32.4 C
ایران
یکشنبه, می 17, 2026

خونِ چراغدارانِ امت

✍️ احسان‌الرحمن امین

شهادت شیخ‌الحدیث مولانا محمد ادریس، بار دیگر زخمی عمیق بر پیکر جهان اسلام و جامعهٔ علمی وارد ساخت؛ زخمی که تنها با از دست‌رفتن یک فرد سنجیده نمی‌شود، بلکه با خاموش‌شدن چراغی از چراغ‌های علم، حکمت و هدایت معنا پیدا می‌کند. عالمان ربانی، وارثان انبیا و نگهبانان میراث عظیم دین‌اند و هر ضربه‌ای که بر آنان وارد می‌شود، در حقیقت ضربه‌ای بر حافظهٔ علمی و معنوی امت اسلامی است.
پرسشی که بعد از نشر خبر شهادت مولانا محمد ادریس اتمانزی رحمه‌الله همه از همدیگر می‌پرسند، این است که چه کسی دست به چنین جنایتی زده و آن مرد پارسا و پرهیزگار را به شهادت رسانده است؟ پاسخ خیلی روشن است: طبعاً همان کسی که شخصیت‌های زیر را به شهادت رسانده:
۱ – مفتي نظام الدين شامزی رحمه‌الله
۲ – مولانا سميع الحق رحمه‌الله
۳ – مولانا غازي عبدالرشيد رحمه‌الله
۴ – شيخ حسن جان رحمه‌الله
۵ – مولانا عبدالسلام عارف رحمه‌الله
۶ – مولانا سلطان محمد وزير رحمه‌الله
۷ – شيخ عبدالغني رحمه‌الله
۸ – شيخ نصيب الله خان رحمه‌الله
۹ – مولانا حامد الحق رحمه‌الله
۱۰ – مولانا نور احمد رحمه‌الله
۱۱ – مولانا عادل خان رحمه‌الله
مگر می‌توان انکار کرد که جز حکومت غدار پاکستان، جریانی دیگر پشت این قتل‌های زنجیره‌ای وجود نداشته است؟ حکومتی که بقای خود را در نبود این چراغ‌های امت جستجو می‌کند. مگر راهی برای انکار این حقیقت باقی مانده است؟!
به هر تقدیر، مولانا محمد ادریس از جمله شخصیت‌هایی بود که عمر خویش را در خدمت حدیث نبوی، تربیت نسل‌های علمی و پرورش شاگردان فراوان سپری کرد. هزاران طالب علم از محضر او بهره بردند و صدها عالم، زانوی شاگردی در پیشگاه او زدند. فقدان چنین شخصیتی تنها یک فقدان شخصی یا خانوادگی نیست؛ بلکه ضایعه‌ای عمومی برای امت اسلامی است.
در سال‌های اخیر، تکرار حوادث خونین علیه علما و شخصیت‌های دینی، نگرانی‌های عمیقی را در میان مردم و محافل علمی ایجاد کرده است. این پرسش بزرگ همچنان پابرجاست که چرا عالمان دین، بیش از هر قشر دیگری در معرض تهدید، ترور و حذف قرار گرفته‌اند؟ چه کسانی از خاموش‌شدن صدای علما سود می‌برند؟ و چرا مراکز علمی و دینی بارها به میدان خون تبدیل شده‌اند؟
واقعیت آن است که دشمنان آگاهی و دین، و در رأس آنان ادارۀ استخبارات جنایت‌پیشۀ پاکستان، همواره از نفوذ علما هراس داشته‌اند. آنان به خوبی می‌دانند که عالم ربانی تنها معلم احکام نیست؛ او بیدارگر جامعه، حافظ هویت امت و سدّی در برابر انحرافات فکری و اخلاقی است. از همین رو، حذف عالم، در نگاه دشمنان حقیقت، راهی برای تضعیف ملت‌ها و خاموش‌کردن بیداری اسلامی شمرده می‌شود.
تاریخ معاصر منطقه شاهد ده‌ها حادثهٔ مشابه بوده است؛ حوادثی که در آن چهره‌های برجستهٔ علمی و دینی هدف قرار گرفته‌اند. این روند، نشان‌دهندهٔ یک بحران جدی امنیتی و فکری است؛ بحرانی که اگر مهار نشود، نسل آینده را از سرمایه‌های عظیم علمی محروم خواهد کرد.
شهادت مولانا محمد ادریس، تنها یک خبر گذرا نیست که در میان ازدحام اخبار گم شود. این حادثه باید وجدان‌های بیدار را تکان دهد و مسئولان ذی‌ربط را به پاسخ‌گویی وادارد. جامعه حق دارد بداند که عاملان این جنایت چه کسانی‌اند، چه اهدافی را دنبال می‌کنند و چرا هنوز فضای امن برای علما فراهم نشده است.
سکوت در برابر خون علما، همدستی با پروژهٔ خاموش‌سازی حقیقت است. امروز مسئولیت سنگینی بر دوش همهٔ نهادهای دینی، فرهنگی و اجتماعی قرار دارد تا از جایگاه علما دفاع کنند و نگذارند ترور، به ابزار عادی حذف شخصیت‌های تأثیرگذار تبدیل شود.
امت اسلامی باید بداند که با شهادت هر عالم، مسئولیت حفظ میراث او سنگین‌تر می‌شود. اگر دشمنان می‌خواهند چراغ علم را خاموش کنند، وظیفهٔ شاگردان، اهل علم و مردم این است که آن چراغ را فروزان‌تر از گذشته نگه دارند.
مولانا محمد ادریس رفت، اما راه او باقی است؛ راه علم، راه دعوت، راه تربیت و راه دفاع از حقیقت. خون او، همچون خون دیگر شهدای علم، نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز بیداری تازه‌ای خواهد بود.
تاریخ ثابت کرده است که با ترور عالمان، اندیشه نمی‌میرد؛ بلکه ریشه‌دارتر می‌شود. آنان که گمان می‌کنند با خاموش‌کردن یک صدا، حقیقت خاموش می‌شود، سخت در اشتباه‌اند. حقیقت با خون زنده می‌ماند، و علم با شهادت، جاودانه‌تر می‌شود.

Related Articles

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

صفحات مجازی

0طرفدارانمانند
0پیرواندنبال کردن
0مشترکینمشترک

پر طرفدار