✍️ نویدالحق مطمئن
بلوچستان پاکستان وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک بحران امنیتی مقطعی دانست. آنچه امروز در این ایالت جریان دارد، نشانههای روشن یک فرسایش عمیق در اقتدار دولت پاکستان و در مقابل، گسترش نفوذ و توان عملیاتی جنبشهای آزادیخواه بلوچ را با خود دارد. در یک سال گذشته، حملات نیروهای بلوچ نهتنها از نگاه تعداد، بلکه از نظر گستره جغرافیایی، هماهنگی و شدت، بهگونهای بیپیشینه افزایش یافته است؛ تا جایی که اکنون بسیاری از شاهراهها، مراکز نظامی و پروژههای اقتصادی پاکستان در بلوچستان، عملاً زیر سایه تهدید دوامدار این گروهها قرار گرفتهاند.
در گذشته، عملیاتهای مخالفان بلوچ بیشتر به حملات پراکنده و محدود شباهت داشت، اما وضعیت کنونی تفاوت بنیادین دارد. امروز جنبشهای آزادیخواه بلوچ توانستهاند حملات منظم، چندلایه و همزمان را در مناطق مختلف سازماندهی کنند. از شاهراه کویته-تفتان گرفته تا مناطق مرزی با ایران و افغانستان، حضور و تحرک این نیروها بیش از هر زمان دیگر محسوس شده است. آتشزدن دهها کامیون حامل مواد معدنی در مسیرهای ترانزیتی، ایجاد ایستهای بازرسی، متوقفکردن رفتوآمد موترهای باربری و حملات مستقیم بر کاروانهای نظامی، تنها بخشی از تحولاتی است که در هفتههای اخیر رخ دادهاند.
اهمیت این رویدادها تنها در خسارات مالی یا تلفات انسانی نیست؛ بلکه در پیامی است که حمل میکنند. این حملات نشان میدهند که گروههای بلوچ اکنون قادرند مسیرهای حیاتی اقتصادی پاکستان را مختل کنند و دولت را در حفاظت از شریانهای تجاری و امنیتیاش با دشواری جدی روبهرو سازند. شاهراه کویته-تفتان، یکی از مهمترین مسیرهای ترانزیتی پاکستان به سوی ایران و خاورمیانه به شمار میرود. وقتی چنین مسیری برای روزها ناامن میشود و دهها موتر باربری در آن به آتش کشیده میشوند، معنایش این است که دولت کنترل کامل میدان را از دست داده است.
در همین حال، سکوت مقامهای پاکستانی در برابر بسیاری از رویدادهای اخیر نیز پرسشبرانگیز است. در حالی که منابع محلی و رسانههای منطقهای از کشتهشدن شمار زیادی از نیروهای امنیتی پاکستان سخن میگویند، اسلامآباد یا از تأیید جزئیات خودداری میکند یا تلاش میکند دامنه رویدادها را کوچک جلوه دهد. این رویکرد بیش از آنکه نشانه مدیریت اوضاع باشد، تصویرگر نوعی سردرگمی و استیصال در برابر بحرانی است که هر روز پیچیدهتر میشود.
جنبشهای آزادیخواه بلوچ نیز بهخوبی از این وضعیت بهره بردهاند. آنها دیگر تنها بر حملات چریکی تکیه ندارند، بلکه در تلاشاند نوعی نمایش قدرت سیاسی و نظامی را نیز به اجرا بگذارند. انتشار ویدیوهای عملیاتها، نمایش تسلط بر برخی جادهها و حضور آشکار افراد مسلح در مناطق مختلف، بخشی از جنگ روانی گستردهای است که هدف آن، تضعیف بیشتر هیبت دولت پاکستان و تقویت روحیه هواداران این جنبشها است.
از سوی دیگر، افزایش حملات در بلوچستان نشان میدهد که سیاستهای امنیتی پاکستان در مهار بحران ناکام بوده است. اسلامآباد سالها کوشید با اتکا بر عملیاتهای نظامی گسترده، بازداشت فعالان بلوچ و افزایش حضور نیروهای امنیتی، اعتراضها را خاموش کند؛ اما اکنون نتیجه معکوس به نظر میرسد. دامنه درگیریها نهتنها کاهش نیافته، بلکه به مرحلهای رسیده که پروژههای اقتصادی کلان، مسیرهای ترانزیتی و حتی مراکز نظامی پاکستان به اهداف مستقیم حملات تبدیل شدهاند.
در این میان، آنچه بیش از همه به چشم میآید، تغییر موازنه روانی میدان است. در گذشته، دولت پاکستان تلاش میکرد جنبشهای بلوچ را گروههایی پراکنده و منزوی معرفی کند، اما تحولات اخیر نشان میدهد که این روایت دیگر بهآسانی قابل باور نیست. افزایش هماهنگی عملیاتها، گسترش حوزه نفوذ و توانایی ضربهزدن به منافع اقتصادی و امنیتی دولت، تصویری متفاوت از وضعیت کنونی بلوچستان ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، جنبشهای آزادیخواه بلوچ خود را در موقعیت تهاجمی میبینند و دولت پاکستان بیش از هر زمان دیگر در موضع دفاعی قرار گرفته است.
اگر روند کنونی ادامه یابد، بلوچستان ممکن است وارد مرحلهای شود که بازگرداندن کنترل کامل آن برای اسلامآباد بسیار دشوارتر از گذشته باشد. نشانههای بحران اکنون دیگر محدود به مناطق دورافتاده نیست؛ بلکه به شاهراههای اصلی، پروژههای اقتصادی و ساختار امنیتی پاکستان رسیده است. این همان واقعیتی است که بسیاری در داخل پاکستان تلاش دارند آن را کوچک جلوه دهند، اما تحولات میدانی روایت دیگری را بازگو میکند؛ روایتی از گسترش نفوذ جنبشهای بلوچ و فرسایش تدریجی اقتدار دولتی در یکی از حساسترین ایالتهای پاکستان.


