✍️ مبارز
بلوچستان امروز تنها صحنه یک منازعه امنیتی نیست، بلکه به میدان برخورد مطالبات استقلالطلبانه بلوچها، سیاستهای امنیتی پاکستان و پروژههای اقتصادی چین تبدیل شده است؛ پروژههایی که بسیاری از جریانهای بلوچ آنها را «استثماری» توصیف میکنند و معتقدند بدون مشارکت واقعی مردم بومی، منابع و جغرافیای بلوچستان را در خدمت منافع اسلامآباد و پکن قرار دادهاند. در چنین فضایی، جنبش بلوچ طی دهههای گذشته هم در قالب فعالیتهای سیاسی و مدنی و هم در شکل فعالیتهای مسلحانه گسترش یافته و به یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاسی جنوب آسیا تبدیل شده است.
ریشههای این بحران به سال ۱۹۴۸ و پایان حاکمیت تاریخی بلوچستان بازمیگردد؛ زمانی که سرزمین بلوچها به پاکستان ملحق شد؛ رخدادی که بسیاری از ملیگرایان بلوچ از آن بهعنوان «الحاق اجباری» یاد میکنند. از همان زمان، اعتراضها و جنبشهای سیاسی بلوچ با محوریت حق تعیین سرنوشت، کنترل منابع طبیعی، هویت قومی و مشارکت سیاسی شکل گرفت و در دورههای مختلف وارد فازهای متفاوتی از مبارزه شد.
بلوچستان با وجود منابع عظیم گاز، طلا، مس و موقعیت راهبردی در سواحل دریای عرب، همچنان یکی از محرومترین مناطق پاکستان محسوب میشود. منتقدان حکومت پاکستان میگویند ثروت این منطقه عمدتاً به مرکز منتقل شده، در حالیکه مردم بلوچ با فقر، بیکاری، سرکوب امنیتی و توسعهنیافتگی مواجهاند.
در دهههای گذشته، جنبش بلوچ تنها در میدان نبرد تعریف نشده، بلکه دانشگاهها، انجمنهای دانشجویی، رسانهها و کارزارهای حقوق بشری نیز نقش مهمی در شکلگیری هویت سیاسی بلوچها داشتهاند. سازمان دانشجویان بلوچ (BSO) برای سالها یکی از مهمترین مراکز تولید گفتمان سیاسی بلوچ بوده و بسیاری از چهرههای شناختهشده این جریان از دل همین تشکل بیرون آمدهاند.
در میان این چهرهها، نام کریمه بلوچ جایگاه ویژهای دارد. او که فعالیت سیاسی خود را از BSO-Azad آغاز کرده بود، به نخستین زنی تبدیل شد که ریاست این تشکل را برعهده گرفت. کریمه بلوچ بهتدریج به یکی از شناختهشدهترین صداهای سیاسی بلوچ در سطح بینالمللی بدل شد و بارها درباره ناپدیدشدن فعالان بلوچ، عملیات نظامی و وضعیت حقوق بشر در بلوچستان سخن گفت.
پس از افزایش فشارهای امنیتی، کریمه بلوچ پاکستان را ترک کرد و در کانادا اقامت گزید، اما مرگ او در دسامبر ۲۰۲۰ در شهر تورنتو، به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای مرتبط با فعالان بلوچ تبدیل شد. هرچند پولیس کانادا مرگ او را «غیرمجرمانه» اعلام کرد، اما بخش بزرگی از فعالان بلوچ و نهادهای نزدیک به جنبش بلوچ، انگشت انتقاد را بهسوی نهادهای امنیتی پاکستان گرفتند و خواستار تحقیقات مستقل شدند. دولت پاکستان هرگونه دخالت در این ماجرا را رد کرده است.
در سالهای اخیر، دکتر مهرنگ به یکی از چهرههای برجسته نسل تازه فعالان بلوچ تبدیل شده است. او که پزشک و فعال حقوق بشر است، تمرکز خود را بر مسئله ناپدیدشدگان اجباری، بازداشتها و حقوق مدنی بلوچها گذاشته و توانسته توجه رسانهها و نهادهای بینالمللی را به بلوچستان جلب کند. راهپیماییها و کارزارهای اعتراضی او، بهویژه درباره خانوادههای ناپدیدشدگان، بازتاب گستردهای در منطقه داشته است.
