17.3 C
ایران
پنج‌شنبه, مارس 5, 2026

مولانا عبدالحمید؛ صدای اصلاح، آوای عقلانیت و فریاد خیرخواهی در سپهر دینی و اجتماعی ایران

✍️فاروق بلوچ

در روزگاری که گفت‌وگو دشوار و سوء‌تفاهم فراگیر است، نقش رهبران دینیِ خردگرا و اخلاق‌محور بیش از هر زمان دیگر برجسته می‌شود. شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، به‌عنوان رهبر برجسته اهل‌سنت ایران، طی دهه‌ها حضور فکری و اجتماعی، الگویی کم‌نظیر از دینداری مسئولانه، اصلاح‌طلبی مدنی و عقلانیت دینی ارائه کرده است؛ الگویی که نه در تقابل با جامعه، که در متن آن شکل گرفته و نه بر طرد، که بر ترمیم و همزیستی استوار است.
مواضع اصلاح‌طلبانه مولانا عبدالحمید را باید در پیوند عمیق میان دین و اخلاق عمومی جست‌وجو کرد. او دین را نه ابزاری برای حذف و طرد، بلکه سرمایه‌ای برای سامان اجتماعی می‌داند؛ سرمایه‌ای که کارکرد آن کاهش رنج انسان، پاسداشت کرامت شهروند و تقویت اعتماد اجتماعی است. در سخنان و مواضع او، «اصلاح» بیش از آنکه شعاری سیاسی باشد، یک فرآیند اخلاقی و اجتماعی است؛ فرآیندی تدریجی، صبورانه و مبتنی بر گفت‌وگو، که از خشونت، افراط و واکنش‌های هیجانی پرهیز می‌کند و بر اصلاح ساختارها از مسیر قانون، عقل و نصیحت مشفقانه تأکید دارد.
جنبه مجددانه اندیشه او، در خوانش روزآمد از سنت دینی آشکار می‌شود. مولانا عبدالحمید، وفادار به مبانی کلاسیک فقه و کلام اهل‌سنت است، اما این وفاداری را به جمود نمی‌کشاند. او با درک تحولات اجتماعی، پیچیدگی‌های جهان معاصر و اقتضائات زندگی امروز، بر ضرورت اجتهاد پویا، فهم مقاصدی شریعت و تقدم مصلحت عمومی تأکید می‌کند. در این نگاه، نص دینی در خلأ تفسیر نمی‌شود، بلکه در نسبت با واقعیت‌های انسانی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی و کرامت انسان فهم می‌گردد. این رویکرد مجددانه، دین را از حاشیه‌نشینی یا تقابل با زمانه نجات می‌دهد و آن را به نیرویی زنده و پاسخ‌گو بدل می‌سازد.
خیرخواهی اجتماعی در مواضع مولانا عبدالحمید، نه یک ادعا، بلکه یک روش است. او در بزنگاه‌های حساس، زبان آرامش، دعوت به همدلی و پرهیز از نفرت را برگزیده و همواره کوشیده است شکاف‌ها را کاهش دهد، نه تعمیق. تأکید مستمر بر حقوق اقلیت‌ها، عدالت قضایی، برابری شهروندان، مبارزه با تبعیض و شنیده‌شدن صدای بی‌صدایان، نشان می‌دهد که خیرخواهی در منظومه فکری او مفهومی فعال و مسئولانه است. این خیرخواهی، مرزهای مذهبی و قومی را درمی‌نوردد و به دغدغه‌ای ملی و انسانی تبدیل می‌شود.
بعد علمی شخصیت مولانا عبدالحمید نیز نقشی تعیین‌کننده در اعتبار اجتماعی او داشته است. اتکای مستمر به استدلال، پرهیز از هیجان‌زدگی، توجه به منابع معتبر دینی و استفاده از زبان عقلانی، سخن او را برای طیف‌های مختلف جامعه قابل فهم و قابل اعتماد کرده است. او نشان داده که علم دینی، اگر با اخلاق، تواضع و مسئولیت اجتماعی همراه شود، می‌تواند پلی میان سنت و مدرنیته، و میان ایمان و زندگی روزمره بسازد. این رویکرد علمی، مانع از فروکاستن دین به ابزار سیاست‌زدگی یا تعصب کور می‌شود و آن را در جایگاه هدایت‌گر اخلاقی حفظ می‌کند.
در مجموع، شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید را می‌توان نماد نوعی رهبری دینی دانست که همزمان اصلاح‌طلب، مجدد، خیرخواه و علمی است؛ رهبری‌ای که به جای فریاد، گفت‌وگو را برمی‌گزیند، به جای تقابل، همزیستی را توصیه می‌کند و به جای انفعال یا افراط، راه عقلانیت و عدالت را پیش می‌نهد. در فضای پرچالش امروز ایران، چنین صداهایی نه‌تنها برای جامعه اهل‌سنت، بلکه برای کلیت جامعه ایرانی، سرمایه‌ای گران‌بها و امیدآفرین به شمار می‌آیند؛ صداهایی که یادآور می‌شوند دین، اگر درست فهم و درست زیسته شود، می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد، نه بخشی از مسئله.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار