37.6 C
ایران
یکشنبه, سپتامبر 13, 2026

فریادِ یک ملت

✍️ عزیز معارج

آنچه امروز در بلوچستان رخ می‌دهد، یک حادثه گذرا و یک درگیری معمولی میان یک گروه مسلح و دولت نیست؛ پشت این تحولات، تاریخی طولانی از محرومیت، سرکوب، کشتار، ناپدیدشدن انسان‌ها و انکار مطالبات مردم بلوچ قرار دارد. به همین دلیل، برای فهم عملیات‌های گسترده اخیر مبارزان بلوچ، نمی‌توان تاریخ را از امروز جدا کرد. آنچه در میدان بلوچستان جریان دارد، در نگاه بسیاری از بلوچ‌ها، ادامه یک مبارزه طولانی برای بقا، کرامت، آزادی و حق تعیین سرنوشت است.

گزارش‌های اخیر درباره انجام ده‌ها عملیات در نقاط مختلف بلوچستان و هدف قرار گرفتن نیروها، پاسگاه‌ها، کاروان‌های نظامی و مراکز حکومتی، از یک تغییر مهم در معادله امنیتی حکایت دارد: مبارزان بلوچ دیگر صرفاً در نقاط دورافتاده و کوهستانی دست به عملیات نمی‌زنند؛ بلکه توانسته‌اند در جغرافیای وسیعی فشار امنیتی ایجاد کنند و نشان دهند که بلوچستان برای حکومت پاکستان به یک مسئله حل‌نشده و پرهزینه تبدیل شده است.

اهمیت ماجرای سرانان در پشین نیز دقیقاً در همین نکته نهفته است. وقتی برای مدتی مراکز دولتی و امنیتی یک شهر هدف قرار می‌گیرند و حضور حکومت به چالش کشیده می‌شود، مسئله فقط یک پاسگاه یا یک ساختمان نیست. پیام آن بسیار بزرگ‌تر است: حاکمیت نظامی پاکستان بر بلوچستان، برخلاف تصویری که اسلام‌آباد می‌خواهد ارائه کند، با مقاومت جدی روبه‌روست.

اما برای مردم بلوچ، این تحولات از خلأ متولد نشده‌اند.

بلوچستان سال‌هاست صحنه برخورد امنیتی با مطالبات سیاسی و اجتماعی مردم است. خانواده‌هایی که عزیزان‌شان ناپدید شده‌اند، مادرانی که سال‌ها در انتظار بازگشت فرزندان خود مانده‌اند، جوانانی که به جرم اعتراض یا فعالیت سیاسی بازداشت شده‌اند و مردمی که احساس می‌کنند ثروت سرزمین‌شان بدون آنکه خودشان سهم عادلانه‌ای از آن داشته باشند استخراج می‌شود، بخشی از واقعیت تلخ بلوچستان هستند.

از این منظر، نمی‌توان از مردم بلوچ خواست تنها «خشونت امروز» را ببینند، اما دهه‌ها رنج و سرکوب پیش از آن را فراموش کنند.

مقاومت امروز، محصول دیروز است. وقتی راه‌های مسالمت‌آمیز برای بیان یک مطالبه سیاسی بسته شود، وقتی صدای خانواده‌های دادخواه شنیده نشود و وقتی مسئله یک ملت صرفاً به «مسئله امنیتی» تقلیل پیدا کند، طبیعی است که شکاف میان جامعه و حکومت عمیق‌تر شود. هرچه حکومت بیشتر تلاش کند مسئله سیاسی بلوچستان را صرفاً با ابزار نظامی حل کند، زمینه برای تداوم مقاومت نیز بیشتر فراهم می‌شود.

در چنین شرایطی، عملیات‌های اخیر را می‌توان از زاویه دیگری نیز دید: این عملیات‌ها صرفاً حمله به چند موضع نظامی نیستند؛ آنها پیامی سیاسی دارند. پیام این است که مسئله بلوچ را نمی‌توان با سانسور، بازداشت و عملیات امنیتی از میان برد. می‌توان یک شهر را محاصره کرد، می‌توان یک فعال را بازداشت کرد، می‌توان یک جاده را تحت کنترل گرفت؛ اما نمی‌توان یک خواست سیاسی را با زور از ذهن یک ملت پاک کرد.

