19.3 C
ایران
سه‌شنبه, مارس 3, 2026

«جنگ شناختی»؛ روایت حاکمیت یا پوششی برای واقعیت‌های تلخ؟

✍️ سهیل

درین اواخر، مقامات ایران بارها از مفهومی به نام «جنگ شناختی» سخن گفته‌ اند؛ مفهومی که بنا بر روایت رسمی، ریشه‌ی نارضایتی‌های اجتماعی، اعتراض‌ها و بحران‌های گسترده‌ی کشور را نه در درون، بلکه در تبلیغات خارجی و «دشمنان رسانه‌ای» جست‌وجو می‌کند. اما این روایت تا چه اندازه با واقعیت زندگی روزمره‌ی مردم هم‌خوانی دارد؟

جامعه‌ی ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق و انباشته روبه‌روست: تورم افسارگسیخته، فقر گسترده، بیکاری، فساد ساختاری، سرکوب سیاسی، مهاجرت فزاینده‌ی نخبگان، نا امنی روانی و اجتماعی، محدودیت‌های شدید رسانه‌ای و قطع مکرر اینترنت. پرسش اساسی این است: آیا این بحران‌ها محصول «جنگ شناختی» هستند، یا نتیجه‌ی سال‌ها سوءمدیریت، ناکارآمدی و بی‌توجهی به مطالبات واقعی مردم؟

واقعیت آن است که مردم ایران مشکلات خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌های خارجی «یاد نگرفته‌ اند». آن‌ها این دردها را با گوشت، پوست و استخوان خود لمس می‌کنند؛ هنگام خرید نان، تهیه دارو، پرداخت اجاره‌خانه، جست‌وجوی شغل یا تلاش برای حفظ حداقل کرامت انسانی. نسبت‌دادن این تجربه‌ی زیسته به «توطئه‌ی دشمن»، نه‌تنها تحلیلی نادرست، بلکه توهین آشکار به شعور جمعی مردم است.

برچسب‌زدن به هر انتقاد و اعتراض به‌عنوان پروژه‌ی دشمن، راه‌حلی برای بحران‌ها ایجاد نمی‌کند؛ بلکه شکاف میان حاکمیت و مردم را عمیق‌تر می‌سازد. حکومتی که به‌جای شنیدن صدای اعتراض، آن را تهدید امنیتی تلقی می‌کند، ناخواسته سرمایه‌ی اجتماعی خود را فرسوده و اعتماد عمومی را نابود می‌سازد.

مسئله‌ی اصلی جامعه‌ی ایران «جنگ شناختی» نیست؛ بلکه «جنگ نان» و «جنگ امید» است. جنگ خاموش اما روزمره که در آن میلیون‌ها شهروند برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود تحت فشار قرار دارند. وقتی جوانان آینده‌ای برای خود نمی‌بینند و مهاجرت را تنها راه نجات می‌دانند، وقتی معلمان، کارگران، بازنشستگان و دانشجویان برای مطالبات حداقلی به خیابان می‌آیند، نمی‌توان همه را «عامل دشمن» نامید.

دشمن واقعی جامعه نه مردم معترض، بلکه بی‌عدالتی، دروغ، سانسور و ناکارآمدی است. تا زمانی که سیاست‌گذاران به‌جای پذیرش مسئولیت و اصلاح ساختارها، به فرافکنی و دشمن‌تراشی پناه ببرند، بحران‌ها نه‌تنها حل نخواهند شد، بلکه عمیق‌تر و پرهزینه‌تر خواهند گردید.

راه برون‌رفت از وضعیت کنونی، نه در جنگ با ذهن مردم، بلکه در گفت‌وگو با آنان، شفافیت، پاسخ‌گویی و اصلاح واقعی سیاست‌هاست؛ رویکرد که حکومت ایران هیچگاهی به آن اعتنایی نکرده است. ورنه جامعه‌ای که شنیده شود، نیازمند توطئه‌سازی نیست؛ اما جامعه‌ای که نادیده گرفته شود، دیر یا زود صدای خود را بلند و بلندتر خواهد کرد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار