✍️ مبارز
جیشالعدل در اوایل دههی ۱۳۹۰ و پس از فروپاشی جندالله، در استان سیستان و بلوچستان به فعالیت آغاز کرد. این سازمان خود را وارث «مبارزه برای حقوق اهلسنت و بلوچها» میداند و ادعا دارد از دل محرومیتها، تبعیضها و نابرابری های دیرینه در این منطقه پدید آمده است. درین گزارش به بررسی زمینههای اجتماعی و سیاسی، انگیزهها و واقعیتهای پیرامون تشکیل این گروه پرداخته ایم.
جیشالعدل سازمان است که فعالیت آن در آغاز دههی ۱۳۹۰ در استان سیستان و بلوچستان بهصورت علنی و با رویکرد مسلحانه مطرح شد. این سازمان پس از دستگیری و شایعات اعدام عبدالمالک ریگی رهبر جندالله، توسط بخشی از اعضای سابق جندالله و نیروهای تازه جذب شده شکل گرفت و رهبری آن از ابتدای تشکیل بر عهده صلاح الدین فاروقی بود؛ فردی که پیشتر در جندالله نیز نقش داشت و بسیاری او را چهره محوری احیای جریانهای مسلح بلوچ پس از جندالله میدانند. هرچند مقامات امنیتی ایران در سال ۲۰۲۴ مدعی شدند که رهبر جیشالعدل در عملیات مشترک ایران و پاکستان کشته شده است اما این سازمان مرگ وی را تائید نکرد و گفته میشود وی زنده است و به فعالیت های خود ادامه میدهد.
براساس منابع امنیتی ایران، سازمان جیشالعدل دارای سه شاخه نظامی شناختهشده است: گروه نظامی «عبدالملک ملازاده»، گروه نظامی «شیخ ضیایی» و گروه نظامی «مولوی نعمتالله توحیدی». در کنار این ساختار، شاخه اطلاعاتی «زبیر اسمایلزهی» نیز فعالیت داشته است.
مولوی عمر درخشان و سلام ریگی نیز از چهرههای تأثیرگذار این سازمان بودند.
بنیانگذاران جیشالعدل در بیانیههای اولیه اعلام کردند که هدفشان «دفاع از حقوق اهلسنت»، «مبارزه با تبعیض علیه بلوچها» و «پاسخگویی به برخوردهای امنیتی دولت» است. آنان خود را صدای مردمی معرفی میکنند که به باورشان سالها به دلیل تبعیض مذهبی و قومی، توسعهنیافتگی شدید و مشارکت اندک در ساختار سیاسی، از حقوق خود محروم ماندهاند.
استان سیستان و بلوچستان که خاستگاه اصلی این سازمان است، طی دهههای گذشته با مشکلات اقتصادی و اجتماعی چشمگیر روبهرو بوده است. فقر مزمن، کمبود زیرساختها، بیکاری بالا، عقبماندگی از نظر توسعه نسبت به دیگر استانهای ایران و احساس محرومیت اجتماعی از مهمترین چالشهای این منطقه بهشمار میرود. افزون بر این، بخش بزرگی از جامعهٔ بلوچ که پیرو مذهب اهلسنتاند، همواره خواهان توجه بیشتر به حقوق مذهبی، فرصتهای سیاسی عادلانه و حضور پررنگتر در مدیریتهای محلی و کشوری بودهاند. این مجموعه عوامل، در کنار شیوهٔ حکمرانی امنیتمحور حکومت ایران در این منطقه، بستری مناسب برای شکلگیری جریانهای معترض فراهم کرده است.

در کنار رویکرد های سیاسی و اجتماعی جیشالعدل، این سازمان عمدتاً از روشهای مسلحانه استفاده مینماید. در چندین مورد مسئولیت حملات مختلف علیه نیروهای امنیتی، پاسگاههای مرزی و کاروانهای نظامی را بر عهده گرفته است.
براساس گزارش ها جیشالعدل چندین حمله مرزی، انفجار و ربایش نیروهای دولتی ایران انجام داده است.