فعالان بلوچ میگویند هزاران نفر طی دو دهه گذشته در بلوچستان ناپدید شدهاند؛ ادعایی که بارها از سوی نهادهای حقوق بشری نیز مطرح شده است.
در کنار فعالیتهای سیاسی و مدنی، گروههای مسلح بلوچ نیز طی دو دهه گذشته نقش پررنگی در تحولات بلوچستان داشتهاند. در میان آنها، ارتش آزادیبخش بلوچ، به مهمترین و فعالترین گروه مسلح بلوچ تبدیل شده است. این گروه خود را یک سازمان آزادیخواه معرفی میکند و میگوید هدفش «پایان کنترل پاکستان بر بلوچستان» و دستیابی بلوچها به حق تعیین سرنوشت است.
ارتش آزادیبخش بلوچ طی سالهای اخیر دامنه عملیات خود را گسترش داده و از حملات چریکی در مناطق کوهستانی تا عملیات پیچیده علیه مراکز نظامی، کاروانهای ارتش، پروژههای معدنی و منافع چین را دربر گرفته است. این گروه بارها مسئولیت حملات مرگبار در بلوچستان و دیگر شهرهای پاکستان را برعهده گرفته و به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی اسلامآباد تبدیل شده است.
نام بشیر زیب در سالهای اخیر بهعنوان یکی از چهرههای کلیدی ارتش آزادیبخش بلوچ مطرح شده است. او پس از کشتهشدن برخی فرماندهان پیشین این گروه، در ساختار فرماندهی و هماهنگی عملیاتها نقش برجستهتری پیدا کرد. همزمان، شاخههایی مانند «گارد جمهوریخواه بلوچ» نیز در بخشهایی از بلوچستان فعالیت داشتهاند و در حملات علیه نیروهای امنیتی و تأسیسات دولتی نامشان مطرح شده است.
بخش مهمی از فعالیتهای مسلحانه بلوچها طی سالهای اخیر بر پروژههای مرتبط با چین و «کریدور اقتصادی چین و پاکستان» یا CPEC متمرکز بوده است. بندر گوادر، پروژههای معدنی ریکو دق و مسیرهای ترانزیتی مرتبط با چین بارها هدف حمله قرار گرفتهاند. گروههای بلوچ میگویند این پروژهها بدون رضایت مردم محلی اجرا شده و هدف آن استخراج منابع بلوچستان و تغییر بافت جمعیتی منطقه است.
حمله به کاروانهای حامل مهندسان چینی، حمله به هتل محل اقامت سرمایهگذاران چینی در گوادر و حملات مکرر به پروژههای معدنی، باعث شده مسئله بلوچستان از یک بحران داخلی پاکستان فراتر رود و به بخشی از رقابتهای ژئوپولیتیک منطقه تبدیل شود. پکن و اسلامآباد این حملات را تهدیدی علیه ثبات و توسعه اقتصادی منطقه میدانند، اما جریانهای بلوچ آن را بخشی از «مقاومت علیه بهرهبرداری خارجی» توصیف میکنند.
همزمان، ارتش پاکستان حضور نظامی خود را در بلوچستان افزایش داده و عملیات گستردهای را علیه گروههای مسلح بلوچ اجرا کرده است. نهادهای حقوق بشری و فعالان بلوچ بارها نیروهای امنیتی را به بازداشتهای گسترده، سرکوب اعتراضات، اعدامهای فراقانونی و ناپدیدسازی اجباری متهم کردهاند؛ اتهامهایی که مقامهای پاکستانی رد میکنند.
امروز جنبش بلوچ تنها در کوهستانها یا میدانهای نبرد خلاصه نمیشود. از فعالان تبعیدی در اروپا و کانادا تا دانشجویان، خانوادههای ناپدیدشدگان و گروههای مسلح فعال در بلوچستان، همگی بخشی از جنبشی هستند که اشکال مختلف مبارزه سیاسی، رسانهای، مدنی و نظامی را در کنار هم پیش بردهاند.
با وجود دههها عملیات امنیتی، کشتهشدن فرماندهان مسلح، بازداشت فعالان و سرکوب اعتراضات، بحران بلوچستان همچنان ادامه دارد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تا زمانیکه مسئله مشارکت سیاسی، توزیع منابع، حقوق مدنی و مطالبات هویتی بلوچها حل نشود، بلوچستان همچنان یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین پروندههای سیاسی و امنیتی جنوب آسیا باقی خواهد ماند.


