✍️ مبارز
وقتی سخنگوی ارتش پاکستان از «نبود حکومت» در افغانستان سخن میگوید، صحنه بیشتر شبیه کمدی سیاسی است تا تحلیل امنیتی. کشوری که در تمام عمر خود میان کودتا، دولتهای موقت، نخستوزیران یکبارمصرف و ژنرالهای مادامالعمر دستبهدست شده، حالا برای همسایهاش نسخه دولتداری میپیچد. پاکستان در هفت دهه حیاتش نه نقطه ثابتی از ثبات منطقهای به یادگار گذاشته و نه رابطهای سالم با همسایگانش ساخته است؛ از شرق تا غرب، رد پای بحران هست و امضای پروژههایی که بیشتر در پایتختهای دوردست طراحی شدهاند تا در اسلامآباد. ارتشی که سیاست خارجی را مینویسد، دولتها را میچیند و برمیچیند، و اقتصاد را با سوت پادگانی تنظیم میکند، امروز با اعتمادبهنفس از «حکومت موقت» حرف میزند. اگر قرار باشد معیار، دوام و کارآمدی باشد، پاکستان خود نمونه کلاسیک «دولتِ همیشه در حال تعلیق» است؛ جایی که پروسه های انتخاباتی میآیند و میروند، اما تصمیم نهایی همیشه از یک درِ آهنی بیرون میآید. سخن گفتن درباره «تروریسم» از زبانی که بزرگترین کارخانههای افراطگرایی منطقه
در متن و حاشیه جغرافیای آن رشد کردهاند، بیش از آنکه افشاگری باشد، یادآوری ناخواسته یک کارنامه فراموشنشدنی است؛ کارنامهای که در آن، تولید بحران مزیت راهبردی بوده و صدور بیثباتی ابزار بقا. خلاصه اینکه وقتی پادگان معلم سیاست میشود، طبیعی است که تختهسیاه پر از شعار باشد و نمرهها از پیش تعیینشده.


