✍️ احسانالرحمن امین
گزارشی که خبرگزاری تسنیم منتشر کرده، بیش از آنکه سند شفافیت باشد، اعترافی ناخواسته به ابعاد هولناک یک فاجعه انسانی است. وقتی رسانهای وابسته به سپاه پاسداران ناچار میشود از مرگ ۳۱۱۷ انسان سخن بگوید، یعنی واقعیت آنقدر عریان شده که دیگر نمیتوان آن را با سکوت یا انکار دفن کرد. این عدد، حتی اگر با همهی ملاحظات و سانسورهای حکومتی پذیرفته شود، خود گواه یک کشتار گسترده است؛ کشتاری که حکومت میکوشد با بازی با واژهها، مسئولیتش را از دوش خود بردارد.
تقسیمبندی قربانیان به «رهگذر»، «معترض» و آنهایی که به تعبیر تبلیغاتی «فیض شهادت» رسیدهاند، چیزی جز تلاشی مذبوحانه برای شستن دستهای آغشته به خون نیست. جان انسانها با برچسب تطهیر نمیشود. وقتی گلوله شلیک شده، وقتی خیابان به میدان تیر تبدیل شده، دیگر فرقی نمیکند قربانی چه نامی داشته یا کجا ایستاده بوده است؛ مسئولیت مستقیم متوجه کسانی است که ماشه را کشیدهاند و دستور دادهاند.
اینکه خود تسنیم ناچار میشود بپذیرد بسیاری از کشتهشدگان «رهگذران» بودهاند، عملاً روایت رسمی را فرو میریزد. اعتراف به تیراندازی کور و مرگ انسانهایی که حتی در اعتراض شرکت نداشتند، یعنی فروپاشی کامل ادعای «کنترل امنیتی» و «برخورد هدفمند». این دیگر مدیریت بحران نیست؛ این نمایش عریان بیمسئولیتی و خشونت سازمانیافته است.
واقعیت این است که آمار واقعی کشتهشدگان، بنا به گزارشهای مستقل، بسیار فراتر از آن چیزی است که رسانههای حکومتی جرأت بیانش را دارند. آنچه امروز منتشر میشود، کفِ آماری است که از لابهلای سانسور، فشار و مهندسی روایت بیرون کشیده شده است. سابقه جمهوری اسلامی در وارونهسازی حقیقت روشنتر از آن است که نیاز به اثبات دوباره داشته باشد: هر جا عددی اعلام میشود، باید پرسید چه تعداد حذف شدهاند تا این عدد «قابل انتشار» شود.
به روشنی واضح است که این گزارش نه نشانهی صداقت، که سندی دیگر از عمق فاجعه است. حکومتی که هزاران کشته را در چند خط خبر جا میدهد و میکوشد با واژهسازی، کشتار را توجیه کند، بیش از هر چیز ترس خود را افشا میکند: ترس از حقیقت، ترس از پاسخگویی و ترس از روزی که دیگر هیچ روایتی کارساز نخواهد بود.


