✍️ مبارز
نوارهای صوتی رسیده به خبرگزاری رخنه پرده از یکی از تلخترین و تکاندهندهترین ابعاد سرکوب اعتراضات اخیر ایران برمیدارد؛ روایتی از قتل، اخاذی و تحقیر خانواده قربانیان که نشان میدهد ماشین سرکوب جمهوری اسلامی نهتنها معترضان، بلکه حتی شهروندان بیگناه و مهاجران افغان را نیز بیرحمانه قربانی کرده است.
بر اساس این اسناد صوتی، محمد احسان، فرزند محمد عیسی، از باشندگان شهرک اسلامقلعه ولایت هرات، در جریان اعتراضات اخیر در ایران جان باخته است؛ نه بهعنوان معترض، بلکه زمانی که برای انتقال یک دوست زخمی از محل اعتراضات وارد صحنه شده بود. طبق روایت شاهدان، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی با تیراندازی کورکورانه محمد احسان را هدف قرار داده و به قتل رساندهاند. از سرنوشت دوست زخمی او تاکنون هیچ اطلاعی در دست نیست.
اما فاجعه به اینجا ختم نمیشود. اقارب محمد احسان برای تحویل گرفتن پیکر او با رفتاری غیرانسانی و شوکهکننده روبهرو میشوند. طبق نوارهای صوتی، نیروهای حکومتی ایران برای تحویل جسد، مبلغ دو میلیارد تومان مطالبه کردهاند؛ اخاذیای آشکار از خانوادهای داغدار که هیچ راهی جز تسلیم نداشتهاند.
خانواده ناچار میشود با قرض گرفتن از دوستان و آشنایان در ایران و ارسال پول از افغانستان، این مبلغ هنگفت را تأمین کند تا پیکر بیجان فرزندشان را تحویل بگیرند.
در بخش دیگری از این روایت تکاندهنده آمده است که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی برای هر گلوله شلیکشده به معترضان، مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان محاسبه و دریافت میکردهاند؛ سندی هولناک از تبدیل جان انسانها به ارقام مالی در سیستم سرکوب حاکم.
پس از پرداخت پول و تحویل جسد، خانواده محمد احسان قصد داشتند پیکر او را برای دفن به افغانستان منتقل کنند؛ اما در مرز اسلامقلعه، نیروهای ایرانی با خشونت و تحقیر مانع شدند و به خانواده دستور دادند پیکر را در خاک ایران دفن کنند. آنها ناچار شدند محمد احسان را در تایباد ایران به خاک بسپارند؛ دور از خانه، دور از خانواده و دور از وطن.
این رفتار حکومت ایران، نمونهای آشکار از نقض فاحش حقوق بشر، کرامت انسانی و حقوق مهاجران است. کشتن یک مهاجر افغان بیگناه، اخاذی میلیاردی برای تحویل پیکر او و سپس جلوگیری از انتقال جسد به زادگاهش، نشاندهنده ظلم سیستماتیک و چندلایهای است که جمهوری اسلامی علیه انسانهای بیدفاع اعمال میکند.
این رویدادها همزمان با سرکوب خونین اعتراضات سراسری مردم ایران رخ داده است؛ سرکوبی که با موجی از محکومیتهای بینالمللی همراه بوده است. سازمانهای حقوق بشری بارها از کشتار معترضان، بازداشتهای گسترده، شکنجه و ناپدیدسازی اجباری توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی انتقاد کرده و این موارد را مستندسازی کردهاند.
در همین چارچوب، اتحادیه اروپا در واکنشی بیسابقه، سپاه پاسداران ایران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده و دهها مقام، نهاد امنیتی و عوامل سرکوب را تحت تحریمهای سنگین قرار داده است؛ اقدامی که نشاندهنده تغییر جدی رویکرد جامعه جهانی در برابر رفتارهای جمهوری اسلامی است.
امروز ایران در وضعیتی بسیار وخیم و شکننده قرار دارد؛ از یکسو خشم عمومی و اعتراضات فروخورده، و از سوی دیگر انزوای بینالمللی، فشار تحریمها و افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه. ناظران هشدار میدهند که خطر درگیری نظامی، بیثباتی گسترده و حتی سناریوهای جنگ داخلی و تجزیه بیش از هر زمان دیگری جدی شده است.
روایت محمد احسان تنها یک نمونه است؛ نمونهای از هزاران قربانی خاموش که زیر چکمههای سرکوب جمهوری اسلامی له شدهاند. این داستانها نشان میدهد جمهوری اسلامی نهتنها صدای اعتراض مردم ایران را با گلوله پاسخ میدهد، بلکه حرمت جان انسانهای بیگناه، از جمله مهاجران افغان، را نیز بیپروا لگدمال میکند.