در آبان ۱۳۹۲ یک گشت مرزی در سراوان هدف قرار گرفت و چند مرزبان کشته و زخمی شدند. در بهمن همان سال پنج مرزبان در نزدیکی مرز پاکستان ربوده شدند. در فروردین ۱۳۹۴ در نگور و در اردیبهشت ۱۳۹۶ در میرجاوه در عملیات این سازمان چند عضو مرزبانی کشته شدند. در مهر ۱۳۹۷ نیز چند نیروی مرزی در منطقه لولکدان ربوده شدند. شدیدترین حمله این سازمان در بهمن ۱۳۹۷ اتفاق افتاد، که طی آن انفجار یک خودروی بمبگذاریشده در مسیر خاش–زاهدان سبب کشته و زخمیشدن تعدادی زیادی نیروهای سپاه گردید.
این مجموعه رویدادها نشاندهنده تمرکز این سازمان بر حملات مرزی، کمین و عملیات مسلحانه است و سبب گردید نام جیشالعدل در سطح کشوری و منطقهای به شکل جدی مطرح گردد.
جیشالعدل در پیامهای رسانهای خود همواره تصویر سیاسی مشخصی از انگیزههایش ارائه داده و دفاع از «مظلومیت تاریخی مردم بلوچ» را هدف فعالیتهای خود معرفی نموده است. اما حکومت ایران این سازمان را یک گروه خشونتمحور قلمداد کرده و با تشدید فضای امنیتی در استان سیستان و بلوچستان، امکان همراهی بخش وسیعی از جامعه بلوچ با جیشالعدل را کاهش داده است. ایجاد فضای امنیتی سختگیرانه از سوی دولت ایران سبب شده جیشالعدل فعالیت خود را عمدتاً به مناطق مرزی ایران و پاکستان منتقل کند؛ مناطقی که خلا های امنیتی، بافت قبیلهای پیچیده و شرایط بیثبات سیاسی، امکان تحرک و ایجاد پایگاه را برای جیشالعدل فراهم کرده است. شماری از کارشناسان نیز معتقدند وضعیت بیثبات در بلوچستان پاکستان و فعالیت گروههای مسلح دیگر در مرز ایران و پاکستان، به تقویت جیشالعدل کمک کرده است.
با گسترش فعالیتهای این سازمان، دولت ایران عملیاتهای امنیتی وسیعی را علیه آن آغاز کرده است. درگیریهای مرزی، تلاش برای معرفی بینالمللی جیشالعدل بهعنوان یک گروه تهدید کننده امنیت، دستگیری برخی اعضا و تبادل پیامهای تهدیدآمیز میان این سازمان و دولت ایران از جمله روندهای چند سال اخیر بوده است. با وجود فشارهای امنیتی، جیشالعدل همچنان فعالیت میکند و با استفاده از ساختار سلولی و غیرمتمرکز به مبارزات خود ادامه میدهد.
شکلگیری جیشالعدل ریشه در نارضایتیها و محرومیتهای مذهبی و قومی مردم بلوچستان دارد. این منطقه طی دههها با انباشت مشکلات اقتصادی، ضعف زیرساختها، مشارکت اندک در تصمیمگیریهای سیاسی، تبعیض قومی و محدودیتهای مذهبی روبهرو بوده است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تداوم چنین شرایطی میتواند زمینهٔ گسترش جریانهای معترض بیشتر را فراهم کند و در نبود راهحلهای ساختاری و مدنی، احتمال خشونتمحور شدن آنها افزایش مییابد. جیشالعدل از نظر ریشههای اجتماعی و ادبیات هویتی، ادامهٔ همان بستر و روایتهایی است که پیشتر جندالله بر آن تکیه داشت ولی با رویکرد نرمتر، اما با ساختار و راهبردهای تازه فعالیت خود را دنبال میکند. این سازمان، رویکرد مسلحانه را راهی برای بیان اعتراض نسبت به وضعیت مردم بلوچ دانسته و آن را تنها گزینهٔ باقیمانده در برابر حکومت ایران معرفی کرده است.
با توجه به چالشهای داخلی جمهوری اسلامی از جمله شکافهای اجتماعی و پیامدهای سیاسی و بینالمللی ناشی از تنشهای منطقهای، از جمله احتمال رویارویی با اسرائیل برخی تحلیلگران معتقدند گروههای مخالف حکومت ایران به ویژه جیشالعدل، در این وضعیت فرصت مناسب برای پیشبرد اهداف و برنامههای مبارزاتی خود پيدا میکنند.


