✍️ مبارز
درگیری ایران با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل طی یک ماه گذشته به مرحلهای جدیتر رسیده است. ارتشهای قدرتمند آمریکا و اسرائیل تا کنون با حملات گسترده هوایی، زیرساختهای نظامی و موشکی ایران را هدف قرار دادهاند و کنترل آسمان و دریا در منطقه را در دست دارند. این برتری هوایی و اطلاعاتی، که شامل حملات دقیق و استفاده از فناوریهای پیشرفته است، یکی از بزرگترین ضعفهای جمهوری اسلامی را برجسته کرده است؛ ضعف در مقابله مستقیم با نیروهای نظامی مدرن و کمبود فناوری دفاع هوایی که بتواند برابر حملات گسترده مقاومت کند.
تواناییهای نظامی آمریکا و اسرائیل شامل هواپیماهای نسل جدید، پهپادهای رزمی، سیستمهای پدافندی پیشرفته و شبکههای اطلاعاتی گسترده است. این کشورها به لطف فناوری مدرن، امکان هدفگیری دقیق مراکز نظامی، اقتصادی و انرژی ایران را دارند و تاکنون نیز برتری هوایی و تسلیحاتی خود را به خوبی نشان دادهاند. کارشناسان معتقدند این برتری، هرگونه مقابله مستقیم ایران را محدود میکند و فشار بر تهران برای عقبنشینی یا پذیرش شروط طرف مقابل را افزایش میدهد.
با این حال، ورود به یک جنگ زمینی گسترده در ایران برای آمریکا یا اسرائیل پیچیدگیهای فراوانی دارد. جغرافیای گسترده، کوهستانها، دشتهای باز و مناطق بیابانی ایران، عملیات زمینی را دشوار میکند و هرگونه تهاجم مستقیم نیازمند منابع انسانی و تدارکات فوقالعاده بالا است. تحلیلگران میگویند حتی با برتری نظامی، خطر تلفات انسانی و سیاسی برای طرف خارجی بسیار بالا خواهد بود و سناریوی اشغال زمینی ایران از نظر عملیاتی پیچیده به نظر میرسد.
در کنار این، گروههای محلی در داخل ایران میتوانند نقشی مهم ایفا کنند. کردها در مناطق شمال غرب ایران و بلوچها در جنوب و شرق، تجربه بالایی در جنگهای نامنظم و مقاومت محلی دارند. گروههای بلوچ، بهویژه، به دلیل آشنایی با زمینهای صعبالعبور بلوچستان، شجاعت و مقاومت در برابر نیروهای مسلح، میتوانند در سناریوهای جنگ زمینی به یک عامل پیچیده تبدیل شوند. هرچند همکاری این گروه ها با آمریکا یا اسرائیل در عملیات گسترده تأیید نشده، اما تحلیلها نشان میدهد که وجود چنین گروههایی میتواند تعادل قوا را در نبردهای زمینی به شدت پیچیده کند.
از سوی ایران دیگر، تاکتیکهای نامتقارن همچنان محور دفاع است. استفاده از پهپادها و موشکهای کوتاه و میانبرد، عملیات سایبری و تهدید خطوط نفتی، به تهران امکان میدهد که هزینه ادامه جنگ برای آمریکا و اسرائیل را افزایش دهد و زمان بیشتری برای واکنش دیپلماتیک یا بازسازی توان دفاعی فراهم کند. این استراتژی نشان میدهد که جمهوری اسلامی به جای مقابله مستقیم، به افزایش هزینه دشمن متکی است.
با توجه به این عوامل، سناریوی جنگ آینده احتمالاً ترکیبی از حملات هوایی، موشکی، سایبری و درگیریهای نیابتی خواهد بود و کمتر به جنگ زمینی گسترده بینجامد. با این حال، نقش بالقوه گروههای محلی و مناطق مرزی، به ویژه بلوچستان، نشان میدهد که حتی یک نبرد محدود زمینی میتواند پیامدهای استراتژیک قابل توجهی داشته باشد و مسیرهای لجستیکی و دفاعی ایران را به چالش بکشد.
تحلیلگران معتقدند که ضعف نسبی ایران در مقابل فناوری و برتری نظامی آمریکا و اسرائیل مشخص است، اما تاکتیکهای نامتقارن و توانایی گروههای محلی، به ویژه جنگجویان بلوچ، میتواند توان تهران برای مقاومت را تضعیف کند. هرگونه تصمیم برای گسترش جنگ زمینی، بدون در نظر گرفتن این عوامل و واکنشهای منطقهای و بینالمللی، با خطرات جدی همراه است و مسیر آینده درگیری هنوز نامعلوم باقی مانده است.


