20.2 C
ایران
سه‌شنبه, مارس 3, 2026

زخم‌های فراموش‌شدهٔ پشتونستان؛ روایت جنایات دولت پاکستان بر یک ملت زنده

✍️ فاروق بلوچ

پشتونستان تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ پشتونستان حافظهٔ زخمیِ ملتی است که در طول دهه‌ها، زیر چکمهٔ سیاست‌های امنیتی، نظامی و استعماری دولت پاکستان لگدمال شده است. این سرزمین از همان روزی که با خطی تحمیلی و قراردادی ناعادلانه تکه‌تکه شد، به آزمایشگاه سرکوب بدل گردید؛ جایی که زبان، فرهنگ، سیاست و حتی حق نفس‌کشیدنِ مردمش به اتهام «تهدید امنیت ملی» مجازات شد.
دولت پاکستان از بدو تأسیس، دو ملیت بزرگ بلوچ‌ها و پشتون‌ها را نه به‌مثابهٔ شهروندان برابر، بلکه به‌عنوان «مسئله» دیده است. مسئله‌ای که باید مهار شود، پراکنده گردد و اگر لازم بود، با زور خاموش شود. سرکوب جنبش‌های سیاسی پشتون‌ها [از بستن راه سیاست مدنی گرفته تا زندانی‌کردن رهبران منتخب] سیاستی اتفاقی نبود؛ یک برنامهٔ سیستماتیک بود برای حذف هر صدایی که از عدالت، خودمختاری و کرامت انسانی سخن می‌گفت. هرگاه پشتون‌ها خواستند از حق رأی، زبان مادری یا توسعهٔ عادلانه حرف بزنند، پاسخ گلوله، زندان و پرونده‌های امنیتی بود.
جنایات دولت پاکستان در پشتونستان تنها به میدان سیاست محدود نماند. عملیات‌های نظامی گسترده در مناطق پشتون‌نشین، با نام‌های فریبندهٔ «مبارزه با تروریزم»، عملاً به مجازات جمعی انجامید. خانه‌ها ویران شد، روستاها خالی گشت، هزاران خانواده آواره شدند و قبرستان‌ها پرتر. کودکان با صدای انفجار بزرگ شدند و مادران با فهرست مفقودان. در این میان، رسانه‌های رسمی یا سکوت کردند یا روایت‌های ساختگی ساختند تا حقیقت دفن شود.
ناپدیدسازی اجباری، لکهٔ سیاه دیگری است بر پروندهٔ دولت پاکستان. صدها و هزاران جوان پشتون بدون حکم قانونی ربوده شدند؛ نه دادگاهی، نه وکیلی، نه پاسخی به خانواده‌ها. این جنایتِ آرام و بی‌سر و صدا، جامعه‌ای را در تعلیق دائمی نگه داشت: زنده‌اند یا مرده؟ این شکنجهٔ روانی، خود شکلی از ترور دولتی است که سال‌ها ادامه داشته و هنوز هم پایان نیافته است.
اقتصادِ عقب‌نگه‌داشته‌شدهٔ پشتونستان نیز بخشی از همین سیاست سرکوب است. محرومیت ساختاری، نبود زیرساخت، بیکاری مزمن و چپاول منابع محلی، همه نشان می‌دهد که فقر در این مناطق تصادفی نیست. فقر ابزار کنترل است؛ وقتی نان نباشد، صدا هم ضعیف می‌شود. اما تاریخ نشان داده که پشتون‌ها حتی در تنگنای معیشت، کرامت خود را نفروخته‌اند.
با این همه، دولت پاکستان کوشیده است مقاومت مدنی پشتون‌ها را با برچسب‌زنی خاموش کند. هر حرکت مسالمت‌آمیز، هر گردهمایی مدنی، هر مطالبهٔ حقوقی، به‌سرعت «ضد دولتی» و «خطرناک» خوانده شده است. این وارونه‌سازی حقیقت، شاید مدتی افکار عمومی را فریب دهد، اما نمی‌تواند تاریخ را تغییر دهد. تاریخ با اسناد خون نوشته می‌شود، نه با بیانیه‌های رسمی.
پشتونستان امروز زنده است؛ زخمی اما ایستاده. حافظهٔ جمعی این ملت، دفترچه‌ای است پر از نام‌ها، تاریخ‌ها و مکان‌هایی که دولت پاکستان ترجیح می‌دهد فراموش شوند. اما فراموشی ممکن نیست. تا زمانی که عدالت اجرا نشود، تا وقتی حقیقت گفته نشود و تا هنگامی که کرامت انسانی به پشتون‌ها بازنگردد، این زخم باز خواهد ماند. این مقاله نه برای التیام، که برای یادآوری است: یادآوری اینکه جنایت، هرقدر هم با لباس قانون پنهان شود، روزی عریان خواهد شد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار