✍️ سهیل
ایران همواره تلاش کرده تا در مسائل داخلی کشورهای منطقه نقشآفرینی کند. از دخالت آشکار در سوریه برای حمایت از حکومت بشار اسد، تا نفوذ در عراق، یمن و لبنان، سیاست خارجی ایران عمدتاً مبتنی بر صدور نفوذ و گسترش حضور سیاسی- نظامی بوده است.
پس از کاهش قدرت ایران در سوریه و تغییر معادلات منطقهای، تهران بهدنبال تقویت روابط با اسلامآباد برآمده و چندین بار آمادگی خود را برای همکاریهای نظامی با پاکستان اعلام کرده است.
در روزهای اخیر نشستی در تهران با عنوان «حل بحران افغانستان» برگزار شد؛ اما نکته مهم این است که یکی از عوامل اصلی بیثباتی در خاورمیانه، خود ایران است. نقش تهران در حمایت از گروههای نیابتی، تشدید تنشهای فرقهای و برخوردهای امنیتی با اقلیتها، در تضاد کامل با ادعای تلاش برای صلح و ثبات منطقه است.
چگونه کشوری که در مرزهای خودش بحران حقوق بشر دارد، میتواند مدعی میانجیگری برای کشوری دیگر باشد؟ برگزاری نشست بدون حضور دولت واقعی حاکم بر افغانستان (امارت اسلامی) نیز نشاندهندهی عدم درک واقعیتهای میدانی و صرفاً یک نمایش سیاسی است.
جمهوری اسلامی ایران، با کارنامهای پُر از سرکوب داخلی، تبعیض مذهبی، بحران حقوق بشر، اقتصاد فروپاشیده و حمایت از گروههای مسلح منطقهای، نهتنها یک بازیگر صلحطلب نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره بیثباتی در خاورمیانه بهشمار میآید.
برگزاری نشستی با عنوان «حل مشکلات افغانستان» در تهران، بیشتر یک نمایش سیاسی برای حفظ پرستیژ منطقهای و انحراف افکار عمومی از بحرانهای داخلی ایران است. ایران در شرایطی بهدنبال «حل بحران افغانستان» است که:
- خودش با اقلیتهای قومی و مذهبی برخورد امنیتی دارد؛
- اعتراضات داخلی را با گلوله پاسخ میدهد؛
- سیاست خارجیاش بر پایه حمایت از جنگهای نیابتی است؛
- با ملت افغانستان، گاه بهعنوان میزبان، گاه بهعنوان مرزبان و گاه بهعنوان بازیگر سیاسی، رفتار دوگانه داشته است.
دولتی که خود بحرانزاست، صلاحیت میانجیگری ندارد.