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر وضعیت، گسترش دامنه جغرافیایی عملیات‌هاست. هنگامی که مسیرهای اصلی، کاروان‌های نظامی و مراکز حکومتی در نقاط مختلف هم‌زمان تحت فشار قرار می‌گیرند، حکومت ناچار می‌شود منابع بیشتری را برای کنترل منطقه مصرف کند. این یعنی هزینه ادامه وضعیت موجود برای اسلام‌آباد افزایش می‌یابد.

و شاید همین مهم‌ترین دستاورد مبارزان بلوچ باشد: تغییر محاسبه حکومت.
تا زمانی که سرکوب هزینه‌ای برای حکومت نداشته باشد، انگیزه‌ای برای تغییر سیاست وجود ندارد. اما هنگامی که استمرار یک سیاست با هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی روبه‌رو شود، حکومت ناچار می‌شود از خود بپرسد که آیا می‌توان یک بحران سیاسی را برای همیشه با راه‌حل نظامی مدیریت کرد؟

پاسخ تاریخ بلوچستان تاکنون روشن بوده است: نه.
با این حال، دفاع از مردم بلوچ به معنای نادیده‌گرفتن جان مردم عادی نیست. هر مبارزاتی که خود را در خدمت مردم می‌داند، باید میان اهداف نظامی و غیرنظامیان تفاوت قائل شود. مردم بلوچ نباید هزینه‌ای مضاعف برای جنگی بدهند که ریشه آن در سیاست‌های دولت و بحران تاریخی بلوچستان است. قهرمان اصلی این مبارزه، در نهایت، همان مردم‌اند؛ نه سلاح، نه عملیات و نه یک گروه خاص.

از سوی دیگر، دولت پاکستان نیز نمی‌تواند هر مقاومت بلوچ را با برچسب تروریسم توضیح دهد و سپس تصور کند که مسئله پایان یافته است. حتی اگر اسلام‌آباد بتواند از نظر نظامی یک موج از عملیات‌ها را مهار کند، تا زمانی که مسئله حقوق سیاسی، عدالت، ناپدیدشدگان، توسعه نابرابر و مشارکت واقعی مردم بلوچ در سرنوشت سرزمین‌شان حل نشود، بحران دوباره خود را نشان خواهد داد.

مسئله اصلی این است: بلوچستان فقط یک سرزمین نیست؛ مردمی دارد که حق دارند درباره آینده خود حرف بزنند.
اگر حکومت پاکستان واقعاً خواهان پایان خشونت است، راه پایان آن صرفاً عملیات بیشتر نیست. باید صدای دادخواهان شنیده شود، سرنوشت ناپدیدشدگان روشن گردد، عاملان نقض حقوق مردم پاسخ‌گو شوند و بلوچ‌ها بتوانند بدون ترس درباره حقوق سیاسی و آینده سرزمین خود سخن بگویند.

در غیر این صورت، هر پیروزی نظامی موقتی خواهد بود.

امروز شاید اسلام‌آباد بتواند چند جاده را باز کند، چند پاسگاه را دوباره مستقر کند و چند عملیات را سرکوب کند؛ اما مسئله‌ای که در عمق جامعه بلوچ شکل گرفته، با تصرف یک ساختمان یا بازداشت چند نفر از بین نمی‌رود.

بلوچستان امروز فریاد می‌زند که مسئله‌اش امنیت نیست؛ مسئله‌اش حق است.
حق زندگی، حق کرامت، حق عدالت، حق برخورداری از منابع سرزمین، حق شنیده‌شدن و حق تعیین آینده.

و تا زمانی که این حقوق به رسمیت شناخته نشوند، هر موج جدید مقاومت را باید نه از نقطه آغاز آن، بلکه از تمام سال‌هایی خواند که صدای مردم بلوچ شنیده نشد.
فریاد امروز بلوچستان، پژواک سال‌ها خاموشی است.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار