✍️ امینالرحمن درمان
درگیریهای اخیر در مرز میان افغانستان و پاکستان بار دیگر یکی از قدیمیترین و پیچیدهترین بحرانهای منطقه را به سطحی تازه از تنش رسانده است. آنچه در این میان بیش از هر چیز جلب توجه میکند، این واقعیت است که سیاستهای امنیتی و مداخلات مکرر اسلامآباد در امور افغانستان طی دهههای گذشته نقشی اساسی در شعلهور شدن این آتش داشته است؛ آتشی که امروز نه تنها امنیت افغانستان، بلکه ثبات داخلی، اقتصاد و جایگاه بینالمللی خود پاکستان را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
ریشههای این بحران را نمیتوان تنها در حوادث اخیر جستوجو کرد. از دهههای گذشته، بخشهایی از ساختار امنیتی پاکستان تلاش کردهاند با استفاده از گروههای نیابتی و مداخله در معادلات سیاسی افغانستان، عمق استراتژیک برای خود ایجاد کنند. این رویکرد که در مقاطع مختلف با حمایت یا سکوت برخی قدرتهای خارجی نیز همراه بود، به مرور زمان شبکهای از بیثباتی در منطقه ایجاد کرد؛ شبکهای که امروز از کنترل بسیاری از بازیگران خارج شده است. همان ابزارهایی که زمانی برای پیشبرد اهداف ژئوپولیتیکی به کار گرفته میشدند، اکنون به عاملی برای تهدید امنیت داخلی پاکستان تبدیل شدهاند.
یکی از نخستین پیامدهای این سیاستها، تشدید ناامنی در مناطق مرزی پاکستان است. سالها بیثباتی در دو سوی مرز باعث شده گروههای مسلح و شبکههای قاچاق در این مناطق ریشه بدوانند. در نتیجه، دولت پاکستان مجبور شده هزینههای سنگینی برای عملیاتهای امنیتی و نظامی در مناطق مرزی بپردازد. این وضعیت نه تنها امنیت شهروندان را تهدید میکند، بلکه منابع مالی و انسانی قابل توجهی را از توسعه اقتصادی به سمت مدیریت بحرانهای امنیتی سوق داده است.
در حوزه اقتصادی، تبعات این تنشها به شکل چشمگیری نمایان شده است. اقتصاد پاکستان در سالهای اخیر با مشکلات جدی مانند تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و افزایش بدهیهای خارجی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، هرگونه تشدید درگیریهای مرزی میتواند فشار مضاعفی بر اقتصاد این کشور وارد کند. افزایش هزینههای نظامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی و اختلال در مسیرهای تجاری منطقهای از جمله پیامدهای مستقیم این وضعیت است. سرمایهگذاری خارجی، که برای اقتصاد پاکستان حیاتی محسوب میشود، به شدت به ثبات سیاسی و امنیتی وابسته است؛ عاملی که در سایه تنشهای مداوم مرزی به شدت آسیب دیده است.
از سوی دیگر، روابط تجاری پاکستان با همسایگان نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. افغانستان یکی از مسیرهای مهم تجارت منطقهای برای پاکستان محسوب میشود و ناامنی در مرزها میتواند جریان کالا و خدمات را مختل کند. علاوه بر این، پروژههای منطقهای که میتوانستند به رشد اقتصادی پاکستان کمک کنند، در فضای بیاعتمادی و تنشهای امنیتی با چالشهای جدی مواجه شدهاند.
در عرصه سیاسی داخلی نیز این بحرانها پیامدهای قابل توجهی داشتهاند. افزایش ناامنی و فشار اقتصادی باعث شده اعتماد عمومی به سیاستهای دولت کاهش یابد. مخالفان سیاسی بارها از دولت و نهادهای امنیتی پاکستان انتقاد کردهاند که سیاستهای منطقهای این کشور نه تنها امنیت مورد نظر را تأمین نکرده، بلکه به افزایش تهدیدات داخلی انجامیده است. در نتیجه، سیاستی که قرار بود ابزار نفوذ منطقهای باشد، اکنون به موضوعی برای اختلافات سیاسی و فشار افکار عمومی در داخل پاکستان تبدیل شده است.
جایگاه بینالمللی پاکستان نیز از این تحولات بیتأثیر نمانده است. در سالهای اخیر، بسیاری از کشورها و نهادهای بینالمللی از اسلامآباد خواستهاند نقش سازندهتری در ثبات منطقه ایفا کند. اما ادامه تنشها و گزارشهایی درباره ارتباط برخی شبکههای افراطی با خاک پاکستان، موجب شده تصویر این کشور در عرصه جهانی با چالشهایی روبهرو شود. چنین وضعیتی میتواند روابط دیپلماتیک و اقتصادی پاکستان با بسیاری از شرکای بینالمللی را پیچیدهتر کند.
نکته مهم آن است که سیاستهای مبتنی بر رقابتهای ژئوپولیتیکی کوتاهمدت، اغلب پیامدهایی بلندمدت و پیشبینیناپذیر دارند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بیثباتی در افغانستان هرگز در مرزهای این کشور محدود نمیماند و دیر یا زود به داخل پاکستان نیز سرایت میکند. به بیان دیگر، امنیت افغانستان و پاکستان به شکل جداییناپذیری به یکدیگر گره خورده است.
از همین رو بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ادامه رویکردهای گذشته نه تنها کمکی به منافع ملی پاکستان نمیکند، بلکه هزینههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن را افزایش خواهد داد. در جهانی که همکاریهای منطقهای و توسعه اقتصادی نقش تعیینکنندهای در قدرت کشورها دارند، تداوم سیاستهای مبتنی بر تنش و رقابتهای نیابتی میتواند فرصتهای مهمی را از پاکستان سلب کند.
امروز بیش از هر زمان دیگر روشن شده است که آتشی که در منطقه شعلهور شده، اگرچه در ابتدا ممکن است ابزاری برای فشار یا نفوذ تصور میشد، اما در نهایت دود آن به چشم همان کشوری میرود که آن را برافروخته است. پاکستان اکنون در نقطهای قرار دارد که ناچار است میان ادامه این مسیر پرهزینه یا حرکت به سوی سیاستی مبتنی بر همکاری، احترام متقابل و ثبات منطقهای یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که نه تنها آینده روابط با افغانستان، بلکه سرنوشت اقتصادی و سیاسی خود پاکستان را نیز رقم خواهد زد.


