✍️ مبارز
خط موسوم به دیورند در سال ۱۸۹۳، در اوج نفوذ استعمار بریتانیا در منطقه، میان حکومت وقت افغانستان و نماینده بریتانیا در هند ترسیم شد؛ توافقی که در شرایط فشار سیاسی و نظامی بر امیر وقت افغانستان امضا گردید و از همان ابتدا با نگاه «تحمیلی» در داخل افغانستان روبهرو شد. بسیاری از روایتهای تاریخی در افغانستان تأکید دارند که این خط نه بر پایه رضایت ملی، بلکه در چارچوب موازنه قدرت آن زمان شکل گرفت.
از آن زمان تا امروز، هیچیک از حکومتهای افغانستان این خط را بهعنوان مرز رسمی با پاکستان به رسمیت نشناخته اند. در ادبیات سیاسی افغانستان، دیورند «خط فرضی» خوانده میشود و بهعنوان یک مناقشه حلنشده تاریخی باقی مانده است؛ موضعی که در دورههای مختلف، از سلطنت و جمهوریها و تا امارت تداوم یافته است.
در میان رهبران سیاسی، داوود خان از مخالفان سرسخت این خط بشمار میرفت و آن را مسئلهای ملی و غیرقابل مصالحه میدانست. در دوره حکومت های کمونیستی نیز هیچ زمامداری با این مسئله کنار نیامد. داکتر نجیب آخرین زمامدار نظام کمونیستی نیز بر عدم شناسایی آن تأکید داشت. در سالهای پس از ۲۰۰۱ نیز حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، بارها اعلام کرد که دیورند بهعنوان مرز رسمی مورد پذیرش افغانستان نیست.
امارت اسلامی طالبان نیز در هر دو دوره زمامداری خود از این داعیه ملی عقبنشینی نکرده است. بهویژه در دوره دوم، تنشها بر سر خط فرضی دیورند میان افغانستان و پاکستان افزایش یافته و بهگفته ناظران، یک سال اخیر یکی از پرتنشترین مقاطع در این مناقشه بوده است.
در سطح ملی، مسئله دیورند تنها به یک قوم خاص محدود نمانده و بهعنوان یک «داعیه ملی» در میان طیفهای مختلف قومی و سیاسی افغانستان مطرح بوده است. برخلاف برخی برداشتها، مخالفت با این خط فرضی تنها به پشتونها محدود نمیشود، بلکه رهبران و جریانهای سیاسی از اقوام مختلف نیز در برابر آن موضعگیری کردهاند.
در این میان، احمد شاه مسعود نیز دیورند را بهعنوان مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان نمیپذیرفت و بر پیوستگی تاریخی و اجتماعی دو سوی این خط تأکید داشت. دیدگاه او بازتابی از نگاه گستردهتری بود که این موضوع را نه صرفا یک مسئله قومی، بلکه یک موضوع ملی و تاریخی میدانست.
از نظر جغرافیایی، بخشهای وسیعی از مناطق پشتوننشین و بلوچنشین که امروز در چارچوب اداری پاکستان قرار دارند، در پی ترسیم این خط از افغانستان جدا شدند. این مناطق، بهویژه در خیبرپختونخوا، همچنان با چالشهای امنیتی، نارضایتیهای سیاسی و درگیریهای مسلحانه روبهرو هستند؛ وضعیتی که بهگفته برخی ناظران، نشاندهنده حلنشدن ریشههای تاریخی این مرزبندی است.
در داخل پاکستان، دولت و ارتش این کشور همواره تلاش کرده اند تا مسئله دیورند را ختم شده نشان دهند بر نهایی بودن این خط تأکید کردهاند، اما منتقدان در افغانستان میگویند اسلامآباد برای خاموش کردن این مناقشه، از فشارهای سیاسی و امنیتی استفاده کرده است. در این میان، اظهارات برخی چهرهها مانند محمد محقق که بهنوعی از پایانیافته بودن این موضوع سخن گفتهاند، با واکنش و محکومیت گسترده سیاسیون و رهبران افغانستان روبهرو شده است. منتقدان میگویند تنها شمار اندکی که متهم به داشتن روابط پنهانی با پاکستاناند، چنین دیدگاههایی را مطرح میکنند و تأکید دارند که هیچ رهبر ملی از هیچ قوم افغانستان تاکنون دیورند را مسئلهای پایانیافته ندانسته است.
با گذشت بیش از یک قرن، خط موسوم به دیورند همچنان یکی از جدیترین و حلنشدهترین نقاط اختلاف میان افغانستان و پاکستان باقی مانده است؛ موضوعی که نشان میدهد تلاشهای اسلامآباد برای تثبیت آن بهعنوان یک مرز قطعی، با موفقیت همراه نبوده است. تحلیلگران این خط را نهفقط یک اختلاف مرزی، بلکه ابزاری مهم در معادلات سیاسی افغانستان میدانند.
به باور این ناظران، تداوم این مناقشه و ناتوانی در دستیابی به یک راهحل پایدار، بیش از هر چیز بیانگر شکنندگی موقعیت سیاسی پاکستان در این پرونده است؛ وضعیتی که باعث شده این کشور، با وجود گذشت دههها، همچنان با چالشی حلنشده در مرزهای غربی خود روبهرو باشد.


