✍️ خطاب ریگستانی
از آغاز شکلگیری جمهوری اسلامی ایران، ساختار قدرت سیاسی و حقوقی این کشور بر پایه مذهب شیعه «دوازدهامامی» بنا شده است. این رویکرد در عمل به تبعیض سیستماتیک علیه پیروان دیگر مذاهب اسلامی، بهویژه اهلسنت، انجامیده است. اهلسنت که بخش قابلتوجهی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند، سالهاست با محدودیتهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی مواجهاند.
یکی از بارزترین مصادیق این تبعیض، محرومیت اهلسنت از دسترسی به مناصب کلیدی حکومتی است. بر اساس رویههای رسمی و غیررسمی، آنان عملاً از قرار گرفتن در مقامهایی مانند ریاستجمهوری، رهبری، قوه قضائیه و بسیاری از مناصب امنیتی و مدیریتی محروماند. افزون بر این، با وجود جمعیت میلیونی اهلسنت در تهران، تاکنون اجازه ساخت مسجد رسمی اهلسنت در پایتخت ( تهران) داده نشده است.
در حوزه مذهبی و فرهنگی نیز فشارهای گستردهای گزارش شده است؛ از محدودیت در ساخت و اداره مساجد و مدارس دینی گرفته تا احضار، بازداشت و زندانیکردن علمای اهلسنت، بهویژه آنانی که به تبعیضها اعتراض کردهاند. این فشارها در استانهایی مانند سیستانوبلوچستان، کردستان، گلستان و خوزستان نمود پررنگتری دارد؛ مناطقی که همزمان با تبعیض مذهبی، با فقر و محرومیت درازمدت اقتصادی نیز روبهرو هستند.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به سرکوب اعتراضات در مناطق سنینشین هشدار داده و از برخوردهای امنیتی خشن، کشته و زخمیشدن معترضان و حاکمیت فضای امنیتی در این مناطق گزارش کردهاند. این وضعیت، احساس بیعدالتی و حذف ساختاری را در میان بخش بزرگی از جامعه اهلسنت تشدید کرده است.
در سطح بینالمللی نیز موضوع تبعیض مذهبی علیه اهلسنت به یکی از محورهای انتقاد از کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی تبدیل شده است. گزارشهای نهادهای مستقل نشان میدهد که تداوم این سیاستها نهتنها حقوق شهروندی میلیونها ایرانی را نقض میکند، بلکه به انسجام ملی و ثبات اجتماعی کشور نیز آسیب میزند.
تضمین آزادیهای مذهبی، پایاندادن به تبعیضهای قانونی و عملی و بهرسمیتشناختن حقوق برابر برای همه شهروندان، فارغ از مذهب، از مهمترین خواستههای اهلسنت و از پیششرطهای تحقق عدالت و همزیستی در ایران بهشمار میرود.


