مولوی ایمان عثمانی، عالم دینی، در سخنانی صریح و بیسابقه، پرده از وضعیت هولناک معیشتی و انسانی مردم ایران برداشت و حاکمیت را بهطور مستقیم مخاطب قرار داد. او با لحنی تند هشدار داد: «از خدا بترسید؛ مردم گرسنه هستند. از خدا بترسید؛ مردم ندارند. از خدا بترسید؛ مردم شب خوابشان نمیبرد.»
وی با اشاره به فشار خردکننده فقر، گرانی و ناامیدی، وضعیت کنونی را نشانهای از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی دانست و افزود: «حکومتها رفتند، شما هم میروید؛ اما مواظب باشید وقتی به پیشگاه خدا حاضر میشوید، گفته نشود خذوه فغلوه؛ اینها را بگیرید و ببندید و به جهنم بیندازید.»
مولوی عثمانی تأکید کرد که امروز فقر تنها یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه به بحرانی انسانی و ایمانی تبدیل شده است. به گفته او، «امروز تمام مردم در مشکلات قرار دارند»؛ تا جایی که ناامیدی به مرزهای خطرناک رسیده است.
او روایت تکاندهندهای را نقل کرد: «جوانی نزد من آمد و گفت: جناب مولوی، حکمی یا فتوایی برایم صادر کن که در قیامت خداوند از من ناراضی نباشد؛ من خودکشی میکنم.»
این سخنان، تصویری روشن از عمق فاجعه در ایران ارائه میدهد؛ جایی که سیاستهای شکستخورده، بیعدالتی ساختاری و بیتوجهی حاکمان، مردم را به بنبست رسانده است. وقتی یک جوان برای رهایی از فشار زندگی، بهجای امید، به مرگ میاندیشد، این نه یک «مورد فردی»، بلکه کیفرخواستی علیه ساختار حاکم است.


