29.1 C
ایران
یکشنبه, می 17, 2026

سرگردان میان اسلام‌آباد و تهران؛ سیاست‌مدارانی که هنوز در سایه استخبارات منطقه نفس می‌کشند

✍️ مبارز

اظهارات تازه رحمت‌الله نبیل درباره درخواست برخی مخالفان طالبان از پاکستان برای ایجاد دفتر، دریافت سلاح و ایجاد پایگاه در منطقه چترال، بار دیگر تصویری آشنا از بخشی از سیاست‌مداران افغان را برجسته کرده است؛ چهره‌هایی که پس از سقوط حکومت پیشین، به‌جای بازگشت به جامعه و ایفای نقش در داخل افغانستان، میان پایتخت‌های منطقه و فضای رقابت‌های استخباراتی سرگردان مانده‌اند و همچنان بقای سیاسی خود را در حمایت بیرونی جستجو می‌کنند.

نبیل همچنین گفته است که ایران مانع سفر شماری از این افراد، از جمله محمد محقق، به پاکستان شده است؛ موضوعی که به باور ناظران نشان می‌دهد بخشی از جریان‌های سیاسی مخالف طالبان، بیش از آن‌که بر سازمان‌دهی اجتماعی و تکیه بر مردم در داخل کشور تمرکز داشته باشند، درگیر معادلات استخباراتی و رقابت‌های منطقه‌ای هستند.

برای بسیاری از افغان‌ها، این رفت‌وآمدها تنها یک تحرک سیاسی معمولی نیست، بلکه یادآور دهه‌های خونینی است که در آن بخشی از رهبران سیاسی و نظامی افغانستان با تکیه بر حمایت‌های بیرونی، کشور را به میدان جنگ‌های نیابتی تبدیل کردند؛ جنگ‌هایی که در دهه هفتاد خورشیدی کابل را به شهری ویران و خونین بدل ساخت و هزاران غیرنظامی قربانی رقابت گروه‌هایی شدند که بخش بزرگی از تصمیم‌های کلان‌شان بیرون از افغانستان گرفته می‌شد.

منتقدان می‌گویند ریشه بحران مزمن سیاست در افغانستان در همین وابستگی تاریخی نهفته است؛ جایی که کسانی که خود را رهبر ملی می‌خواندند، به‌جای اتکا بر مردم و ساختارهای داخلی، در چارچوب حمایت‌های استخباراتی و محاسبات منطقه‌ای عمل کردند؛ روندی که هم جنگ را تشدید کرد و هم اعتماد عمومی به طبقه سیاسی را به‌شدت فرسوده ساخت.

در سال‌های اخیر نیز این الگو تکرار شده است. پس از تغییر نظام و حاکمیت طالبان در سال ۲۰۲۱، شماری از چهره‌های دولت پیشین ماه‌ها میان کشورهای منطقه و فرامنطقه در رفت‌وآمد بودند، بدون آن‌که بتوانند ساختار سیاسی منسجم یا مسیر مشخصی برای آینده افغانستان ارائه کنند؛ روندی که آنان را عملا به بازیگران مهاجر سیاسی تبدیل کرد تا نیروهای اثرگذار در داخل کشور.

در همین حال، کشورهای منطقه نیز عمدتا با نگاه ابزاری با این جریان‌ها برخورد کرده‌اند. نه ایران، نه پاکستان و نه دیگر بازیگران منطقه‌ای، این چهره‌ها را به‌عنوان بازیگران مستقل سیاسی نپذیرفته‌اند، بلکه از آنان بیشتر در قالب ابزار فشار مقطعی در رقابت‌های ژئوپولیتیک استفاده شده است.

در چنین فضایی، بسیاری از ناظران معتقدند بخشی از طبقه سیاسی افغانستان، به‌جای بازگشت به درون جامعه و بازسازی پایگاه اجتماعی خود، همچنان در حاشیه معادلات منطقه‌ای باقی مانده‌اند؛ وضعیتی که به باور آنان، نشانه‌ای روشن از بحران رهبری در میان این گروه‌ها است، در حالی که افغانستان بیش از هر زمان دیگر به همبستگی ملی و تمرکز بر حل چالش‌های داخلی نیاز دارد.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار