاسخ روشن است: قدرتی که پایههای خود را بر عدالت استوار نکرده باشد، از هر صدای مستقل بیم دارد؛ زیرا میداند حقیقت، بزرگترین دشمن ظلم است.
تاریخ نشان داده است که حکومتهایی که زبان منتقدان و خیرخواهان را میبندند، در واقع روند فرسایش خود را تسریع میکنند. خاموش کردن صداها، بحران را حل نمیکند؛ بلکه آن را به اعماق جامعه میفرستد، جایی که انباشته میشود و روزی با شدتی بیشتر بازمیگردد.
در سیستان و بلوچستان، مسئله تنها یک عالم یا یک مسجد نیست؛ مسئله یک جامعۀ مذهبی و قومی است که سالها احساس کرده صدایش شنیده نمیشود و حقوقش به رسمیت شناخته نمیشود. هر فشار تازه بر علما، این احساس بیعدالتی را عمیقتر میکند و شکاف میان مرکز و پیرامون را گستردهتر میسازد.
قدرتی که بر عدالت بنا شده باشد، از نقد استقبال میکند؛ اما قدرتی که بر زور استوار باشد، نقد را جرم میداند. این تفاوت میان حکومت مقتدر و حکومت مضطرب است. اقتدار واقعی از رضایت مردم میآید، نه از احضار، تهدید و تعقیب.
خروج یک عالم دینی از کشور، اگر ناشی از فشار و ترس باشد، در حقیقت شکست اخلاقی و سیاسی یک نظام در مدیریت اختلاف است. هیچ حکومتی با حذف صداهای مستقل پایدار نمانده است. بقای سیاسی بدون عدالت، فقط تعویق بحران است، نه حل آن.
و شاید مهمترین درس این ماجرا همین باشد: وقتی خیرخواهان مجبور به رفتن شوند، میدان برای چاپلوسان باز میشود؛ و حکومتی که فقط صدای مداحان را بشنود، دیر یا زود صدای اعتراض تاریخ را خواهد شنید.


