✍️ انعامالله مخلص
در جهانی که دولتها هر روز از صلح، ثبات و همزیستی سخن میگویند، تلخترین حقیقت آن است که گاهی همین شعارها، در پشت پرده، با صدای انفجار توپخانه و ویرانی خانههای مردم بیدفاع همراه میشود. امروز بار دیگر ولایت کنر شاهد فاجعهای بود که وجدان هر انسان آزاده را به لرزه درمیآورد؛ مکاتب، خانههای مسکونی و جان انسانهای بیگناه، هدف حملات ظالمانه دولت مزدور پاکستان قرار گرفتند و خون کودکان بیگناه و زنان مظلوم بر خاک این سرزمین ریخت.
این چه منطقی است که دولتی در محافل سیاسی از صلح و آشتی منطقهای سخن بگوید، از میانجیگری و ثبات دم بزند، اما در عمل، مرزهای همسایه را با آتش و باروت درنوردد؟ چگونه میتوان ادعای صلح داشت، اما بذر مرگ و ویرانی کاشت؟
صلح، واژهای مقدس است؛ اما وقتی به ابزار تبلیغات سیاسی تبدیل شود و در همان حال، مردمان بیگناه قربانی سیاستهای نظامی شوند، دیگر آن صلح، چیزی جز نقاب بر چهرهی خشونت نیست.
کودکی که امروز در کنر زیر آوار مکتبش جان داد، چه تهدیدی برای یک ارتش مجهز بود؟ مادری که فرزند زخمیاش را در آغوش میفشرد، چه نقشی در معادلات سیاسی داشت؟ خانهای که ویران شد، کدام میدان جنگ بود؟
تاریخ فراموش نمیکند که قدرتهای نظامی، هرگاه زبان زور را بر گفتوگو ترجیح دادهاند، نه امنیت آوردهاند و نه آرامش؛ تنها زخمی تازه بر پیکر ملتها گذاشتهاند.
اگر حقیقتاً داعیهدار صلح هستید، صلح از لولههای توپ بیرون نمیآید. صلح از احترام به جان انسانها، حرمت همسایگی و پایبندی به اصول انسانی آغاز میشود. هیچ پرچم صلحی با خون کودکان برافراشته نمیشود.
امروز کنر فقط یک نام روی نقشه نیست؛ کنر، فریاد مظلومیتی است که جهان باید آن را بشنود. سکوت در برابر این درد، شریک شدن در آن است. وجدانهای بیدار باید بپرسند: تا چه زمانی جان غیرنظامیان قربانی بازیهای سیاسی و نظامی خواهد شد؟
خون بیگناهان، حقیقت را بلندتر از هر بیانیهای فریاد میزند. و حقیقت این است: صلحی که با جنگ بر مردم تحمیل شود، صلح نیست؛ خیانت به انسانیت است.


