✍️ مبارز
مذاکرات هستهای جاری ایران بیش از آنکه نشانهای از ابتکار و قدرت دیپلماتیک باشد، بازتابی از فرسایش موقعیت جمهوری اسلامی در برابر غرب است. تهران وارد گفتوگوهایی شده که در آن خطوط قرمز پیشین بهتدریج عقب رانده شدهاند؛ از پذیرش نظارتهای گستردهتر تا نرمشهای مرحلهای در حوزه غنیسازی و شفافسازی فراتر از تعهدات اولیه. این روند، در بستر فشار فزاینده تحریمها، بحران عمیق اقتصادی و انزوای منطقهای، تصویری روشن از کاهش اهرمهای راهبردی و ضعف در چانهزنی ارائه میدهد.
تجربه لیبیِ معمر قذافی یک هشدار تاریخی و قابل اتکا است. قذافی در سال ۲۰۰۳ با این تصور که خلع سلاح میتواند امنیت و بقای حکومتش را تضمین کند، برنامههای هستهای و شیمیایی لیبی را بهطور کامل کنار گذاشت. غرب این اقدام را تحسین کرد، بخشی از تحریمها را لغو نمود و لیبی را بهعنوان «الگوی موفق» معرفی کرد. اما این معامله نابرابر بود: خلع سلاح واقعی و فوری از سوی لیبی، در برابر وعدههایی مبهم، کند و فاقد تضمینهای الزامآور از سوی غرب.
رفتار غرب پس از خلع سلاح، ماهیت این معامله را آشکارتر کرد. با وجود همکاری کامل طرابلس با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و انتقال هزاران قطعه و سند هستهای به ایالات متحده، روند عادیسازی روابط بهکُندی پیش رفت. در نهایت، در سال ۲۰۱۱، همان قدرتهایی که قذافی را به کنار گذاشتن سلاحها تشویق کرده بودند، در قالب مداخله ناتو وارد جنگ لیبی شدند؛ مداخلهای که به فروپاشی حکومت و کشتهشدن قذافی انجامید. این تحول یک پیام روشن داشت: خلع سلاح الزاماً به مصونیت سیاسی منجر نمیشود.
نکته کلیدی آن است که خلع سلاح، زمانی که بدون تضمینهای سخت امنیتی و بدون توازن قدرت انجام شود، نه به ثبات، بلکه به بیثباتی میانجامد. قذافی پس از کنار گذاشتن برنامههای تسلیحاتی خود، نهتنها چتر حمایتی دریافت نکرد، بلکه شاهد بود همان بازیگران بینالمللی که دیروز از تصمیمش استقبال میکردند، مسیر سقوطش را هموار کردند. پیام ضمنی این تجربه برای تهران روشن است: با برچیدهشدن بازدارندگی، هزینه فشار حداکثری و حتی تغییر رژیم برای طرف مقابل کاهش مییابد.
در چنین چارچوبی، وضعیت ایران چه در مسیر ادامه مذاکرات و چه در سناریوی توافق نهایی، بحرانی جلوه میکند. تداوم عقبنشینیها میتواند به خلع تدریجی اهرمهای راهبردی بینجامد و در مرحله بعد، فشار برای امتیازدهیهای سیاسی و ساختاری را تشدید کند. تجربه لیبی نشان میدهد که خلع بازدارندگی، اگر با تضمینهای واقعی همراه نباشد، پایان بحران نیست؛ آغاز مرحلهای تازه از تضعیف است. پرسش کلیدی این است که آیا تهران از سرنوشت قذافی درس خواهد گرفت یا همان مسیر پرهزینه را تکرار میکند.


